در رویاروئی با اولیاء خدا -حضرت که جدا – یک حالتی برای انسان پیش می آید که به صورت ناخواسته، اندوخته ها و سرمایه باطنی انسان چه خوب و چه بد بیرون می ریزد. آنها را دیگر نمی شود بازی داد. 🔹 یک مساله ای که از اصل تشرف اهمیتش کمتر نیست این است که […]
در رویاروئی با اولیاء خدا -حضرت که جدا – یک حالتی برای انسان پیش می آید که به صورت ناخواسته، اندوخته ها و سرمایه باطنی انسان چه خوب و چه بد بیرون می ریزد. آنها را دیگر نمی شود بازی داد.
🔹 یک مساله ای که از اصل تشرف اهمیتش کمتر نیست این است که انسان بخواهد از خدا که اگر زیارت حضرت رزقش شد مبادا سخنی بشنود که بر او سخت باشد. چون باطن ما ناجور است.
🔸نکند در مواجهه با حضرت خواسته های واهی را بخواهیم! یک وقت در رویاروئی با آن بزرگوار یک حرکتی یا حرفی و یا حتی فکری از ما صادر شود که مستحق ملامت و سرزنش حضرت بشویم؛ اگر آن بزرگوار کسی را سرزنش بکنند آثارش خواهد ماند و تأثیر می گذارد.
این مطلب بدون برچسب می باشد.