۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » صفحه اصلی » مقالات برگزیده
  • 06 ژانویه 2016 - 7:14
  • 358 بازدید

بحثی پیرامون توکل‏

حجت الاسلام والمسلمین مهدى احمدپور مفهوم‏شناسى‏ در ادبیات اخلاقى اسلام، توکل به معناى انقطاع و سلب اعتماد انسان از اسباب ظاهرى و توجه و اعتماد بر حق تعالى به عنوان مسبب‏الاسباب در تمام امور زندگى است.[۱] همانطور که یک درخت از سه قسمت ریشه، تنه و برگ و بار تشکیل شده براى توکل نیز مى‏توان […]

حجت الاسلام والمسلمین مهدى احمدپور

  1. مفهوم‏شناسى‏

در ادبیات اخلاقى اسلام، توکل به معناى انقطاع و سلب اعتماد انسان از اسباب ظاهرى و توجه و اعتماد بر حق تعالى به عنوان مسبب‏الاسباب در تمام امور زندگى است.[۱] همانطور که یک درخت از سه قسمت ریشه، تنه و برگ و بار تشکیل شده براى توکل نیز مى‏توان سه ساحت شناختى، نفسانى و رفتارى در نظر گرفت. توکل در نظام شناختى و عقیدتى اسلام مبتنى بر این اعتقاد است که در مجموعه نظام هستى تنها موجود مؤثر مستقل خداوند سبحان است. آنگاه که اعتقاد مزبور در جان انسان نقش مى‏بندد و فضاى دل را عطر و بوى اتصال به یار و انقطاع از اغیار فرا مى‏گیرد، توکل از ساحت علمى به ساحت نفسانى وجود انسان راه پیدا مى‏کند و زمانى که این اندیشه درونى از ساحل شناخت عقلى و باور قلبى فاصله مى‏گیرد و در مواجهه با امواج بلند و پرتلاطم زندگى، ظهور و بروز پیدا مى‏کند توکل در ساحت رفتار نیز جلوه‏گر مى‏شود و علامت حصول آن، این است که انسان از کمى و زیادى و بود و نبود اسباب ظاهرى دچار اضطراب و بى‏قرارى نمى‏شود و آرامش از کف نمى‏دهد. توکل به معناى صحیح کلمه از جواهر و درر آموزه‏هاى اخلاقى اسلام است که نقشى بى‏بدیل در آفرینش شخصیت اخلاقى مسلمان حقیقى بر عهده دارد.

لازم به ذکر است که میان توکل (و اعتماد) بر خدا و اعتماد به نفس و سعى و تلاش خود انسان، منافاتى وجود ندارد زیرا نه اعتماد به نفس به این معناست که انسان تنها خودش را عامل کامیابى و موفقیت در زندگى بداند و نه توکل به معناى واگذارى کامل و دست شستن از هر گونه تلاش و کوشش در راه نیل به مقاصد زندگى است. امیرالمؤمنین علیه السلام در جنگ جمل به محمدبن حنفیه فرمود: «

تزول الجبال و لاتزل عض على‏

ناجذک اعر الله جمجمتک تد فى الارض قدمک ….. و اعلم انّ النصر من عند الله سبحانه‏»[۲].

در منابع اسلامى توکل بر خدا، علاوه بر اینکه از لوازم ایمان و از واجبات اخلاق ایمانى دانسته شده‏

ازدواج:

«وانکحوا الایامی منکم والصالحین من إمائکم ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله و الله واسع علیم‏»[۳].

کامیابى و موفقیت:

«وما توفیقی الا بالله علیه توکلت و الیه انیب‏»[۴].

نصرت و پیروزى:

«وان یخذلکم فمن‏ذا الذی ینصرکم من بعده و علی الله فلیتوکل المؤمنون‏»[۵].

صبر بر سختى‏ها:

«ولنصبرن علی ما ءاذیتمونا و علی الله فلیتوکل المؤمنون‏»[۶].

بعد از مشاوره و تصمیم‏گیرى و قبل از عمل:

«فإذا عزمت فتوکل علی الله‏»[۷].

  1. نتایج و پیامدها

مسافرى که عازم سفر مهمى باشد با تهیه هر کدام از وسایل، خیالش از جهاتى آسوده مى‏شود و به سراغ تهیه سایر وسایل سفر مى‏رود. در واقع، هر کدام از این وسائل، نیازى از نیازهاى او را در سفرى که در پیش رو دارد برطرف مى‏کنند. اتصاف انسان به هر کدام از ویژگى‏هاى مثبت اخلاقى نیز چنین حالتى دارد یعنى با برخوردارى از هر کدام از آنها براى سفر آماده‏تر مى‏گردد. البته سفر واقعى و وجودى انسان دو مرحله دارد یکى مرحله‏اى که با تولد او شروع شده است و کم و کیف و نحوه حرکت در آن به دست خود اوست و دوم، مرحله‏اى که با مرگ آغاز مى‏شود و سیر و سفر در آن از اختیار انسان خارج است. برخوردارى‏هاى مثبت اخلاقى، انسان را در هر دو مرحله براى سیر بهتر و سفر مطلوب‏تر مدد مى‏کند بلکه فضایل مهم‏ترین توشه‏اى است که چنین کارکردى دارد. اکنون به عنوان نمونه به برخى از تأثیرات مثبت توکل اشاره مى‏شود:

الف) قدرت‏مندى‏

یکى از مهم‏ترین نیازمندى‏هاى انسان در زندگى، نیاز به حامى و پشتیبان است. کسى که خود را در مواجهه با سختى‏ها و مشکلات فراوان زندگى، تنها احساس مى‏کند خیلى بیشتر احتمال دارد که در برابر آنها خود را ببازد و دچار یأس و ناامیدى شود تا کسى که چنین احساسى ندارد و برعکس خود را کاملا قوى و مجهز مى‏بیند. از تأثیرات مهم توکل در حیات انسان مؤمن این است که او را به زندگى، دلگرم و امیدوار و در مقابل سختى‏ها، سخت و مقاوم مى‏کند و این به برکت اتکاى به منبع امید و قدرت حاصل مى‏گردد چنان که در روایت است که «من اراد ان یکون اقوی الناس فلیتوکل علی الله‏»[۸]

ب) دارایى و بى‏نیازى‏

یکى دیگر از عناصر مهم حیات انسانى، احساس دارایى و بى‏نیازى است و برخوردارى از آن براى انسانى که اگر با دیده اعتبار به خویش بنگرد همه وجودش را لبریز از نیاز و نیازمندى مى‏بیند فوق‏العاده اهمیت دارد. البته همه به این نیازمندى توجه دارند ولى هر کس به نحوى در پى رفع آن برمى‏آید. برخى که دقیق و عمیق به این نیازمندى و ابعاد آن توجه نمى‏کنند براى برآوردن آن به سراغ داروهاى موهوم و مُسکّن‏هاى موقتى مى‏روند و دارایى جان خویش را در اقلام ناپایدارى مانند فرزند و خانه و اتومبیل و جاه و جمال مى‏جویند و برخى دیگر که با دیده اعتبار، جنس و عمق نیازمندى خویش را نگریسته‏اند، داروى جان خویش را نه در برخوردارى از مادیات بلکه در اتصال و اتکال به دارایى که او را با نیاز و نیازمندى میانه‏اى نیست یافته‏اند. چنان که در روایت است که «الغنی و العزّ یجولان فی قلب المؤمن فاذا وصلا الی مکان فیه توکل اقطناه‏»[۹].

ج) تشخیص حق و باطل‏

یکى دیگر از نیازمندى‏هاى انسان در مسیر زندگى، نیاز به قوه تشخیص حق از باطل است و این غیر از توان عقلى است. این نور و نیروى دیگرى است که در پرتو ایمان و توکل حقیقى، نصیب انسان مى‏شود. بسیار بوده و هستند کسانى که مغزهاى درجه اول علمى دنیا به حساب مى‏آمده‏اند اما حق را نفهمیدند و باطل را تشخیص ندادند و به دام شبهات، گرفتار شدند. حق تعالى به عنوان بهترین خیرخواه و آگاه‏ترین دستگیر و راهنما است که توکل بر او در هنگامه نبرد حق و باطل آنگاه که باطل براى فریب انسان، به صورتى حق به جانب، جلوه‏گر مى‏شود، به افشاى باطل مى‏پردازد و راه حق را براى انسان روشن مى‏کند. امیرالمؤمنین علیه السلام در این باره فرموده‏اند «

من یتوکل علی الله سبحانه أضاءت له الشبهات‏»[۱۰].

د) آرامش و بهجت‏

یکى دیگر از دستاوردهاى توکل که در منابع اسلامى مورد توجه قرار گرفته، نشاط و آرامش معنویى است که در سایه جدایى و فاصله گرفتن از بدى‏ها و ایمنى از خطرات دشمنان، در نتیجه توکل و اعتماد بر حق تعالى در زندگى ایمانى نصیب انسان متوکل مى‏شود.

اگر انسان در راه درستى و صداقت و پرهیز از کژى‏ها و ناراستى‏ها گام بردارد و در این مسیر که طبعاً بى‏خطر هم نخواهد بود حقیقتاً بر خداوند متعال توکل کند قطعاً از نعمت دستگیرى الهى و آرامش و بهجتى که در پى آن است برخوردار خواهد شد؛ چنانکه در روایت است: «التوکل علی الله نجاه من کل سوء و حرز من کل عدو»[۱۱].

  1. راه‏هاى دستیابى به توکل و نگهدارى آن‏

از آنجا که توکل با ساحت‏هاى سه‏گانه عقل و جان و جوارح وجود انسان در ارتباط است براى تحصیل، حفظ و تقویت آن باید ترتیب این ساحت‏ها و کیفیت توکل در هر کدام را مورد توجه قرار داد.

توکل در بستر جهان‏بینى صحیح توحیدى و فکر و اندیشه منور ایمانى، متولد مى‏شود. بنابراین اولین گام براى تحصیل توکل، تحصیل بینش و اعتقاد صحیح توحیدى است. بسیارى از ما بینشى سطحى و غیر دقیق و احیاناً نادرست، نسبت به مباحث مهم و تأثیرگزارى مانند هستى‏شناسى، خداشناسى و امثال آن داریم و از آنجا که هر بذرى در هر زمینى و با هر شرایطى امکان رشد و رویش نمى‏یابد، باید ابتدا به این اندیشه مبنایى صحیح برسیم که سررشته تمام امور عالم به دست خداى یکتاى بى‏همتاست و غیرخدا از پیش خود، هیچ گونه تأثیر و دخالتى ندارد و نمى‏تواند داشته باشد. گام دوم، رساندن این بینش از ساحت عقل و اندیشه به ساحت قلب و جان است و آن راههایى دارد که از جمله آنهاست:

الف) مطالعه و تأمل در آیات و روایاتى که در فضیلت و مدح توکل وارد شده است.

ب) تفکر و تدبر در اینکه خداوندى که انسان را از کتم عدم به وجود آورده و همه احتیاجات او را در دوران مختلف رشد و نموّ او فراهم نموده و از مادر به انسان مهربان‏تر است، ضمانت کرده که امور متوکلین را کفایت کند و چنین خدایى که از عجز و نقص و سهو و خلف وعده مبراست، محال است که انسان را تنها بگذارد.

ج) مطالعه احوال متوکلین واقعى و نحوه معامله خداوند سبحان با ایشان، از کفایت هزینه‏هاى زندگى، دفع شر دشمنان، نصرت و یارى دوستان و بیگانگان و امثال اینها.

د) دوستى و همنیشینى با اهل توکل اما گام سوم که ظرف ظهور و بروز فضیلت توکل در اعمال و رفتار انسان است برخى اوقات خود به خود و بر اثر قوت مراتب قبلى، بر آنها مترتب مى‏شود اما در موارد بسیارى- به دلیل اینکه قلب انسان به طور طبیعى، بیش از اینکه تابع عقل و اندیشه باشد تابع توهّم و تخیل است- این ترتب از طریق تحریص و تحمیل نفس بر توکل و تن دادن به لوازم آن پدید مى‏آید تا آنجا که تمام ساحات وجودى انسان بر توکل و اعتماد بر خداوند سبحان سازگار و هماهنگ شوند.

البته طبیعى است که حفظ توکل نیز مانند نگهدارى سایر فضایل اخلاقى منوط بر مراقبت مداوم و تقویت مبانى علمى و روانى و عزم و مواظبت بر ادامه جدى و عملى توکل، در تمام صحنه‏هاى زندگى است.

پیوست:

[۱] . ر. ک: امام خمینى« قدس سره»،« شرح حدیث جنود عقل و جهل»، ص ۲۰۰ و« شرح چهل حدیث»، ص ۲۱۴٫

[۲]. نهج‏البلاغه، خطبه ۱۱: یعنى: اگر کوه‏ها از جاى کنده شود، تو بر جاى خویش بمان، دندان‏ها را بر هم بفشار و کاسه سرت را به خدا عاریت ده، پاى در زمین کوب …. و بدان که پیروزى از سوى خداست.

[۳]. ر. ک: امام خمینى« قدس سره»،« شرح حدیث جنود عقل و جهل»، ص ۲۰۰ و« شرح چهل حدیث»، ص ۲۱۴٫

[۴].نهج‏البلاغه، خطبه ۱۱: یعنى: اگر کوه‏ها از جاى کنده شود، تو بر جاى خویش بمان، دندان‏ها را بر هم بفشار و کاسه سرت را به خدا عاریت ده، پاى در زمین کوب …. و بدان که پیروزى از سوى خداست.

[۵] . سوره نور: ۳۲٫

[۶] . سوره هود: ۸۸٫

[۷] . سوره آل‏عمران: ۱۶۰٫

[۸] . سوره ابراهیم: ۱۲٫

[۹] . سوره آل‏عمران: ۱۵۹٫

[۱۰] .بحارالانوار، ج ۶۸، ص ۱۴۳، یعنى: هر که مى‏خواهد قوى‏ترین مردم باشد باید بر خدا توکل کند.

[۱۱] . بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۱۸۶، یعنى: بى‏نیازى و عزت در قلب مؤمن در گردش‏اند تا زمانى که به مکان توکل برسند و در آنجا متوطن شوند.

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*