۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » صفحه اصلی » مقالات برگزیده
  • 05 ژانویه 2016 - 16:02
  • 390 بازدید

نقش تربیت در تعالى اخلاق‏(۱)

محسن ملاکاظمى‏ اشاره: موضوع اخلاق، رابطه انسان با خود، خدا، دیگران و طبیعت را در بر مى‏گیرد. از این رو اصلاح اخلاق، یعنى اصلاح همه روابط انسان در رسیدن به تعالى واقعى، که خود موجب شکوفایى استعدادها است. در این مسیر لازم است «استعدادها»، «افعال»، «آرزوها» با «غایت وجودى» و «هدف خلقت» انسان هماهنگ شود؛ […]

محسن ملاکاظمى‏

اشاره:

موضوع اخلاق، رابطه انسان با خود، خدا، دیگران و طبیعت را در بر مى‏گیرد. از این رو اصلاح اخلاق، یعنى اصلاح همه روابط انسان در رسیدن به تعالى واقعى، که خود موجب شکوفایى استعدادها است. در این مسیر لازم است «استعدادها»، «افعال»، «آرزوها» با «غایت وجودى» و «هدف خلقت» انسان هماهنگ شود؛ و مقدمه این هماهنگى شناخت و آگاهى از «نقطه‏هاى کمال» و «راه‏هاى رسیدن به آن»، «بایدها»، «نبایدها» و همچنین آگاهى از «هست‏ها» و «واقعیات تکوینى» مى‏باشد. اینکه شناخت از موضوعات فوق همه به عهده علم اخلاق است و یا علوم دیگر نیز در این راستا به کمک این علم مى‏آیند تا تعالى اخلاقى صورت پذیرد موضوعى است که در این نوشتار تبیین خواهد شد:

تعریف اخلاق‏

اخلاق جمع خُلْق مى‏باشد و «خُلق» ملکه و هیئت پایدار نفسانى است که افعال به آسانى و بدون فکر و نظر از آن صادر مى‏شود؛ اگر افعالى که از این هیئت صادر مى‏شود شرعاً و عقلًا پسندیده باشد این هیئت را خلق نیکو گویند و اگر زشت و ناپسند باشد خلق بد نامیده مى‏شود».[۱] براى تبیین تعریف فوق توضیح چند واژه لازم است:

  1. ملکه‏

حالات و صفات نفس انسان مثل حالات و صفات بدن انسان‏[۲] دو گونه‏اند: برخى به سرعت دگرگون مى‏شوند که به آن «حال» مى‏گویند و برخى پایدارند، که به راحتى تغییر نمى‏کنند. این صفات پایدار در اثر تکرار اعمال خاص متناسب با آن صفت در انسان پدیدار مى‏شود که به آن «ملکه» گویند.

  1. انجام کار به صورت روان و راحت‏

در تعریف اخلاق این قید مطرح شده از این رو به رفتارهایى که انسان با تکلف و سختى انجام مى‏دهد آن عمل را اخلاقى نمى‏گویند مثل بخششى که با اکراه و زحمت انجام شود ولى اگر همین بخشش توأم با آسانى و رغبت باشد این فعل، اخلاقى است و این شخص داراى ملکه سخاوت مى‏باشد.

تعریف علم اخلاق

«اخلاق علمى است که به ما نشان مى‏دهد روابط گوناگون خود را چگونه تنظیم کنیم تا به هدف غایى از خلقت خویش دست یابیم.

در علم اخلاق از صفات پایدار نفسانى بحث مى‏شود و معلوم مى‏شود که هر انسان باید کدام صفت نفسانى را در خود تقویت و کدام یک را از خود دور کند. همچنین در علم اخلاق رفتارهاى متناسب با هر یک از صفات نیکوى نفسانى شناخته مى‏شود. یعنى افعال خوب و درست از افعال بد و نادرست تمیز داده مى‏شود».[۳] بنابراین موضوع علم اخلاق اعم از ملکات نفسانى است که فلاسفه اخلاق تاکنون روى آن تأکید داشته‏اند بلکه موضوع اخلاق با توجه به آیات قرآن کریم و روایات اهل‏بیت علیهم السلام همه کارهاى آدمى است که متصف به خوب و بد مى‏شوند و مى‏توانند موجب پیدایش کمال و فضیلت و یا رذیلت و نقص در نفس آدمى گردند.[۴] به عبارت دیگر در علم اخلاق چند چیز مورد ارزش‏گذارى ماست: ملکات و حالات نفسانى و افعال که رنگ ارزشى داشته باشند؛ که ملکات را با اوصافى همچون «فضیلت» و «رذیلت» ارزش‏گذارى مى‏کنیم. افعال را با اوصافى چون جمیل، نیکو، خوب، قبیح، بد، درست و نادرست توصیف مى‏کنیم.

در کتاب‏هاى اخلاقى گذشتگان علاوه بر شناسایى ملکات و رفتارهاى نیکو، راه‏هاى دستیابى به این ملکات نیز تا حدودى معرفى مى‏شده است. که مى‏توان گفت این بخش از کتب اخلاقى در واقع مربوط به حوزه تعلیم و تربیت است. براى تبیین بیشتر نظر شما را به تعریف اجمالى از «تعلیم و تربیت» به عنوان یک رشته علمى جلب مى‏کنیم:

تعریف:

«تعلیم و تربیت دانشى است که چگونگى هدف‏گذارى و راه‏هاى رسیدن به اهداف آموزشى و پرورشى را نشان مى‏دهد».[۵]

توضیح:

دانش تعلیم و تربیت مستقیماً ارزش‏گذارى نمى‏کند؛ یعنى «خوب» یا «بد» بودن اخلاقى افعال را مشخص نمى‏کند؛ بلکه خوبى و بدى افعال و ملکات را از علم اخلاق مى‏گیرد و سپس نشان مى‏دهد که چگونه مى‏توان ملکات خوب را در افراد پدید آورد و چگونه مى‏توان ملکات بد را از آنها زدود.

البته همان‏طور که از عنوانش معلوم است تعلیم و تربیت فقط راه‏هاى کسب و حفظ صفات اخلاقى را نشان نمى‏دهد، بلکه مى‏آموزد که اگر بخواهیم مفاهیم خاصى را آموزش دهیم چگونه باید عمل کنیم.[۶] یادآورى ۱ دانش تعلیم و تربیت براى آنکه بتواند راه دستیابى به صفات اخلاقى نیکو را نشان دهد از دانش‏هایى چون روانشناسى بهره مى‏برد. در علم النفس و روانشناسى از حقایق نفسانى و «هست‏ها» خبر مى‏دهد و بدیهى است که تا از هست‏ها آگاهى نداشته باشیم و اینکه انسان و نفس آن چه شئون و ابعادى دارد و … نمى‏توانیم در تعالى اخلاق به توفیقاتى دست یابیم.[۷] روانشناسى تربیتى در واقع مهمترین و کاربردى‏ترین رشته‏هاى روانشناسى است که تلاش دارد اصول، قوانین و یافته‏هاى شاخه‏هاى مختلف روانشناسى را در قلمرو تعلیم و تربیت مورد استفاده قرار دهد.[۸] یادآورى ۲ از آنجا که علوم تربیتى و روانشناسى از جمله علوم انسانى است و تدوین «علوم انسانى» با «جهان‏بینى» افراد و مکاتب ارتباط مستقیم دارد از این رو هر فرد و گروهى که بخشى از این علوم تربیتى و روانشناسى را توسعه داده به همان اندازه نگرش‏هاى خود را هم در آن دخالت داده است به همین خاطر ضرورت دارد که با جهان‏بینى اسلامى به علوم تربیتى و روانشناسى نگریست و سره را از ناسره جدا کرد و به خدمت اخلاق گرفت در کتاب آموزه‏هاى بنیادین علم اخلاق مى‏خوانیم:

در بخشى از حوزه بزرگ «تعلیم و تربیت» که فلسفه تعلیم و تربیت نامیده مى‏شود، از مطالب مطرح در حوزه اخلاق بهره‏گیرى مى‏شود. یعنى در فلسفه تعلیم و تربیت دیدگاه‏هاى مختلف تأثیر مى‏گذارند. مثلًا اگر دیدگاه اخلاقى یک فیلسوف تربیتى این باشد که هر عمل فقط در صورتى خوبِ اخلاقى است که فایده‏اى براى عامل آن پدید آورد، در این صورت نظر او درباره اهداف نهاد آموزش و پرورش و هدف‏هاى اجتماعى تعلیم و تربیت تغییر خواهد کرد. حال اگر دیدگاه اخلاقى فیلسوف تربیتى این باشد که خوبى هر عمل به میزان تأثیر آن در تقرب انسان به خدا بستگى دارد، اهداف نهاد آموزش و پرورش و هدف‏هاى تعلیم و تربیت، در نظر او چیزهاى دیگرى خواهد بود.[۹]

نتیجه‏

از آنچه بیان شد به این نتیجه مى‏رسیم که علم اخلاق صفات نفسانى پایدار و رفتارهاى متناسب با آن صفات را به ما معرفى و ارزش‏گذارى مى‏کند. و دانش تعلیم و تربیت خوبى و بدى افعال و ملکات را از علم اخلاق مى‏گیرد و آن‏گاه نشان مى‏دهد که چگونه مى‏توان ملکات خوب را در افراد پدید آورد و یا چگونه ملکات بد را از آنها زدود.

بنابراین اخلاق انسان‏ها ریشه در تربیت آنها دارد و به تعبیر استاد شهید مطهرى اخلاق اثر و نتیجه تربیت است و انسان مى‏تواند با تربیت صحیح به فضائل عالى اخلاقى دست یابد.[۱۰] حال که ضرورت بحث تربیت و رابطه آن با اخلاق تبیین شد نظر شما را به تربیت از نگاه اسلام جلب مى‏کنیم:

تربیت در اسلام‏

اگر والدین حق اطاعت بر فرزندان دارند، فرزندان نیز حق بزرگ‏ترى بر عهده والدین دارند و آن حق تعلیم و تربیت است. یعنى زمینه را فراهم کنند تا استعدادها و قابلیت‏هاى بالقوه آنان در ابعاد جسمى، شناختى، عاطفى، روانى، اجتماعى، اخلاقى، معنوى و … به فعلیت و شکوفایى برسد.

در این باره از حضرت على علیه السلام حکایت شده: «… حقُّ الْوَلَدِ علیَ الوالد ان یُحَسِّن اْسْمُه و یُحَسِّن ادبه و یعلّمه القرآن‏

؛[۱۱] حق فرزند بر پدر آن است که نام نیکو بر او برگزیند و خوب ادبش کند و به او قرآن بیاموزد».

مسئولیت والدین در تربیت فرزندان به قدرى سنگین و مهم است که امام سجاد علیه السلام در انجام این وظیفه خطیر از خداوند چنین استمداد مى‏کند: «بار الها مرا در تربیت فرزندان و نیکى به آنها یارى فرما».[۱۲]

مراحل تربیت‏

از نظر اسلام تربیت مراحلى دارد که در هر مرحله لازم است دقت و حوصله لازم به کار رود. بر خلاف برخى، که تربیت را از دوران کودکى مى‏دانند؛ اسلام برنامه تربیتى را از پیش از انعقاد نطفه شروع مى‏کند از این رو مى‏توان مراحل تربیت را بدین ترتیب برشمرد:

  1. مرحله پیش از حمل؛
  2. مرحله جنینى؛
  3.  مرحله نوزادى؛
  4. مرحله بعد از دوسالگى؛
  5.  و مراحل بعدى که از جنبه‏‌هاى مختلف داراى تقسیم بندى‏هاى متعدد است.

آنچه مهم است این است که در هر مرحله تربیتى باید سه محور زیر مورد توجه قرار گیرد تا تربیت صحیح انجام پذیرد:

الف: شناخت ویژگى‏ها ب: تعیین نیازها ج: تأمین نیازها به صورت مطلوب با توجه به محدودیت مجال، در این شماره به توضیح مرحله اول مى‏پردازیم و انشاءالله بحث را در شماره‏هاى بعدى پى مى‏گیریم.

  1. مرحله قبل از حمل‏

این مرحله را نیز مى‏توان به دو مرحله عمده تقسیم کرد:

الف: مرحله قبل از ازدواج‏

چنانچه گذشت در اسلام نقطه‏هاى آغازین تربیت کودک را نه تنها قبل از تولد بلکه قبل از ازدواج مى‏داند که یکى از دلایل آن موضوع وراثت است. زیرا در جریان تشکیل نطفه نقش عوامل ژنتیکى‏[۱۳] و سهم وراثت در تکوین شخصیت کودک به چشم مى‏خورد.

وراثت: به طور کلى مجموعه خصوصیات و ویژگى‏هاى غیر اکتسابى که از اجداد گذشته و از طریق والدین، توسط «ژن‏ها»[۱۴] به فرزند انتقال مى‏یابد، وراثت یا انتقال ژنتیکى مى‏نامند. وراثت پدیده‏اى بسیار پیچیده است که تبیین آن در حوصله این نوشتار نیست ولى به طور خلاصه مى‏توان گفت: هنگامى که تخمک ۱۵ (سلول جنسى ماده) در محیط رحم، توسط سلول جنسى نر یا اسپرماتوزوئید بارور مى‏شود، نطفه منعقد مى‏شود. به هنگام تشکیل نطفه، جنین ترکیب معینى از کروموزم‏ها (بیست و سه جفت نیمى از پدر و نیمى از مادر)، یا ترکیب مشخصى از ژن‏هاى والدین را دریافت مى‏کند. صفاتى که از ژن‏ها به کودک منتقل مى‏شود، ممکن است مستقیم از پدر و مادر و یا از اجداد پیشین باشد.[۱۵] در فرایند تشکیل نطفه هرگونه اختلال در ترکیب کروموزوم‏ها مى‏تواند موجبات نقص جنین را فراهم آورد.

مطالعات انجام شده نشان مى‏دهد نسبت معلولیت‏هاى ژنتیکى ناشى از ازدواج‏هاى فامیلى به طور قابل ملاحظه‏اى بیشتر از ازدواج‏هاى غیر فامیلى است.[۱۶] اصل موضوع وراثت از نظر علمى مسلم مى‏باشد و در روایات اسلامى نیز بر این موضوع تأکید شده است به عنوان نمونه از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم حکایت شده: «تجوزوا فی الحجز الصالح فان العِرْقَ دساسٌ‏

؛[۱۷] از خانواده‏هاى شایسته و صالح همسر برگزینید، زیرا ویژگى‏هاى (والدین و اجداد) از طریق عرق/ [ژن‏] (به فرزند) منتقل مى‏شود» و در روایتى دیگر مى‏فرماید: «حسن الاخلاق برهان کرم الاعراق‏ ؛[۱۸] خوبى اخلاق یک فرد نشان نیکو بودن ژن‏هاى اوست (که از والدین به او منتقل شده است)».

با توجه به آنچه گذشت در منابع دینى، روى دقت در انتخاب همسر و اصالت خانوادگى او تأکید شده است و ویژگى‏هایى را نیز بر شمرده‏اند.[۱۹]

ب: مرحله بعد از ازدواج‏

وقتى همسر مناسب با ویژگى‏هاى نیکو مانند دین‏دارى و عاقل بودن و داراى اصالت خانوادگى انتخاب شد، مناسب‏ترین بستر براى تشکیل نطفه آماده شده است که لازم است با اعمال و رفتار مناسب بهداشت روان زوجین تأمین شود به ویژه بهداشت روانى زن، چرا که اثرپذیرى جنین از مادر بیشتر از اثرپذیرى آن از پدر است.

برخوردارى زوجین از نگرش مثبت و انگیزه لازم براى فرزندآورى، پرهیز از خستگى جسمى و روحى و کم‏خوابى و به دور از آشفتگى عاطفى، برخوردارى از چهره‏اى متبسم و عاشقانه و همراه با قلبى آرام حداقل شرایط روانى لازم براى تشکیل نطفه و برداشتن گام‏هاى آغازین براى تربیت فرزند مى‏باشد که در آیات قرآن کریم و سیره پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم توجه به غذاى حلال و طیب، خلوت‏گزینى و عزلت‏[۲۰] و کناره‏گیرى موقت، براى تهذیب نفس و پالایش روحى و راز و نیاز و دعا و درخواست فرزند صالح‏[۲۱] مورد توجه واقع شده است و در روایات اسلامى در مورد آداب آمیزش زن و مرد و زمان و مکان و نقش آن در شکل‏گیرى شخصیت و تربیت فرزند صالح توصیه‏هاى فراوانى شده است‏[۲۲] که اهمیت موضوع را مى‏رساند.

ادامه دارد …

 پیوست‌ها:

[۱] .اخلاق شُبَّر، ص ۱۰٫

[۲] . صفات پایدار بدن مثل کوتاهى قد و صفات ناپایدار مثل تب.

[۳] . آموزه‏هاى بنیادین علم اخلاق، محمد فتحعلى خانى، ج ۱، ص ۱۷٫

[۴] . اخلاق در قرآن، محمد تقى مصباح یزدى، ج ۱، ص ۲۴۰٫

[۵] . آموزه‏هاى بنیادین علم اخلاق، ج ۱، ص ۳۳٫

[۶] . همان.

[۷] .گرچه علم« روانشناسى» امروز از این مسیر منحرف شده است. براى آگاهى بیشتر ر. ک: اخلاق در قرآن، محمد تقى مصباح یزدى، ج ۲، ص ۲۴٫

[۸] . روانشناسى تربیتى کاربردى، غلامعلى افروز، ص ۱۶٫

[۹] .ر. ک: آموزه‏هاى بنیادین علم اخلاق، ج ۱، ص ۳۵؛ و تعلیم و تربیت در اسلام، مرتضى مطهرى، ص ۸۸ به بعد.

[۱۰] . تعلیم و تربیت در اسلام، ص ۷۶٫

[۱۱] . نهج البلاغه، فیض الاسلام، حکمت ۳۹۱٫

[۱۲] . دعاى بیست و پنجم صحیفه سجادیه( دعا درباره فرزندان)

[۱۳] .Genetical .

[۱۴] . ژن‏ها ذرات ریزى هستند که در کروموزوم‏ها جاى داند. کروموزوم‏ها در هسته سلول، درون نطفه قرار دارند.

[۱۵] .Ovule .

[۱۶] .روانشناسى تربیتى کاربردى، غلامعلى افروز، ص ۲۱۶٫

[۱۷] . لذا توصیه مى‏شود در صورتى که داوطلبان ازدواج با هم خویشاوند هستند، حتماً قبل از ازدواج با مراجعه به مراکز مشاوره ژنتیکى تصمیمات و تدابیر لازم را اتخاذ کنند.( همان، ص ۲۱۹)

[۱۸] . مکارم الاخلاق، ص ۱۹۷٫

[۱۹] . غررالحکم، ص ۲۵۴٫

[۲۰] . وسایل الشیعه، ج ۱۴، ص ۱۲۰ و کافى ج ۵، ص ۲۴۷٫

[۲۱] . سوره مریم: ۴۹٫

[۲۲] .\i« و الذین یقولون ربّنا هب لنا من ازواجنا و ذُریاتنا قُرهَ اعین و اجعلنا للمتقین اماما».\E سوره فرقان: ۷۴٫

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*