۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » صفحه اصلی » مقالات برگزیده
  • 06 ژانویه 2016 - 11:31
  • 546 بازدید

اسماء الله‏(۲)؛ اسم نورانى ربّ‏

سید مصطفى حسینى ‌‌‌‌‌‌ اسم شریف «ربّ» اسم مبارک و با عظمتى است که محبوبیّت آن نزد خداوند و انبیا و اولیایش غیر قابل انکار است. این اسم شریف، در لغت به معناى مالک آمده است. در لغت و ادبیات عرب، به کسى که مالک چیزى شود رب اطلاق مى ‌‌‌‌‌‌کنند:«من ملک شیئاً فهو ربّه» […]

سید مصطفى حسینى ‌‌‌‌‌‌

اسم شریف «ربّ» اسم مبارک و با عظمتى است که محبوبیّت آن نزد خداوند و انبیا و اولیایش غیر قابل انکار است. این اسم شریف، در لغت به معناى مالک آمده است. در لغت و ادبیات عرب، به کسى که مالک چیزى شود رب اطلاق مى ‌‌‌‌‌‌کنند:«من ملک شیئاً فهو ربّه»

. کلمه ربّ، به تنهایى (بدون اضافه به اسمى) فقط بر خداوند اطلاق مى ‌‌‌‌‌‌شود[۱] و اگر بر غیر خداوند اطلاق گردد، حتماً باید به اسمى اضافه شود؛ مانند کلام زیبا و توحیدى حضرت عبدالمطلب علیه السلام خطاب به فرمانده لشکر پادشاه حبشه. وى زمانى که فهمید شترهایش را براى خرابى خانه خدا به سرقت برده ‌‌‌‌‌‌اند، از آن ‌‌‌‌‌‌ها خواست شترهایش را به او برگردانند. فرمانده آن ‌‌‌‌‌‌ها به سربازانش گفت: «او [/ عبدالمطلب ‌‌‌‌‌‌] زعیم و رئیس قوم است، و من براى تخریب خانه ‌‌‌‌‌‌اى [/ کعبه ‌‌‌‌‌‌] مى ‌‌‌‌‌‌روم که آن را عبادت مى ‌‌‌‌‌‌کند. اگر عبدالمطلب از من مى ‌‌‌‌‌‌خواست آن را خراب نکنم، مى ‌‌‌‌‌‌پذیرفتم؛ [ولى فقط آزادى شترهاى خود را خواست ‌‌‌‌‌‌] شترهایش را به او برگردانید» حضرت عبدالمطلب علیه السلام در جواب فرمود:«أنا رب الابل و لهذا البیت ربٌ یمنعه»

؛ من مالک شترها هستم، و براى این خانه نیز مالکى است که خود، مانع تخریب آن مى ‌‌‌‌‌‌شود».[۲] این جمله کوتاه و پرمعنا، بر کمال معرفت توحیدى آن بزرگوار، دلالت دارد.

کلمه رب به معناى سیّد، مدبّر، مربّى، متمم، منعم، قیّم و صاحب نیز استعمال شده است.[۳] راغب اصفهانى گوید: الرب فى الاصل التربیه و هو انشاء الشى ‌‌‌‌‌‌ء حالًا فحالًا الى حد التمام ‌‌‌‌‌‌

؛[۴] رب در اصل به معناى تربیت کردن است؛ تربیتى که موجود مورد تربیت را به منتهاى کمال برساند. بعید نیست اکنون کلمه ربّ در این معنا ظهور داشته باشد؛ چرا که استعمالش در این معنا بسیار زیادتر از معانى دیگر است، و این نحوه تربیت، مخصوص خداوند تبارک و تعالى است که مى ‌‌‌‌‌‌داند موجودات عالم هستى در سیر تکاملى خویش به چه چیز نیاز دارند و تنها او است که مى ‌‌‌‌‌‌تواند نیازهاى ایشان را در مسیر رشد و تعالى برآورده سازد.

تعریف اسم شریف ربّ توسط حضرت موسى علیه السلام ‌‌‌‌‌‌

حضرت موسى علیه السلام در پاسخ به سؤال فرعون که پرسید: «پروردگار شما کیست؟» به همین معنا اشاره کرد و فرمود: (رَبُّنَا الَّذى أَعْطى کُلَّ شَى ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى ‌‌‌‌‌‌)[۵]

ربّ و پروردگار ما کسى است که به هر موجودى آنچه لازمه آفرینش او بوده بخشیده، و سپس هدایتش کرده است.

این، تعریفى کوتاه و پر معنا از کلمه ربّ است که حضرت موسى علیه السلام به آن اعتقاد داشته است؛ از این رو در تمام مشکلات بر او توکل کرد و خداوند هم به زیبایى عهده ‌‌‌‌‌‌دار امور او شده، او را به سوى کمال هدآیت کرد و فرعونیان را مغلوب او ساخت.

اگر فطرت موسوى ما نیز- همچو موسى- به اربابان ظاهرى و باطنى پشت پا زده و برابر فرعون نفس امّاره بایستد و به مجاهده بپردازد و در تمام مراحل، به رب الارباب تمسک جسته و از او کمک خواهد، خداوند قطعاً ما را پرورش داده و به سوى کمال هدآیت مى ‌‌‌‌‌‌کند.

یا رب تو زمانه را دلیلى بفرست ‌‌‌‌‌‌                                نمرودان را پشه چو پیلى بفرست ‌‌‌‌‌‌

فرعون صفتان همه زبردست شدند                              موسى و عصا و رود نیلى بفرست!

رب اسم زیبا و اعظم الهى ‌‌‌‌‌‌

این اسم شریف، از اسماى حسناى الهى و از نود و نه اسم موجود در روآیت مشهور نبوى است که طبق آن، اگر کسى نود و نه اسم را بخواند و احصا کند دعایش مستجاب و داخل بهشت مى ‌‌‌‌‌‌شود.[۶] جمعى از بزرگان معرفت نیز این اسم شریف را اسم اعظم الهى مى ‌‌‌‌‌‌دانند.

دعوت عمومى خداوند به خواندن اسم رب ‌‌‌‌‌‌ خداوند، ما را به خواندن این اسم شریف و تمسک به آن دعوت کرده و فرموده است: (ادْعُوا رَبَّکُمْ تَضَرُّعًا وَ خُفْیَهً إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدینَ ‌‌‌‌‌‌)[۷]

پروردگارتان را با حالت خشوع و ذلّت و پنهانى بخوانید؛ زیرا خداوند، کسانى را که از حد تجاوز مى ‌‌‌‌‌‌کنند را دوست ندارد. بعضى مفسران، «معتدین» را به کسانى تفسیر کرده ‌‌‌‌‌‌اند که با صداى بلند دعا مى ‌‌‌‌‌‌کنند و صیحه مى ‌‌‌‌‌‌زنند، و بعضى دیگر، مصداق «معتدین» را کسانى مى ‌‌‌‌‌‌دانند که در دعا، از خداوند چیزى مى ‌‌‌‌‌‌خواهند که لیاقت آن را ندارند؛ مانند درجه و رتبه انبیا[۸]. در روایتى، «معتدین» به کسى تأویل شده است که در دعایش، از حد تجاوز کرده و لعن و هلاکت شخصى را از خدا بخواهد.[۹] بدیهى است منظور، لعن کردن کسى است که استحقاق لعن و هلاکت را ندارد که در این صورت- طبق فرمایش رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم- لعن و هلاکت، به خودش باز مى ‌‌‌‌‌‌گردد.[۱۰]

پس چه خوب است در مقام دعا و مناجات و راز و نیاز با خدا، با خضوع و خشوع بگوییم:

یا رب ز کرم درى برویم بگشا                                  راهى که در او نجات باشد بنما

مستغنیم از هر دو جهان کن به کَرَم ‌‌‌‌‌‌                           جز یاد تو هر چه هست بَر از دل ما[i]

[i] . دیوان ابوسعید ابوالخیر.

دعوت خداوند از پیامبران به خواندن اسم «رب» و توسل جستن به این اسم شریف ‌‌‌‌‌‌

خداوند، انبیاى خویش را نیز در مقام راز و نیاز و دعا، به توسل و تمسک جستن به این نام زیبا تشویق و ترغیب کرده است؛ براى نمونه، خطاب به رسول گرامى اسلام صلى الله علیه و آله مى ‌‌‌‌‌‌فرماید: (قُلْ رَبّ ارْحَمْهُما کَما رَبَّیانى صَغیرًا)[۱۲]

بگو: اى پروردگار من! به پدر و مادرم رحم کن؛ چنان که آن ‌‌‌‌‌‌ها مرا در کوچکى تربیت کردند.

(وَ قُلْ رَبّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ أَنْتَ خَیْرُ الرّاحِمینَ ‌‌‌‌‌‌)[۱۳]

بگو: پروردگارا! مرا ببخش و به من رحم کن که تو ارحم الراحمین هستى، (وَ قُلْ رَبّ زِدْنى عِلْمًا)[۱۴]

و بگو: پروردگارا! علم و آگاهى مرا زیاد کن.

از این قبیل آیات، خطاب به پیامبران دیگر نیز بسیار است. این آیات فراوان، از عظمت این نام شریف و محبت خداوند به آن حکایت دارد.

توسل و تمسک پیامبران به اسم مبارک ربّ ‌‌‌‌‌‌

انبیا و اولیاى الهى نیز به تشویق و ترغیب خداوند پاسخ داده و در ادعیه و مناجاتشان با خداوند متعال، به این اسم، بسیار توسل جسته ‌‌‌‌‌‌اند که به چند نمونه اشاره مى ‌‌‌‌‌‌کنیم:

  1. حضرت نوح علیه السلام مدتى طولانى قوم خود را به توحید و خداپرستى دعوت کرد؛ ولى آن ‌‌‌‌‌‌ها ایمان نیاوردند؛ بلکه او را مسخره کردند و بر کفر و الحادشان پافشارى نمودند. خداوند مى ‌‌‌‌‌‌فرماید: (فَدَعا رَبَّهُ أَنّى مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ)[۱۵]

پروردگارش را خواند که: «من مغلوبم؛ پس مرا یارى کن» و باز عرضه داشت: (رَبّ إِنّى دَعَوْتُ قَوْمى لَیْلًا وَ نَهارًا)[۱۶]

پروردگارا! همانا من قومم را شب و روز فرا خواندم.

در آیات بعد نیز حکایت مى ‌‌‌‌‌‌کند که او به این اسم شریف متمسک شده است. خداوند هم دعایش را مستجاب و عذاب را بر کافران از قومش نازل کرد و مؤمنان را همراه حضرت نوح علیه السلام نجات داد.

  1. حضرت ابراهیم علیه السلام نیز عرض کرد: (رَبّ أَرِنى کَیْفَ تُحْى الْمَوْتى ‌‌‌‌‌‌)[۱۷]

پروردگارا! کیفیت زنده کردن مردگان را به من نشان بده.

خداوند نیز دعایش را مستجاب کرد و با زنده کردن چهار پرنده، چگونگى این امر را به او نشان داد.

  1. وقتى به حضرت موسى علیه السلام خبر دادند فرعونیان درصدد قتل او برآمده ‌‌‌‌‌‌اند، با حالت خوف و اضطراب از شهر خارج شد و عرضه داشت:(رَبّ نَجِّنى مِنَ الْقَوْمِ الظّالِمینَ ‌‌‌‌‌‌)[۱۸]

پروردگارا، مرا از گروه ستمکاران نجات بخش پس از یک سفر طولانى و رسیدن به شهر مدین، از فرط خستگى و گرسنگى به طرف سایه ‌‌‌‌‌‌اى رفت و عرض کرد:

(رَبّ إِنّى لِما أَنْزَلْتَ إِلَى مِنْ خَیْرٍ فَقیرٌ)[۱۹]

پروردگارا! من به هر خیرى که به سویم بفرستى، نیازمندم.

با مطالعه داستان حضرت موسى و نجوایش با خداوند، به آیات فراوان دیگرى نیز برخورد مى ‌‌‌‌‌‌کنیم که آن حضرت، به اسم ربّ متمسک شده است.

پیامبران دیگر نیز با این اسم شریف سَر و سِرى داشته ‌‌‌‌‌‌اند که اگر آیات آن جمع ‌‌‌‌‌‌آورى شود، انسان به جایگاه ویژه این اسم نزد انبیا پى مى ‌‌‌‌‌‌برد. این نام زیبا در قرآن کریم، به صورت ‌‌‌‌‌‌هاى مختلف، مانند ربى، ربّنا، ربّه و مشتقاتش ۹۸۰ بار از زبان پیامبران و در موارد دیگر ذکر شده است که اگر اثر و فایده ‌‌‌‌‌‌اى بر آن مترتب نبود، انبیا این چنین به آن تمسک نمى ‌‌‌‌‌‌جستند و اسم دیگرى را برمى ‌‌‌‌‌‌گزیدند؛ به همین سبب عده ‌‌‌‌‌‌اى از بزرگان، به اعظمیت این اسم شریف قائل شده ‌‌‌‌‌‌اند.

خوب است انسان، هنگام راز و نیاز با خداى بى ‌‌‌‌‌‌نیاز، به سیره و روش پیامبران و دوستان خداوند متعال اقتدا کند و رو به سوى رب الارباب گرداند و به این اسم پر برکت تمسک جوید و بگوید:

یا ربّ بمحمد و على و زهرا                                      یا ربّ به حسین و حسن و آل عبا

کز لطف برآر حاجتم در دو سرا                               بى منّت خلق، یا على الاعلى ‌‌‌‌‌‌[۲۰]

و این اسم شریف را حداقل به تعداد ابجد کبیر آن (۲۰۲ بار) تکرار، و بیمارى ‌‌‌‌‌‌هاى روحى و جسمى ‌‌‌‌‌‌اش را با آن مداوا کند و لطف بى ‌‌‌‌‌‌پایان و مهر و محبت خداوند را در قلب خود احساس نماید؛ چرا که نام خداوند، داروى دردها، و یادش شفاى بیمارى ‌‌‌‌‌‌ها است.[۲۱]

آثار و خواص اسم شریف ربّ ‌‌‌‌‌‌

در این نام مبارک، آثار و خواص و برکات زیادى نهفته است؛ به گونه ‌‌‌‌‌‌اى که صادق آل محمد علیه السلام از برخى آثار و برکات آن پرده برداشته و فرموده است.

من قال عشر مرّات: «یا رب یا رب» قیل له: «ما حاجتک؟»

کسى که ده بار بگوید: «یا رب یا رب» به او گفته مى ‌‌‌‌‌‌شود: «حاجتت چیست؟»[۲۲]

در روایتى دیگر فرمود:

اگر کسى صد بار این ‌‌‌‌‌‌گونه صلوات بفرستد: «یا رب صلّ على محمد و آل محمد»

خداوند، صد حاجت او را برآورده سازد که سى حاجت آن، دنیایى باشد و هفتاد حاجت، آخرتى.[۲۳]

همچنین حماد بن عثمان از امام صادق علیه السلام چنین نقل مى ‌‌‌‌‌‌کند:

کسى که پس از هر نماز صبح، پیش از سخن گفتن، بگوید: «رب صلّ على محمد و على اهل بیته»

؛ خداوند صورتش را از حرارت ‌‌‌‌‌‌هاى آتش جهنم حفظ کند.[۲۴]

مرحوم کفعمى در بخش خواص اسماء الحسنى در کتاب بلد الامین فرموده است: من اکثر ذکره حفظه الله فى ولده ‌‌‌‌‌‌[۲۵]

کسى که این اسم را بسیار بگوید، خداوند، او را در امر فرزندانش محفوظ دارد [و به فتنه فرزندان مبتلایش نسازد].

کیفیت تخلق به اسم شریف ربّ ‌‌‌‌‌‌

اگر کسى بخواهد، به روآیت تخلّقوا باخلاق الله عمل کند و به این اخلاق الهى متخلق شود، باید همان ‌‌‌‌‌‌گونه که خداوند، در مقام تربیت مخلوقات آن ‌‌‌‌‌‌ها را به منتهاى کمالشان مى ‌‌‌‌‌‌رساند و لازمه کمال آن ‌‌‌‌‌‌ها را فراهم مى ‌‌‌‌‌‌کند او نیز باید به زیر دستان- اعم از فرزندان، شاگردان و دوستان و …- مربّى دلسوز و مهربان باشد و همواره آن ‌‌‌‌‌‌ها را در سیر و سلوک معنوى و ارتقاى فهم و بصیرت دینى کمک کند و در حد توان علمى آن ‌‌‌‌‌‌ها را به سوى توحید ناب رهنمون شود؛ همچنان که حضرت یوسف علیه السلام، هم زندانى ‌‌‌‌‌‌هاى خود را ارشاد مى کرد و همواره از لحظه ‌‌‌‌‌‌لحظه اقامت در زندان، براى هدآیت انسان ‌‌‌‌‌‌هاى محبوس در زندان طبیعت و نفس اماره کمک مى ‌‌‌‌‌‌گرفت و با جمله کوتاه و زیباى (أَرْبابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَیْرٌ أَمِ اللهُ الْواحِدُ الْقَهّارُ)[۲۶]

بر تمام کثرات و بت ‌‌‌‌‌‌هاى ظاهرى و باطنى خط بطلان کشید و آن ‌‌‌‌‌‌ها را به سوى خداى یگانه قهّار دعوت کرد. امید است ما نیز به دعوت این نبى و فرستاده الهى پاسخ مثبت دهیم و رهرو راه او و زمینه ساز ظهور یوسف زهرا علیه السلام باشیم.

 پیوست‌ها:

[۱] . کتاب العین، ماده ربب.

[۲]. اصول کافى، ج ۱، ص ۴۴۷، باب مولد النبى.

[۳] . مجمع البحرین، ج ۲، ص ۶۴٫

[۴] . مفردات راغب ماده ربب.

[۵] . سوره طه: ۵۰٫

[۶] . توحید صدوق، ص ۱۹۵٫

[۷] . سوره اعراف: ۵۵٫

[۸] . مفاتیح الفلاح، ص ۱۲۲؛ عده الداعى، ص ۱۵۲٫

[۹] . مستدرک وسائل الشیعه، ج ۹، ص ۱۴۱، باب ۱۴۰، ح ۱٫

[۱۰] . همان، ح ۲٫

[۱۱] . دیوان ابوسعید ابوالخیر.

[۱۲] . سوره اسراء: ۲۴٫

[۱۳] . سوره مؤمنون: ۱۱۸٫

[۱۴] . سوره طه: ۱۱۴٫

[۱۵] . سوره قمر: ۱۰٫

[۱۶]. سوره نوح: ۵٫

[۱۷] . سوره بقره: ۲۶۰٫

[۱۸] .سوره قصص: ۱۲٫

[۱۹] .سوره قصص: ۲۴٫

[۲۰] . دیوان ابوسعید ابوالخیر.

[۲۱] .« یا من اسمه دواء وذکره شفاء»،( مفاتیح الجنان، دعاى کمیل).

[۲۲] .اصول کافى، ج ۲، ص ۵۲۰٫

[۲۳] . همان، ج ۲، ص ۴۹۳، باب الصلاه على النبى.

[۲۴].بحارالانوار، ج ۸۳، ص ۱۳۱، باب ۴۳٫

[۲۵].بلدالامین، ص ۷۱۸، باب خواص اسماء الحسنى.

[۲۶] . سوره یوسف: ۹۳٫

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*