۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » صفحه اصلی » مقالات برگزیده
  • 05 ژانویه 2016 - 14:30
  • 324 بازدید

طب و اخلاق ۲

  محمد سلطانى‏ مقدمه‏ در مقاله پیشین، ضرورت و تأثیر طب اسلامى در تضمین سلامتى و ارتباط نزدیک آن با ساختار اخلاقى، بررسى گشت و بحث در امور ششگانه ضرورى (اسباب سته ضروریه) پى‏ریزى شد که اولین آن‏ها، خوردنى‏ها (مأکولات) است. آنچه به عنوان غذا و دارو مى‏خوریم، پس از تصرف و تجزیه توسط حرارت […]

 

محمد سلطانى‏

مقدمه‏

در مقاله پیشین، ضرورت و تأثیر طب اسلامى در تضمین سلامتى و ارتباط نزدیک آن با ساختار اخلاقى، بررسى گشت و بحث در امور ششگانه ضرورى (اسباب سته ضروریه) پى‏ریزى شد که اولین آن‏ها، خوردنى‏ها (مأکولات) است. آنچه به عنوان غذا و دارو مى‏خوریم، پس از تصرف و تجزیه توسط حرارت غریزى، فعل و انفعالاتى در بدن ایجاد کرده و تأثیراتى به جا مى‏گذارد. ما غذاها را به دوازده نوع تقسیم کردیم که شناخت و درک صحیح از هر یک از این اقسام، نقش تعیین‏کننده‏اى در صحت، حیات و صفات اخلاقى انسان دارد. اینک به بحث و شرح این اقسام مى‏پردازیم.

پیش از ورود در بحث اقسام غذاها، تذکر چند نکته لازم است:

الف. تأثیر بعضى از اقسام خوراکى‏ها در بدن، مخالف قوا و ارواح و حرارت غریزى است و وقتى وارد بدن مى‏شوند، خون و اخلاط بدن را فاسد کرده و هر کدام به گونه‏اى در نفس و روح تأثیر مى‏گذارند؛ چون بدن و روح در یک‏دیگر تأثیر متقابل دارند. اگر در خوراک انسان، چیزى باشد که فاسد کننده قوا و ارواح و حرارت غریزى باشد، غیر از ضعف قواى بدنى انسان، قواى ارادى و اراده را هم سست مى‏کند و تمایلات فاسد و مفاسد اخلاقى- مانند تمایلات شهوانى، غضب، افکار پست و تاریک- ایجاد مى‏کند و نیز انسان را به منفى بافى، منفى نگرى و منفى اندیشى و مانند آن مبتلا مى‏کند.[۱] علاوه بر این چون این گونه خوراکى‏ها، در مزاج بدن، اختلال ایجاد مى‏کند، روح را از عوالم قدس تنزّل مى‏دهد، تا نقصان حاصل شده را تدبیر و جبران کند. در نتیجه انسان به سبب تنزل روح از عالم قدس، در اخلاق ناطقه انسانى رشد و تعالى نمى‏یابد؛[۲] لذا باید درباره خوراکى‏ها، دقت بیشتر داشت و گروه غذایى را شناسایى کرد، تا هم از عوامل فساد بدن پرهیز شود و هم از اسباب اصلاح بدن و قوا و عوامل رشد اخلاقى بهتر استفاده شود.

ب. پیش از مصرف هر غذا، باید غرض و هدف خود را از خوردن آن- مثلًا تغییر مزاج، ایجاد برودت و یبوست، رویش گوشت، تولید خون و … در نظر داشته باشیم غذا را بى‏جا به کار نبریم.

ج. باید قبل از مصرف هر غذا، به نیت و قصد خود از خوردن آن توجه داشته باشیم. آیا براى خدا، نیرو گرفتن براى عبادات و … است؟ به فرموده رسول خدا صلى الله علیه و آله:

إنما الأعمال بالنیات و لکل امرى‏ءٍ مانوى‏؛[۳]

اعمال، به قصد و نیت‏ها بستگى دارد و بهره هرکس چیزى جز نیت او نیست.

طبق این روایت شریف، نیت در رفتارى که از انسان سر مى‏زند، دخالت دارد، از سویى تأثیر خوراکى‏ها در روح و روان و تکامل نفسانى و بدن، تابع نیت است و انگیزه‏هاى صحیح و الهى از استفاده غذاها، آثار خوبى در نفس و بدن از خود به جا مى‏گذارند. نیت، گذشته از بازتاب و پاداش اخروى، از امورى است که تأثیرات بالخاصیه خوراکى‏ها که بُعد سوم اشیاء است را تغییر مى‏دهد.

قل إن صلاتى و نسکى و محیاى و مماتى لله رب العالمین …؛[۴]

بگو: نماز و عبادات من و زندگى و مرگ من، همه براى خداوندى است که پروردگار جهانیان است.

د. باید ارزش غذایى و تأثیرات خوراکى را به خوبى بشناسیم. آیا این غذا و آنچه مى‏خوریم، خاصیت غذایى داشته و خون تولید مى‏کند یا آن‏که تنها سبب تغییر مزاج در بدن مى‏شود؛ ولى اجزاء از دست رفته اعضا را جبران نمى‏کند یا هر دو تأثیر را دارد؟ انسان با توجه به این امور، انتخاب صحیحى در خوراکى‏ها خواهد داشت و اگر این‏ها را نداند، ممکن است بدنش براى تقویت قوا و جبران کم‏خونى نیاز به غذا داشته باشد یا به تغییر مزاج نیاز داشته باشد؛ ولى به سبب استفاده نا به جا به درستى نتیجه نمى‏گیرد.

ه-. این سلسله از مباحث، کاملًا به هم پیوسته است؛ از این رو هر بحثى باید در جاى خود، خوب فهمیده و روشن شود.

و. سعى ما بر آن بوده که مباحث را با بیان ساده و روان تقدیم مخاطبان گرامى کنیم؛ اما هر علمى اصطلاحات و واژه‏هاى خاص خود را دارد که باید به تدریج با آن‏ها آشنا شد و در این راه همتى بلند داشت.

تعریف و توضیح اقسام دوازدهگانه خوراکى‏ها

  1. غذاى مطلق‏

تأثیر غذاى مطلق در بدن، تنها به ماده و جوهر آن است، نه به کیفیت و صورت؛ یعنى بعد از ورودش به بدن، حرارت غریزى در آن، تصرف مى‏کند و آن را به خون تبدیل مى‏کند؛ اما در بدن کیفیت خاصى افزون بر کیفیت خود بدن ایجاد نمى‏کند؛ مانند گندم و زرده تخم مرغ نیم برشت که به خون تبدیل مى‏شود و اجزاى تحلیل رفته را جبران مى‏کند؛ ولى برودت، رطوبت، خشکى و گرمىِ جدیدى افزون از آنچه در بدن بوده به وجود نمى‏آورد؛ از این رو این نوع غذاها براى همه، با طبیعت‏هاى مختلف مناسب است.

  1. دواى مطلق‏

تأثیر آن در بدن، تنها به کیفیت است؛ یعنى فقط مزاج را تغییر مى‏دهد و در بدن ایجاد برودت، گرمى، رطوبت و خشکى مزاج مى‏کند و ماده آن، قابلیت براى تغذیه بدن و اجزاى آن و تبدیل به خون شدن را ندارد؛ مثل فلفل، زنجبیل و کافور که فلفل و زنجبیل، سبب گرمى و خشکى و کافور، سبب سردى و خشکى در مزاج مى‏شود.

  1. غذاى دوایى‏

تأثیر این خوراکى در بدن، به ماده و کیفیت، هر دو مى‏باشد؛ ولى تأثیر ماده نسبت به کیفیت، غالب و بیشتر است؛ مانند کاهو، ماءالشعیر، کدو، عدس، ماش، لوبیا، انگور، اسفناج و …، که بعد از تأثّر از بدن، خلطى و خونى از این‏ها تولید مى‏شود که قابلیت تغذیه اجزاى بدن و جایگزینى اجزاى تحلیل رفته را دارد و به تناسب کیفیت خود در کیفیت و مزاج اصلى بدن نیز تغییر ایجاد مى‏کند؛ اما جنبه تغذیه‏اى‏ این‏ها بیشتر است.

  1. دواى غذایى‏

تأثیر آن در بدن به کیفیت و ماده، هر دو است و برخلاف قسم سوم، تأثیر کیفى آن، بر تأثیر ماده غالب است؛ مانند پیاز، توت، آلو، سبزیجات که این گونه خوراکى‏ها، مزاج بدن را به مقدار قابل توجهى تغییر مى‏دهند؛ اما تولید خلط براى تغدیه و جایگزینى اجزاى از دست رفته بدن، توسط این‏ها کم است؛ ولى در هر حال، تولید خلط هم دارد.

  1. پادزهر و تریاق ذوالخاصیه‏

تأثیر آن در بدن، فقط به صورت است و دافع مضرات و مصلح مفاسد حرارت غریزى و قوا و ارواح بدن است و براى دفع سمومى که وارد بدن مى‏شود، استفاده مى‏گردد؛ مثل پادزهرحیوانى.

  1. غذاى ذوالخاصیه‏

تأثیر این غذا در بدن، به ماده و صورت است؛ اما تأثیر ماده نسبت به صورت، غالب و بیشتر است؛ مانند روغن گوسفند و گاو، شیر و … که هم بدن را تغذیه مى‏کنند و هم سموم بدن را دفع کرده و شادى و سرور ایجاد مى‏کنند.

  1. دواى ذوالخاصیه‏

تأثیر این دوا در بدن، به کیفیت و صورت، هر دو است؛ مانند جدوار[۵] که علاوه بر دفع سموم بدن، حرارتى غالب بر مزاج اصلى بدن هم ایجاد مى‏کند.

  1. غذاى دوایى و ذوالخاصیه‏

تأثیر آن به کیفیت، ماده و صورت، هر سه است. مانند سیب که هم بدن را تغذیه مى‏کند و هم مزاج بدن را کمى تغییر مى‏دهد و هم سرور آفرین و فرح‏آور است.

این‏ها اقسامى از خوراکى‏ها بود که تأثیرشان موافق بدن مى‏باشد. بقیه اقسام، تأثیرشان مخالف بدن بوده و مفسد اخلاط و ارواح بدن هستندکه به آن‏ها مى‏پردازیم:

  1. سم مطلق‏

چیزى است که تأثیرش فقط به صورت است و وقتى وارد بدن شود، برخلاف پادزهر، به سرعت حرارت غریزى، قوا و ارواح بدن را فاسد مى‏کند و فرصت فعل و انفعال به آن‏ها نمى‏دهد؛ مانند آشامیدن بیش (یک نوع سم است) و زهر افعى و مارهاى قوى و گزیدن آن‏ها که حرارت غریزى و ارواح و قواى بدن را فوراً از بین مى‏برد و در نتیجه فرد مى‏میرد.

  1. دواى سمى‏

تأثیر این دوا، به کیفیت و صورت نوعیه است و پس از فعل و انفعال در بدن و حصول اثر سمى، کیفیتى غالب بر کیفیت اصلى بدن پدید مى‏آورد و در پایان، مزاج بدن را فاسد مى‏کند؛ مانند افیون، فرفیون، سقمونیا و ….

  1. غذاى سمى

تأثیر آن به صورت و ماده است و بعد از فعل و انفعال و تغذیه بدن، ایجاد سم مى‏کند.

بعید نیست در زمان ما، اغذیه‏اى که در آن‏ها مواد نگه دارنده به کار رفته یا گیاهانى که با سم شیمیایى و کودهاى شیمیایى رشد کرده‏اند، غذاى سمى باشند؛ مثل گندمى که با کود شیمیایى تغذیه شده یا زرده تخم مرغى که با هورمون‏هاى شیمیایى رشد کرده باشد.

  1. غذاى دوایى سمى

تأثیر این خوراکى به ماده، صورت و کیفیت هر سه است و بعد از فعل و انفعال در بدن و تغذیه آن و ایجاد کیفیت غالب، ایجاد سمیت هم مى‏کند؛ مانند گیاهان سمى زائد و بیشتر غذاهاى زمان ما که با سموم تغذیه مى‏شوند یا مواد نگه‏دارنده سمى دارند.

جمع بندى‏

در این مقاله، با اقسام دوازدهگانه غذاها و خوراکى‏ها آشنا شدیم و دانستیم که خوراکى‏هاى ما، از این اقسام خارج نیستند که گاهى تنها از آن‏ها خون تولید مى‏شود و اجزا و قواى بدن را مى‏سازد یا تنها در بدن برودت، رطوبت، حرارت، و یبوست ایجاد مى‏کند یا هر دو کار را انجام مى‏دهد (هم خون تولید مى‏کند و هم مزاج بدن را تغییر مى‏دهند) و یا آن‏که از سموم هستند. شناخت و درک صحیح این موارد و به کار گرفتن درست آن‏ها، بدن را تعدیل مى‏کند و در نتیجه خلق و خو و رفتارى که از شخص سر مى‏زند، سنجیده و متعالى خواهد بود؛ حتى افکار و خیالات را تحت تأثیر قرار مى‏دهد؛ چون غذا با تمام این امور ارتباطى تنگاتنگ دارد. در مباحث گذشته، توضیحاتى درباره این مطلب داده شد.

پیوست‌ها:

[۱] . براى آشنایى به قواعد این مباحث ر. ک: مباحث اخلاط و ارواح و تأثیر آنها در یکدیگر در کتب طبى، مانند: مفرح القلوب و خلاصه الحکمه.

[۲] .براى آشنایى به قواعد این بحث ر. ک: کتب فلسفى، مباحث نفس و ارتباط بدن و نفس، مثل کتاب سرح العیون از علامه حسن زاده آملى.

[۳] . وسائل الشیعه، ج ۱، ص ۴۹، ح ۹۲٫

[۴] . سوره انعام: ۱۶۲٫

[۵] . نوعى گیاه است که در فارسى به آن زرنباد میگویند و از تیره زنجبیل‏ها مى‏باشد( ر. ک: مخزن العدویه، ص ۲۹۸؛ فرهنگ فارسى معین، ج ۲، ص ۱۷۳۶).

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*