۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » نکات کوتاه
  • 07 اکتبر 2017 - 9:03
  • 278 بازدید
حسین علیه السلام
حسین علیه السلام

حسین علیه السلام

🔻باید دقیق تر و بازتر وارد قضیه عاشورا شد و اصناف مختلف مردم آن زمان را شناخت. واقعاً مردم آن زمان فقط دو گروه نیستند که یا طرف ابن سعد باشند یا طرفدار حضرت سید الشهداء علیه السلام؛ بلکه بین این دو دسته اصناف متعدد و مختلفی هستند. 🔸ما در یک تصورِ خیالی، یک ابن […]

🔻باید دقیق تر و بازتر وارد قضیه عاشورا شد و اصناف مختلف مردم آن زمان را شناخت. واقعاً مردم آن زمان فقط دو گروه نیستند که یا طرف ابن سعد باشند یا طرفدار حضرت سید الشهداء علیه السلام؛ بلکه بین این دو دسته اصناف متعدد و مختلفی هستند.
🔸ما در یک تصورِ خیالی، یک ابن سعد درست می‌کنیم و یک حضرت أباعبدالله؛ ولی این بین، صد ها رتبه هست. این افراد و اصنافی که بین این دو رتبه هستند را هم با شرح صدر، باید دید.
🔹بله یک گروه بودند که برای یاری حضرت و شهادت در رکاب ایشان نصیب داشتند؛ امثال زهیر بن قین که این جمله را دارند که اگر بارها کشته شویم باز دست از یاری حضرت بر نمی داریم. این ها دیگر نهایت فداکاری را داشتند که حضرت درباره ایشان فرمودند اصحابی بهتر از این ها نیست.
🔸منتهی این ها یک گروه هستند امّا در آن زمان مردم اصناف و گروه های مختلفی داشتند که لازم است بررسی شوند.

🔻مثلا یک دسته از مردم کسانی هستند که بخل و جُبْن(ترس) بر ایشان حاکم است. حضرت سیدالشهداء و اقامه عدل را دوست دارند ولی این که پای اقتضائات بعد آن هم ایستاده باشند، نه این طور نبودند…
🔸در بین راه که حضرت اباعبد الله علیه السلام به سمت کوفه می ‌آمدند بسیاری از قبائل با حضرت همراه شدند؛ منتهی همین که خبر شهادت حضرت مسلم سلام الله علیه به آقا سید الشهداء علیه السلام رسید و ورق برگشت، خیلی ها آرام آرام خودشان را کنار کشیدند.
🔹این ها برای این آمده بودند که یک حکومتی برپا بشود که حکومت عدل و خوب باشد و حضرت اباعبدالله علیه السلام هم بالای سرشان باشند و زندگیشان را ادامه بدهند و در آسایش بگذرانند ولی برای جهاد، شهادت و از خود گذشتن آمادگی نداشتند.
🔸باز از این نمونه هم بودند کسانی که حتی حاضر به جنگیدن برای حضرت بودند اما نه در حد شهادت. چنانچه در مورد ضحاک بن عبدالله مشرقی نقل شده که قبل از عاشورا خدمت حضرت آمد و عرض کرد که آیا کشته شدن من از کشته شدن شما جلوگیری می‌ کند؟
حضرت فرمودند نه.
گفت پس من تا وقتی فایده داشته باشم می مانم و بعد می روم.
🔹روز عاشورا همین کار را هم کرد و در لحظات آخر فرار کرد که قضیه اش مفصل در منابع آمده است. این هم یک رقم و یک صنف از مردم بود. حتی برای رفتن از حضرت اذن گرفت. حضرت هم فرمودند: اذن دادم برو.
🔸اینها بینابینی ‌ها هستند که باید بهتر آنها را شناخت. در سلوک هم اینجور آدم ها هستند.

🔻یک گروهی هم در کوفه بودند که وقتی از ایشان پرسیدند چرا شما الآن در کوفه هستید در حالی که حضرت اباعبد الله الان نیاز به یاری دارند؟!
گفتند: إنّا لَنَجْتَهِدُ فی الدُّعاء.
یعنی ما برای پیروزی حضرت اباعبدالله زیاد دعا می کنیم اما اهل جهاد و شهادت نبودند.
🔸اگر خوب اصناف مختلف مردم شناخته شوند یک سری تحلیل ها و ریشه یابی های اخلاقی از بررسی انواع برخورد ها با قضیه عاشورا در می‌آید که مردم چه نفوسی دارند؟!
چرا این جور می ‌شوند؟
🔹تفکیک انواع مردم لازم است و باعث شناسایی نفوس می‌شود و معلوم می شود موانعشان چیست؟ چرا عاقبت کارشان چنین می شود؟

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*