🔻در قرآن چند جریان است که با آداب بین استاد و شاگرد ارتباط دارد؛ یکی قصه حضرت موسی و حضرت خضر است و یکی قصه حضرت موسی و حضرت شعیب و دیگری هم قصه بلقیس و حضرت سلیمان است. مثلا حضرت سلیمان به بلقیس می فرماید اگر خواستی بیائی: وَأْتُونِی مُسْلِمِینَ یعنی باید تسلیم باشی […]
🔻در قرآن چند جریان است که با آداب بین استاد و شاگرد ارتباط دارد؛
یکی قصه حضرت موسی و حضرت خضر است و یکی قصه حضرت موسی و حضرت شعیب و دیگری هم قصه بلقیس و حضرت سلیمان است.
مثلا حضرت سلیمان به بلقیس می فرماید اگر خواستی بیائی: وَأْتُونِی مُسْلِمِینَ
یعنی باید تسلیم باشی
همچنین فرمود: أَلَّا تَعْلُوا عَلَیَّ
یعنی حسّ برتری جوئی بر من نباید در کار باشد.
این یکی از مشکلات عمیق سالکین هست. یک مدتی که با استادی ارتباط پیدا می کنند یک جورهائی در آن ها قواعد به هم می ریزد و باطناً در آنها حالت برتری جوئی و اعتراض ایجاد می شود.
این مطلب بدون برچسب می باشد.