خوش به حال کسی که بار خودش را سنگین نکند. دنیا با همه بند و بیلش نمی ارزد. جرئیل آمد محضر پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و عرض کرد: یا رسول الله! تمام کوه های اطراف مکه را برایت طلای ناب می کنیم. فرمودند: «من نمی خواهم.» جبرئیل رفت و برگشت و عرض […]
خوش به حال کسی که بار خودش را سنگین نکند. دنیا با همه بند و بیلش نمی ارزد.
جرئیل آمد محضر پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و عرض کرد: یا رسول الله! تمام کوه های اطراف مکه را برایت طلای ناب می کنیم.
فرمودند: «من نمی خواهم.»
جبرئیل رفت و برگشت و عرض کرد: یا رسول اللّه! اگر نگران جهات معنویتان هستید ما تضمین می کنیم از مقامات معنوی شما کم نمی شود.
فرمودند: نه، جبرائیل! می خواهم یک روز گرسنه باشم تا از خدا سؤال کنم و یک روز سیر باشم و خدا را شکر کنم.
🔸حضرت سلیمان با آن همه دم و دستگاه که داشت، زنبیل می بافت. از درخت خرما یک رقم زنبیل های خاصی می بافت. روزی یک زنبیل به دو درهم می بردند بازار می فروختند. خوراک و زندگی حضرت از همان کار زنبیل بافی بود. آن سلطنتش علامت پیغبمری اش بود.
این مطلب بدون برچسب می باشد.