چه پیغمبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم و چه اهل بیت علیهم السلام، علم و توان این را داشتند که اگر مى خواستند مادیات، رشد و به قول امروزى ها تجدّد را در دین تعریف کنند. 🔸ولی رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم با سیره و رفتارشان این جایگاه […]
چه پیغمبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم و چه اهل بیت علیهم السلام، علم و توان این را داشتند که اگر مى خواستند مادیات، رشد و به قول امروزى ها تجدّد را در دین تعریف کنند.
🔸ولی رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم با سیره و رفتارشان این جایگاه ها را در اذهان می شکستند.
از جمله، آن وقت هم درشکه یا اسب های قیمتی زیبا بود اما گاهى رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم سوار الاغ عریان مى شدند تا این قواعد را بشکنند.
🔹مى خواستند بگویند این امور هدف و ارزش نیست ما براى این نیامده ایم.
در این شصت سال و هفتاد سال که مى خواهیم زندگى کنیم باید به سمت عبد بودن برویم.
نیامده ایم که همه سعى و اهتمام خودمان را راجع به توسعه مادیات مردم بگذاریم و به این کار افتخار بکنیم؛ نه
🔸اول راه خدا، صدق، یقین، اخلاص،… هنر بشریت را در تشابهشان به مجردات مى دانستند؛ این که بروند به سمت ملائکه شدن. به خاطر این که زندگى ابدى در انتظار این هاست.
🔹بنا نیست که انسان ها بخواهند دنیا را براى همیشه بگیرند. یهودی ها از همان وقت این جور بودند. بهترین امکانات و استفاده کردن و استخدام گرفتن امکانات را براى رشد امور مادى و مادیات خودشان می خواسته اند.
ولى رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم و اهل بیت علیهم السلام کلا تارک دنیا نبوده اند اما به دنیا و امور مادی هم اصالت نمی داده اند و اولویت اول نمی دانستند بلکه اول، رشد و پیشرفت را در رسیدن به معرفت و طهارت و خدا تعریف می کردند.
این مطلب بدون برچسب می باشد.