

سؤال ضمن عرض سلام، سؤالی در رابطه با مسائل اخلاقی دارم. لطفاً در صورت امکان، پاسخ آن را برایم بیان کنید. در کتب مختلف، دستورالعملهای اخلاقی- معنوی نقل شده است و شما هم گاهی در مجلۀ خود نقل میکنید. آیا این دستور العملها برای همۀ افراد مفید است و ما هم میتوانیم به آن عمل […]
سؤال
ضمن عرض سلام، سؤالی در رابطه با مسائل اخلاقی دارم. لطفاً در صورت امکان، پاسخ آن را برایم بیان کنید.
در کتب مختلف، دستورالعملهای اخلاقی- معنوی نقل شده است و شما هم گاهی در مجلۀ خود نقل میکنید. آیا این دستور العملها برای همۀ افراد مفید است و ما هم میتوانیم به آن عمل کنیم، یا اینکه این دستورها خصوصی است و اجازه لازم دارد؟ ممنون
جواب
علیکم السلام و رحمه الله
ضمن تشکر از شما بابت طرح سؤال، برای پاسخ به این پرسش، چند نکته را در سه محور متربی (یعنی شاگرد و فردی که مورد تربیت قرار میگیرد)، مربی و دستورالعمل بهطور مختصر در حد گنجایش این صفحات عرضه میکنیم.
۱٫متربی
خداوند برای انسان، هدفی عالی به عنوان عبودیت، قرب الهی و لقاء الله قرار داده است. انسان باید خود را در مسیر تربیت قرار داده، با فراهم کردن شرایط و رفع موانع، خود را به آن هدف که دارای مراتب مختلف است برسانند.
بنا به فرموده خداوند، حرکت در این مسیر جز از طریق تزکیه نفس محقق نمیشود.۱ فرایند تزکیه نفس بسته به شرایط مختلف افراد متفاوت است. همان گونه که انسانها از نظر ظاهری و نیز از نظر میزان سلامت جسمی متفاوت هستند، از حیث باطنی نیز متفاوتند؛ لذا گام نهادن در مسیر تزکیه نفس نیاز به شخصی دارد که انسان را در طیّ این طریق یاری رساند.
۲٫مربّی
سلامت و بیماری قلب و باطن، به مراتب مهمتر از سلامت و بیماری جسم است. این مطلب، از طریق نقل و عقل مورد تأیید است؛ لذا درمان بیمارهای باطنی و معنوی و کسب سلامت روحی نیازمند افرادی متخصص در این زمینه است. انبیا و اولیای الهی، بالاترین طبیبان و مربیان نفوس هستند و عالمان راستین و متخلق به اخلاق و بندگی نیز وارثان این مکتب هستند که در مسیر تزکیه و تربیت نفوس قدم بر میدارند.
در باب اهمیت و ضرورت مربّی اخلاق، امام خمینى۱ مىفرماید:
مواظب باشید مبادا پنجاه سال با کدّ یمین و عرق جبین در حوزهها جهنم کسب نمایید. به فکر باشید در زمینه تهذیب و تزکیه نفس و اصلاح اخلاق، برنامه تنظیم کنید، استاد اخلاق براى خود معین نمایید، جلسه وعظ و خطابه، پند و نصیحت تشکیل دهید.
خودرو نمىتوان مهذّب شد. اگر حوزهها همین طور از داشتن مربى اخلاق و جلسات پند و اندرز، خالى باشد، محکوم به فنا خواهد بود. چطور شد علم فقه و اصول به مدرّس نیاز دارد، درس و بحث مىخواهد، براى هر علم و صنعتى در دنیا استاد و مدرس لازم است، کسى خودرو و خودسر در رشتهاى متخصص نمىگردد، فقیه و عالم نمىشود، لیکن علوم معنوى و اخلاقى که هدف بعثت انبیا[:] و از لطیفترین و دقیقترین علوم است، به تعلیم و تعلم نیازى ندارد و خودرو و بدون معلم حاصل مىگردد؟!
کراراً شنیدهام سید جلیلى [آیت الله سید علی شوشتری;] معلم اخلاق و معنویاتِ استاد فقه و اصول، مرحوم شیخ انصارى بوده است.۲
همانگونه که طبیب جسم و مربی بُعد ظاهری، باید علاوه بر تخصص در شناخت انواع بیماری، تخصص در تشخیص نوع دارو و روش استفاده از داروها داشته باشد، طبیب و مربی نفوس چنین است و باید بتواند علاوه بر تشخیص بیماری و اولویت درمان، دارو و روش درمان را بشناسد. در غیر این صورت، اقدام او موجب عدم درمان و بلکه تشدید بیماری متربی میشود؛ از این رو مراجعه به طبیب و مربی اخلاق، بسیار مهم و حساس
است و نمیتوان به هر فرد یا کتابی مراجعه کرد و توقع درمان و تربیت اخلاقی معنوی داشت.
۳٫دستور العمل
دستورالعمل مبتنی بر یک مبنای اساسی است و آن، اینکه هر عمل نورانی یا ظلمانی که از انسان صادر میشود، بر عالم درون و بیرون انسان اثری خاص دارد و به مرور زمان، نفس انسان در اثر اعمال، متحول میشود؛ لذا باید مطابق شرایط و نیازی که متربی دارد، دستورالعمل خاصی صادر شود، تا گام به گام متربی را از موانع عبور دهد و به هدف، نزدیک کند.
باید توجه داشت اولاً آنچه امروزه در کتب به عنوان دستورالعمل اخلاقی موجود است، عبارت است از نامههایی از علمای ربانیّ و عارفان زبده مانند آیت الله سیدعلى شوشترى، آیت الله ملاحسینقلی همدانى، آیت الله میرزا علی آقا قاضى، آیت الله سید احمد کربلایی،آیت الله میزا جواد ملکی تبریزی –رحمهم الله- و… که البته در کنار آن، افرادى دیگر و کسانى قرار گرفتهاند که احیاناً به وسیله انجام یک عمل یا عبادت و یا ذکر مخصوص به مقام و موقعیتى رسیده و به شهرت و نام و نشانهاى دست یافتهاند؛ بدون اینکه سوابق ممتد علمى و عملى داشته باشند و بدون اینکه شرایط مربی اخلاق را دارا باشند؛ از همینرو درجهبندی و تفکیک این افراد و دستورها بسیار لازم است.
ثانیاً همانگونه که دستورهای پزشکی، برخی جنبه عمومی دارند و برخی جنبه اختصاصی، آنچه از علمای ربانی و مربیان اخلاقی نقل شده نیز اقسامی دارد؛ برخی از آنها جنبه موعظه و بیدار باش دارد، بهمنظور ایجاد انگیزه برای تهذیب نفس و توصیههایی عام مانند انجام واجبات، ترک محرمات یا انجام مستحباتی مانند نماز شب، تلاوت قرآن و… . اینگونه نامهها بیشتر جنبه عمومی دارند و جنبه فردی در آن کمتر لحاظ شده است و لذا غالب افراد میتوانند از آن استفاده ببرند.
برخی دیگر به معنای واقعی، دستورالعمل اخلاقی هستند؛ به این معنا که مربی اخلاق، با توجه به شناختی که از متربی دارد، راهکارهایى متناسب با ویژگىها و شرایط او براى به حرکت در آمدن و رهنمون کردن به سوى سلامت اخلاقى و سپس سوق دادن او به سمت تعالى و کمال، صادر کرده است؛ در این صورت، این نسخه، مخصوص همان فرد است۳ و اثر مطلوب را فقط برای همان شخص یا افرادی دارد که در همان شرایط و مرحله قرار دارند؛ چرا که شاکله افراد، و اولویت درمانی و تکاملی افراد، یکسان نیست. برای مثال، مرحوم آیت الله حاج شیخ عباس قوچانى، وصی مرحوم آیت الله قاضی چنین میگوید:
آقاى قاضى، دستورات ذکر عجیب و بسیار متفاوتى از دیگران به من مىدادند؛ چنانکه بسیارى از اوقات، اربعین پشت اربعین و اربعین در اربعین به من مىدادند. آقاى قاضى با توجه به ظرفیت و مقتضاى باطنى سالکان، دستورالعمل مىدادند؛ نسبت به برخى افراد ذکر و اربعین بسیار و به برخى دیگر دستور تفکر و مراقبه خاص مىدادند.۴
در تربیت اخلاقی، مراحل مختلفی وجود دارد که هر مرحله، روشها و راهبردهای خاص خود را دارد. غالباً دستورالعملهای خاص مربوط به افرادی است که مراحلی از تربیت اخلاقی و سیر مسائل معنوی را پشت سر گذاشتهاند. با این توضیح، عمل به دستورها و اذکار و اورادی که از اهل بیت: به صورت عمومی رسیده، برای زمانهای مختلف و حالات گوناگون عموم مؤمنان بسیار مفید و کارآمد است و افراد میتوانند بدان عمل کنند و موجبات نورانیت و رشد خویش را فراهم کنند. در این صورت، خداوند که مربی کل عالم است، راه را بر این افراد باز و آنان را به مطلوب هدایت میکند. غالباً بعد از این مرحله برای رفع موانع، در امان ماندن از آفات و تعیین مسیر تربیت معنوی دستورالعمل خاصی، مورد نیاز است.
خلاصه اینکه اگر علائم و قرائنی مبنی بر خاص بودن دستورالعمل وجود دارد، باید از عمل به آن، صرف نظر کرد، مگر اینکه از جانب مربی اخلاق عالم و حاذقی، عمل به آن تجویز شود.
برخی قرائن و شواهد خاص بودن دستورالعمل را میتوان اینگونه برشمرد:
الف. تصریح خود نویسنده به خاص بودن دستور، یا اینکه خطاب به شخص خاصی شده باشد؛ مانند نامههایی که آیت الله قاضی; به آیت الله سید محمد حسن الهی; مینویسد.
در مقابل، ممکن است نویسنده، به عمومیت نامه تصریح یا اشاره کرده باشد؛ مانند نامه آیت الله ملاحسینقلی همدانی; که در ابتدا، خطاب آن به عموم برادران دینی است، نه شخص خاص:
مخفی نماند بر «برادران دینی» که جز التزام به شرع شریف، در تمام حرکات و سکنات و لحظات و غیرها راهی به قرب حضرت حضرت ملک الملوک جلّ جلاله نیست…۵
نمونۀ دیگر از دستورهای عمومی، نامۀ بسیار مفید سید اهل مراقبه، سید بن طاووس; به فرزندش است که در ابتدای آن، این چنین آمده است:
ای فرزند! ای محمد و ای کسانی که از تبار من هستید و ای دیگر مردمان از اهل من و ای برادران که این نوشته را خواهید خواند! …۶
ب. یکی دیگر از نشانههای خاص بودن دستورالعمل، در جایی است که غیر از اذکار عمومی مانند استغفار و صلوات، ذکر خاصی، عدد خاصی و یا در زمان خاصی توصیه شده باشد. این شرایط، مانند نسخه پزشک است که برای هر بیمار، داروی خاص به اندازه نیاز همان شخص و در زمان ویژه تجویز میکند و این نسخه، به همان شخص اختصاص دارد.
یک نمونه از این دستورهای خاص، نامۀ علامه طباطبایی; به یکی از شاگردان خویش است:
برادر عزیز! حالتی که به شما رخ میدهد، حالت جذبه است. لازم است به مراقبت بپردازید و با تمامی قوا به سوی خدا توجه کنید و خود را در برابر حق تصور کنید… یکی از دو ذکر شریف… روزی هزار مرتبه، یا… ۱۷۵۰ مرتبه، یا اگر توانستید، سه هزار مرتبه مشغول شوید.۷
ج. علامت دیگر اینکه شخصی که برایش دستورالعمل صادر شده، فردی راهرفته و دارای درجات خاص باشد؛ مانند نامهای که آیت الله ملکی تبریزی; برای آیت الله شیخ محمد حسین غروى اصفهانى; مینویسد و طریق راهیابی به عالم مثال و عوالم عالیه را بیان میکند.۸
د. نشانۀ دیگر برای دستورالعمل خاص اینکه عمل به آن سخت و سنگین باشد؛ بهگونهای که عموم افراد نمیتوانند بهراحتی بهآن عمل کنند.
در پایان توفیق روزافزون شما و همه شیفتگان کمال و معنویت را از خداوند متعال خواهانیم. وما تُوفِیقی اِلّا بِاللهِ.
پینوشتها
این مطلب بدون برچسب می باشد.