۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » صفحه اصلی » مقالات برگزیده
  • 06 ژانویه 2016 - 12:12
  • 596 بازدید

آیات الاخلاق

محسن ملاکاظمى ‌‌‌ إِنَّ الَّذِینَ قَالُواْ رَبُّنَا اللهُ ثُمَّ اسْتَقَمُواْ تَتَنزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَئکَهُ أَلَّا تخَافُواْ وَ لَا تحْزَنُواْ وَ أَبْشِرُواْ بِالجَنَّهِ الَّتىِ کُنتُمْ تُوعَدُونَ نحْنُ أَوْلِیَاؤُکُمْ فىِ الْحَیَوهِ الدُّنْیَا وَ فىِ الاْخِرَهِ وَ لَکُمْ فِیهَا مَا تَشْتَهِى أَنفُسُکُمْ وَ لَکُمْ فِیهَا مَا تَدَّعُونَ ‌‌‌ بر آنان که گفتند: پروردگار ما اللَّه است و پایدارى ورزیدند، […]

محسن ملاکاظمى ‌‌‌

إِنَّ الَّذِینَ قَالُواْ رَبُّنَا اللهُ ثُمَّ اسْتَقَمُواْ تَتَنزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَئکَهُ أَلَّا تخَافُواْ وَ لَا تحْزَنُواْ وَ أَبْشِرُواْ بِالجَنَّهِ الَّتىِ کُنتُمْ تُوعَدُونَ نحْنُ أَوْلِیَاؤُکُمْ فىِ الْحَیَوهِ الدُّنْیَا وَ فىِ الاْخِرَهِ وَ لَکُمْ فِیهَا مَا تَشْتَهِى أَنفُسُکُمْ وَ لَکُمْ فِیهَا مَا تَدَّعُونَ ‌‌‌

بر آنان که گفتند: پروردگار ما اللَّه است و پایدارى ورزیدند، فرشتگان فرود مى آیند که مترسید و غمگین مباشید، شما را به بهشتى که به شما وعده داده شده بشارت است.

ما در دنیا دوستدار شما بودیم و نیز در آخرت دوستدار شماییم. در بهشت هر چه دلتان بخواهد و هر چه طلب کنید برایتان فراهم است. (فصلت، آیه ۳۰ و ۳۱)

پایدارى و ثبات قدم ‌‌‌[۱]

یکى از موضوعاتى که براى تهذیب اخلاق بسیار ضرورى مى ‌‌‌‌نماید، ثبات قدم و پایدارى در مسیر تهذیب است که ایات قرآن کریم و روایات اهل بیت علیهم السلام و به پیروى از آن ‌‌‌ها، بزرگان و علما[۲] نیز بر این موضوع پافشارى دارند. از جمله کلیدواژه ‌‌‌‌هاى این بحث در قرآن و روایات، واژه «استقامت ‌‌‌[۳]» و «ثبات قدم ‌‌‌[۴]» مى باشد.

ممکن است به عللى براى انسان، جذب‌ه ‌‌‌اى حاصل شود و ناگهان مسیر نادرست خود را تغییر دهد یا فکرى او را به حق راهنمایى کند و او تصمیم بگیرد راه درست را بپیماید؛ ولى در این تصمیم، ثابت نباشد و علل و عواملى او را در این تصمیم سست کند؛ بنابراین صرف ایمان ابتدایى براى سلوک، کافى نیست و سالک باید به مرحله ثبات در ایمان و [عمل ‌‌‌] برسد؛ از این رو خداوند در قرآن کریم، یکى از اوصاف برجسته سالکان کوى حق را ثبات قدم مى ‌‌‌‌داند.[۵]

آثار پایدارى و ثبات قدم از نگاه قرآن ‌‌‌

الف. آثار مادى (وسعت رزق)

قرآن کریم مى ‌‌‌‌فرماید:

وانْ لَوِ استقاموا على الطریقه لَاستقینهم ماء غدقا[۶] اگر آن ‌‌‌ها بر طریقه ایمان، پایدارى و استقامت کنند، ما آن ‌‌‌ها را با آب فراوان سیراب مى کنیم.

در تفسیر این آیه مى ‌‌‌‌خوانیم: آنچه مایه وفور نعمت مى‌ ‌‌‌شود، استقامت بر ایمان است؛ نه اصل ایمان ‌‌‌[۷]؛

لذا در ایه بعد، به نقطه مقابل اشاره مى‌ ‌‌‌کند و مى‌ ‌‌‌فرماید: ومن یعرض عن ذکر ربه یسلکه عذابا صعدا

و هرکس از یاد پروردگارش روى برگرداند، او را به راه عذاب شدید و روزافزونى مى‌ ‌‌‌برد.

استقامت بر طریقه، به معناى ملازمت و ثبات بر اعمال و اخلاق است که ایمان به خدا اقتضاى آن را دارد. «ماء غدق» به معناى آب بسیار است و بعید نیست از سیاق استفاده شود که جمله مذکور، بخواهد توسعه در رزق ‌‌‌ را برساند. اعراض از ذکر خدا، لازمه استقامت نداشتن بر طریقه است که به عذاب پروردگار مى ‌‌‌‌انجامد.[۸]

ب. آثار معنوى ‌‌‌

خداوند متعال مى ‌‌‌‌فرماید:

إِنَّ الَّذِینَ قَالُواْ رَبُّنَا اللهُ ثُمَّ اسْتَقَمُواْ تَتَنزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَئکَهُ أَلَّا تخَافُواْ وَ لَا تحْزَنُواْ وَ أَبْشِرُواْ بِالجَنَّهِ الَّتىِ کُنتُمْ تُوعَدُونَ نحْنُ أَوْلِیَاؤُکُمْ فىِ الْحَیَوهِ الدُّنْیَا وَ فىِ الاْخِرَهِ وَ لَکُمْ فِیهَا مَا تَشْتَهِى أَنفُسُکُمْ وَ لَکُمْ فِیهَا مَا تَدَّعُونَ ‌‌‌[۹]

از این ایات به دست مى ‌‌‌‌اید که استقامت و پایدارى بر ایمان، آثار معنوى متعددى دارد که عبارتند از:

  1. نزول فرشتگان بر انسان ‌‌‌

برخى روایات، نزول فرشتگان را هنگام مرگ دانسته‌اند و این، از باب ذکر مصداق بارز مى باشد؛ ولى در روایات دیگر به معناى گسترده‌ ‌‌‌ترى تفسیر شده است که حال حیات را نیز شامل مى‌شود.[۱۰] نزول پیاپى فرشتگان که از فعل مضارع «تتنزل» فهمیده مى‌ ‌‌‌شود؛ نشانگر عنایت ویژه خداوند به موحدان با استقامت مى ‌‌‌‌باشد[۱۱]. آرى؛ این بشارت ‌‌‌هاى فرشتگان الهى است که در روح و حال انسان بایمان و داراى ثبات قدم پرتو مى ‌‌‌افکند و در طوفان ‌‌‌هاى سخت زندگى، به آن ‌‌‌ها نیرو و توان مى ‌‌‌‌بخشد.

  1. آرامش و اطمینان ‌‌‌

یکى از آرزوهاى همیشگى بشر، رسیدن به آرامش و رهایى از اضطراب و نگرانى است. آرى؛ در پرتو ایمان و استقامت، فرشتگان بر انسان فرود مى ‌‌‌‌ا‌یند و بشارت مى ‌‌‌‌دهند که نه از حوادث بیمناک آینده ترس داشته باش و نه از حوادث ناگوار گذشته، اندوه.[۱۲]

  1. مژده به بهشت با همه اوصافش ‌‌‌

عبارت «کنتم توعدون» تعبیر جامعى است که همه اوصاف بهشت را که شنیده ‌‌‌اند در نظر مؤمنان ثابت قدم تداعى مى ‌‌‌‌کند. در فراز بعد مى ‌‌‌‌فرماید: «ولکم فیها تشتهى انفسکم ولکم فیها ماتدعون ‌‌‌».

تقدیم «فیها» بر «تشتهى» گویاى حصر است؛ یعنى: آنچه مى ‌‌‌‌خواهید و آرزو مى‌ ‌‌‌کنید، تنها در بهشت بدان دست مى‌ ‌‌‌یابید و در غیر بهشت، این ‌‌‌گونه نیست که آدمى هر چه بخواهد، بتواند به دست آورد[۱۳].

  1. مددکارى فرشتگان در دنیا و آخرت ‌‌‌

انسان، در حال جنگ تمام عیارى با شیطان است، که دشمن قسم خورده انسان مى‌ ‌‌‌باشد. از طرفى این جنگ، نابرابر است، زیرا شیاطین او را مى ‌‌‌‌بینند؛ ولى از دید انسان پنهان هستند:

انه یریکم هو قبیله من حیث لاترونهم ‌‌‌[۱۴]

این ‌‌‌جا است که انسان، پیوسته به یارى و امدادهاى غیبى نیاز دارد.

در پرتو استقامت و پایدارى، فرشتگان الهى چنین مژده مى ‌‌‌دهند: نحن اولیاؤکم فى الحیوه الدنیا و الاخره

ما در زندگى دنیایى و آخرت، یاران و مددکاران شماییم. [… در نیکى‌ ‌‌‌ها به شما کمک مى‌ ‌‌‌کنیم و در لغزش ‌‌‌ها و برابر دشمنان، شما را حفظ مى ‌‌‌‌کنیم.]

  1. میزبانى خداوند

مؤمنان با استقامت، از نعمت ‌‌‌هاى مادى و معنوى بهشت بهره ‌‌‌مند مى ‌‌‌ شوند که آن هم به میزبانى خداوند بخشنده و مهربان مى ‌‌‌ باشد.

از سیاق آیه «ان الذین قالوا ربنا الله … نزلا من غفور رحیم ‌‌‌» به دست مى ‌‌‌‌اید که خداوند، لغزش ‌‌‌ها و گناهان مؤمنانى که داراى استقامت باشند را مورد عفو و بخشش قرار مى ‌‌‌دهد. با توجه به معناى نزل (به معناى پیش  ‌‌‌درآمد پذیرایى از میهمان) تأمین نیازها و ارضاى همه خواسته ‌‌‌ ها و آرزوهاى اهل ایمان که دارى ثبات قدم و استقامت مى ‌‌‌ باشند پیش  ‌‌‌پذیرایى خداوند بخشنده و مهربان است ‌‌‌[۱۵].

برخى نیز گفته  ‌‌‌اند: آیه اشاره دارد که این پیش  ‌‌‌پذیرایى اهل بهشت، همان مژده فرشتگان الهى است و این که ما با شما هستیم، تا شما را به بهشت که دار کرامت الهى است، برسانیم ‌‌‌[۱۶].

با دقت در این مفاهیم و عظمت این وعده ‌‌‌‌هاى الهى، روح آدمى اوج مى ‌‌‌گیرد. در پرتو همین معارف بود که اسلام، انسان ‌‌‌هاى نمونه ‌‌‌‌اى تربیت کرد که از هیچ ایثارى مضایقه نداشتند و همین ایات، مى ‌‌‌‌تواند الهام بخش مسلمانان، در راه پیروزى بر شیاطین انسى و جنى باشد.

از امام صادق (علیه السلام) حکایت شده است: لوان شیعتنا استقاموا لصافحتهم الملائکه ولأظلمهم الغمام ‌‌‌[۱۷]

اگر شیعیان ما استقامت داشتند، هر اینه فرشتگان با آن ‌‌‌ها مصافحه مى ‌‌‌کردند و ابرها بر سرشان سایه مى ‌‌‌افکندند.

در حفر چاه، با چند ضربه، به آب نمى  ‌‌‌توان رسید و استقامت و استمرار لازم است. چه بسا افراد کم ‌‌‌ طاقتى که از رسیدن به آب ناامید مى ‌‌‌‌شوند؛ در حالى که با یکى دو ضربه دیگر موفق مى ‌‌‌شدند. در مسیر تهذیب اخلاق و رسیدن به آب حیات نیز استقامت و استمرار در عمل لازم است، تا چشم انسان به ملکوت باز شود و آسمان ‌‌‌ها و زمین که جنود الهى هستند، یار و یاور انسان شوند و راه رسیدن به کمال الهى هموار گردد.

راه ‌‌‌هاى تحصیل ثبات قدم و استقامت ‌‌‌

  1. سحرخیزى و قرائت قرآن ‌‌‌

خداوند، در سوره مزمل، سنگینى وحى را بیان مى ‌‌‌کند[۱۸] و براى تقویت و ایجاد آمادگى این رسالت الهى، خطاب به پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله مى ‌‌‌فرماید:

یا ایها المزمل قم اللیل الا قلیلا، نصفه او انقص منه قلیلا او زد علیه و رتل القرآن ترتیلا

با سحرخیزى و قرائت قرآن بود که پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله) داراى چنین ظرفیت وسیعى شد و توانست مخاطب فرمان سنگین «فاستقم کما امرت و من تاب معک» شوند.

  1. دعا

دومین گام براى به دست آوردن استقامت و ثبات قدم، درخواست از درگاه حضرت حق مى ‌‌‌‌باشد. همان ‌‌‌گونه که در شمارى از دعاهاى قرآنى مى ‌‌‌‌خوانیم: «ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا وانصرنا على القوم الکافرین ‌‌‌[۱۹].

براى این که این موضوع در وجود انسان نهادینه شود، مستحب است در وضو هنگام مسح پا زمزمه کنیم: «اللهم ثبت قَدَمَى على الصراط یوم تزل فیه الاقدام»

. ظهور این دعا درخواست ثبات قدم براى نجات از لغزش در روز قیامت است؛ ولى اطلاقش شامل دنیا نیز مى شود[۲۰]. در زیارت عاشورا نیز چنین ترنم مى کنیم:

«اللهم … وثبت لى قدم صدق عندک مع الحسین و اصحاب الحسین»

. ۳٫ دقت و تفکر در زندگى انبیا و اولیاى الهى و مخالفان آن ‌‌‌ها

قرآن کریم مى ‌‌‌فرماید:

وکُلًّا نقص علیک من انباء الرسل ما نثبت به فؤادک و جاءک فى هذه الحق وموعظه و ذکرى للمؤمنین ‌‌‌[۲۱]

خداوند متعال با بیان سرگذشت انبیا و مخالفان آن ‌‌‌ها همت و اراده پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و پیروان آن حضرت را تقویت مى ‌‌‌کند[۲۲]، تا بر اثر مخالفت ‌‌‌ها و کارشکنى دشمنان، گرد و غبار ناامیدى بر قلب آن ‌‌‌ها ننشیند و بدانند دشمنان آن ‌‌‌ها به اندازه فرعون قوى نیستند و خود آن ‌‌‌ها هم به اندازه موساى در گهواره ضعیف نیستند. همان خدایى که موسى را بر فرعون پیروز نمود، پیروزى شما را هم تضمین مى ‌‌‌‌کند. از طرفى در این اخبار، قوانین و حقایقى مربوط به شکست و پیروزى امت ‌‌‌ها و افراد وجود دارد که براى ما درس ‌‌‌آموز مى ‌‌‌‌باشد. از آن ‌‌‌جا که داستان ‌‌‌هاى انبیا سطح عالى عرفانى ایات قرآن را حامل است، براى مؤمنان مایه پند و اندرز مى‌ ‌‌‌باشد؛ براى مثال، وقتى مى ‌‌‌بینیم با ثبات قدم است که یوسفِ وجود انسان از قعر چاه به اوج جاه مى ‌‌‌رسد روح استقامت و ثبات قدم در وجود انسان دمیده مى ‌‌‌‌شود.

  1. انفاق در راه خدا

قرآن کریم، در آیه شریف «… الذین ینفقون اموالهم ابتغاء مرضات الله و تثبیتا من انفسهم ‌‌‌»[۲۳] انفاق در راه خدا را باعث تثبیت دل و تقویت روح ایمان در وجود انسان مى ‌‌‌داند.

  1. ذکر

براى حیات دل و استقامت در راه حق گفتن ذکر «یاحى یاقیوم» مؤثر است ‌‌‌[۲۴].

یادآورى ‌‌‌

از آیات متعدد، از جمله آیه شریف «واستقم کما امرت و من تاب معک ولاتطغوا انه بما تعملون بصیر» به دست مى ‌‌‌‌آید که پایمردى و استقامت در مسیر مذکور، باید همراه تعبد باشد. خدا، به پیامبر صلى الله علیه و آله و پیروانش مى ‌‌‌فرماید: همان گونه که به شما دستور داده شده (کما امرت) استقامت کنید، نه آن طور که خودتان مى ‌‌‌‌خواهید. این استقامت باید بدون «افراط» و «تفریط» باشد و بدانید خداوند به آنچه عمل مى ‌‌‌‌کنید، آگاه است.

این مجموعه دستورات بود که این آیه را از سنگین ‌‌‌ترین آیات نازل شده بر پیامبر صلى الله علیه و آله قرار داد که در پى آن آثار پیرى در آن حضرت پدیدار شد.[۲۵]

نتیجه ‌‌‌

از آنچه گذشت، به دست مى ‌‌‌اید: براى این که در تهذیب اخلاق به توفیقاتى دست یابیم، به ثبات قدم و استقامت نیازمندیم. اگر در این مسیر، ثبات قدم و استقامت را از دست بدهیم، نه تنها آنچه را که تحصیل کرده ‌‌‌ایم از دست مى ‌‌‌دهیم، بلکه باید منتظر عواقب کار خود نیز باشیم.[۲۶] و براى تحصیل این مواهب الهى، باید از طریق سحرخیزى و قرائت قرآن، ظرفیت خود را بالا ببریم؛ در دعاهاى خود از خداوند طلب کنیم؛ با دقت در زندگى انبیا و اولیاى الهى، سرمشقى براى خود ترسیم نماییم؛ با بذل و بخشش مال، ریشه ‌‌‌هاى درخت «ثبات» را در دل خود محکم کنیم و با نور «ذکر»، آن را بارور نماییم که اگر ثابت قدم شویم، دیگر چیزى ما را نمى لرزاند؛ سرد و گرم روزگار، ما را از پاى درنمى ‌‌‌آورد، نه آمدن نعمتى، ما را چنان مسرور مى ‌‌‌کند که از انجام وظیفه غافل شویم، و نه از دست دادن نعمتى ما را چنان محزون مى ‌‌‌‌کند که در انجام وظیفه کوتاهى کنیم ‌‌‌[۲۷]. قرآن کریم مى ‌‌‌‌فرماید:

لکیلا تأسوا على مافاتکم ولا تفرحوا بما اتاکم ‌‌‌[۲۸]

پیوست‌ها:

[۱] . ثبات در هر چیز به حسب همان چیز است؛ بنابراین وقتى مى ‌‌‌‌گویند فلانى ثابت قدم است، یعنى آن ‌‌‌جا که مى‌ ‌‌‌اندیشد« ثابت فکر» و آن ‌‌‌جا که مى ‌‌‌‌گوید« ثابت قول» و … است، ولى از آن ‌‌‌جا که براى حرکت، بیشتر، از قدم کمک مى ‌‌‌‌گیریم« ثبات» بیشتر به« قدم» اسناد داده مى ‌‌‌شود.( تفسیر موضوعى، ج ۱۱، ص ۲۳۹). بدیهى است که بحث ثبات قدم هم در حوزه عقاید هم اخلاق و هم احکام مطرح مى‌ ‌‌‌باشد.

[۲] . محقق طوسى در کتاب اوصاف الاشرف« ثبات قدم» را دومین مرحله از مراحل سیر و سلوک نام مى‌ ‌‌‌برد.( اوصاف الاشراف، ص ۱۳). علامه تهرانى نیز در رساله لب الالباب( تقریرات درس اخلاق و عرفان علامه طباطبایى) ثبات قدم را پنجمین شرط براى تهذیب مى ‌‌‌داند( رساله لب الالباب، ص ۱۰۸).

[۳] ..« الثبات ضد الزوال» ثبات، ضد زوال و سستى است.( مفردات، راغب اصفهانى، ماده( ثبت)).

[۴]. استقامت، به معناى ثبات داشتن و ملازم طریق مستقیم بودن مى ‌‌‌‌باشد.( همان، ماده( قوم)).

[۵] . تفسیر موضوعى، همان.

[۶] . سوره جن: ۶۱٫

[۷] .. تفسیر نمونه، ج ۲۵، ص ۱۲۷٫

[۸] . المیزان، ج ۲۰، ص ۴۶٫

[۹] . سوره فصلت: ۳۰- ۳۱٫

[۱۰] .. ر. ک نورالثقلین، ج ۴، ص ۵۴۶( به نقل از تفسیر نمونه، ج ۲۰، ص ۲۹۲).

[۱۱] . تفسیر راهنما، ج ۱۶، ص ۴۰۸٫

[۱۲] . در سوره احقاف، آیه ۱۳ مى ‌‌‌فرماید:« ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا فلا خوف علیهم و لاهم یحزنون»

[۱۳] . تفسیر راهنما، ج ۱۶، ص ۴۱۱٫

[۱۴] . سوره اعراف: ۷۲٫

[۱۵] .. تفسیرراهنما، ج ۱۶، ص ۴۱۲٫

[۱۶] . مخزن العرفان،، ج ۱۱، ص ۳۲۸٫

[۱۷] . بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۲۸۰٫

[۱۸] .« انا سَنُلقى علیک قولا ثقیلا»

[۱۹] . سوره بقره: ۲۵۰٫ ثبات قدم، از لوازم یک رزمنده است؛ خواه در جهاد اصغر و خواه در جهاد اکبر، و در جهاد اکبر، ضرورى‌ ‌‌‌تر است؛ چرا که در جهاد اصغر، ممکن است پیکار به صلح انجامد، ولى در جهاد اکبر، راه صلح، همیشه بسته است.( ک: تفسیر موضوعى قرآن، ج ۱۱، ص ۲۴۰).

[۲۰] . تفسیر موضوعى قرآن، ج ۱۱، ص ۲۴۰٫

[۲۱] .سوره هود: ۱۲۰٫

[۲۲] . ر. ک: تفسیرالمیزان، ج ۱۱، ص ۷۱٫

[۲۳] . سوره بقره: ۲۶۵٫

[۲۴] .. ر. ک: بهشت اخلاق، ج ۱، ص ۳۵۲٫

[۲۵] .. ر. ک: تفاسیر گوناگون، ذیل آیه.

[۲۶] . ر. ک: رساله لب اللباب، ص ۱۱۲؛ المیزان، ج ۲۰، ص ۴۶٫

[۲۷] . تفسیر موضوعى، آیت اللهجوادى آملى، ج ۱۱، ص ۲۴۱٫

[۲۸] . سوره حدید: ۳۲٫

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*