🔻انسان بر اثر مواظبت و مراقبه مى تواند مهمان روح ایمان باشد. روح ایمان چیزى است که اگر آمد کارهاى ظاهرى انسان خیلى زود اصلاح مى شود. 🔸ما ها در لابلاى خروارها تکثّر از امور شلوغ داریم غوطه مى خوریم. اگر روح ایمان در ما استقرار پیدا کرد اصلاً کارها خودش اصلاح مى شود. نماز، […]
🔻انسان بر اثر مواظبت و مراقبه مى تواند مهمان روح ایمان باشد. روح ایمان چیزى است که اگر آمد کارهاى ظاهرى انسان خیلى زود اصلاح مى شود.
🔸ما ها در لابلاى خروارها تکثّر از امور شلوغ داریم غوطه مى خوریم. اگر روح ایمان در ما استقرار پیدا کرد اصلاً کارها خودش اصلاح مى شود. نماز، کار، زندگى. آخرش هم انسان به این باید برسد که میهمان روح ایمان باشد و موفق باشد.
🔻منتهى خیلى پیش مى آید که براى انسان روح ایمان مى آید و به انسان هدیه مى شود ولى نگه داشته نمى شود و به موانع خاصى برخورد مى کند. از این جا به بعد انسان مجرم مى شود.
🔸نگهدارى و میزبانى روح ایمان اسباب و ادوات خاصى مى خواهد. مثلا میهمان آمده من هم خدمتش نشسته ام. مهمان هم خوب است؛ مهمان حبیب خداست اما چون من درونم شلوغ است یک حرفى را مى پرانم که بار مسئولیت را روى دوش خودم زیاد مى کنم. این کار من دیگر ربطى به میهمان ندارد به یک اعتبار علتش این است که من شلوغ هستم.
🔹آنکه مى گوید میهمان خوب است خود میهمان را مى گوید و خوب هم هست و حبیب خدا هم هست؛ ولى آنکه مى گوید مهمان مشکل دارد خودش را مى گوید مشکل دارد نه میهمان را.
🔸از این سنخ مشکلات خیلى هست که ما براى نگهدارى روح ایمان خودمان خرابکارى مى کنیم.
🔻انسان باید به گونه اى عمل و سیر کند که خودش باشد و میهمانش، یعنى آن روح ایمان که مهمان اصلى است.
🔸اگر انسان می بیند با رفت و آمدها دچار ضعف می شود و ممکن است خرابکارى بکند کم کردن ارتباطات زائد بهتر است. این کار است که مایه انسان را زیاد مى کند.
همچنین سکوت بهترین حالتى است که ضررها را کم مى کند.
🔹آنچه که این میهمان و این حبیب خدا – یعنى روح ایمان – را مستقر مى کند صلات است؛ منتهى ما هنوز لذت صلات را درست نچشیده ایم. باید این حال به ما دست بدهد که هر وقت دلمان گرفت بلند شویم و بگوئیم اللّه اکبر و نماز بخوانیم و بتوانیم با صلات و با خداى متعال ارتباط برقرار کنیم؛ آن وقت دیگر قضایایمان فرق خواهد کرد.
این مطلب بدون برچسب می باشد.