روایت دارد در قیامت محاسبه عبدی را می کنند و به او امر می کنند تا وارد جهنم بشود. وقتی که او را طرف آتش می برند پشت سرش را نگاه می کند. ملکی که با اوست می گوید چرا پشت سرت را نگاه کردی؟ می گوید: تصورم این نبود! امید به مغفرت حق تعالی […]
روایت دارد در قیامت محاسبه عبدی را می کنند و به او امر می کنند تا وارد جهنم بشود. وقتی که او را طرف آتش می برند پشت سرش را نگاه می کند.
ملکی که با اوست می گوید چرا پشت سرت را نگاه کردی؟
می گوید: تصورم این نبود! امید به مغفرت حق تعالی داشتم.
🔹خداوند متعال خطاب می کند نگه داریدش. آنگاه متوقفش می کنند. بعد خداوند می فرماید: دروغ می گوید. اگر این حال را در دنیا حتی یک بار حقیقتا می داشت ما این جا (در قیامت) بر او سخت نمی گرفتیم بلکه همه مشکلاتش حل می شد. ولی الآن مشابه آن حال را دارد ارائه می دهد. به خاطر همین هم بگذارید بهشت برود.
🔸اگر با دلش یک بار در دنیا یک همچنین انتظاری از فضل خدا داشت کارش به این جا نمی کشید ولی آن وقت نداشته، حالا هم دارد مشابه آن حال را ارائه می دهد.
این مطلب بدون برچسب می باشد.