آداب دعا از دیدگاه قرآن کریم و پیامبر اسلام و اهل بیت علیهم السلام چکیده این مقاله در راستای ارتباط صحیح انسان با خداوند متعال و راز و نیاز کردن با او که ما آن را به نام دعا می شناسیم تنظیم شده و سعی شده راهکار های صحیح ارتباط با خداوند سبحان را ذکر […]
آداب دعا از دیدگاه قرآن کریم و پیامبر اسلام و اهل بیت علیهم السلام
چکیده
این مقاله در راستای ارتباط صحیح انسان با خداوند متعال و راز و نیاز کردن با او که ما آن را به نام دعا می شناسیم تنظیم شده و سعی شده راهکار های صحیح ارتباط با خداوند سبحان را ذکر کند تا انسان بتواند با دیدی باز این عمل را انجام دهد و بهره ی بیشتری از این ارتباط ببرد و بتوانیم با حضرت حق ارتباطی عمیق تر و اصولی تر پیدا کنیم و از موانع اجابت دعا جلوگیری کنیم و حکمت به استجابت نرسیدن برخی دعا ها را بدانیم این مقاله به روش تحلیلی نوشته شده است و می خواهد ما را به این نتیجه برساند که در دعای خود با حق تعالی مواردی را رعایت کنیم تا دعایمان اثر بخش تر و به استجابت نزدیکتر باشد و در صورت به استجابت نرسیدن دعا، منطقی تر با این موضوع برخورد شود.
کلید واژه
دعا، اسلام، آداب، پیامبر اسلام، اهل سنت.
مقدّمه
موضوع این مقاله آداب دعا کردن از دیدگاه قرآن کریم و پیامبر اسلام واهل بیت علیهم السلام است. در جامعه امروز مسلمان ما همه افراد اعم از افرادی با ایمان درجه بالا و افراد متوسط و معمولی در خود احساس نیاز به ارتباط با یک قدرت ما فوق خود می کنند که طبق فطرتی که همه فطرت ها ازآن سرشته شده این قدرت خداوند متعال نام دارد.
در این تحقیق سعی شده است از آیات قرآن کریم و احادیث و برخی از منابع اهل سنت که با موضوع مرتبط بوده است استفاده شود. شایان ذکر است این مسئله از زمان های قدیم یعنی از صدر اسلام تا به حال مورد توجه شخص پیامبر اسلام و اهل بیت علیهم السلام بوده است و از مسائلی است که در زندگی روزانه مردم اثرش مشهود بوده و افراد با ایمان در همه حالات زندگی خود و در همه جا و در همه لحظات این حس را با خود دارند که باید با خداوند متعال ارتباط برقرار کنند و احتیاجات خویش را به درگاه او ببرند و تنها از او بخواهند که آنها را در مراحل این زندگی دنیایی کمک کند.
این نوشتار هم در این راستا آمده تا ما در درست ارتباط برقرار کردن و با معرفت تر ارتباط برقرار کردن راهنمایی کند.و این مقاله به روش تحلیلی نگارش شده است و شامل سر فصل هایی همچون اهمیت دعا در اسلام، بهترین زمان ها و بهترین مکان ها برای دعا، موانع استجابت دعا، فرا خواندن خداوند متعال و پیامبر اسلام و اهل بیت علیه السلام به دعا کردن و… می باشد.
واژۀ «دعا»، به معناى فرا خواندن چیزى است به سوى خود با آواز و یا سخن. ابن فارس در تبیین معناى ریشۀ این واژه مىگوید:
هو أن تمیلَ الشىءَ إلیکَ بصوتٍ وکلامٍ یکون منک.(ابن فارس،۱۳۶۳: ۲/۲۷۹)
دعو، به معناى متمایل کردن چیزى به سمت خود با صدا و گفتهاى از جانب توست.
بر اساس این تعریف دعا به معنای خواندن کسی با صدا و به کاربردن الفاظ است. لکن بر اساس کثرت به کار گیری این کلمه در خواندن هایی اعم از این اینکه لفظ به کار برود یا نرود مثل اینکه کتابت باشد یا اینکه با اشاره باشد واژه دعا امروزه در همه این موارد استعمال می شود.
کسی که دعا رامی خواند در واقع از مدعوّ خود، یعنی از کسی که او را می خواند (که در بحث ما خداوند متعال است.) می خواهد که نفعی را به او برساند یا اینکه ضرری را از او دفع کند.
به طور کلى، واژۀ «دعا»، گاه در مورد خداوند متعال به کار مىرود و گاه در مورد انسان. دعاى خداوند متعال، دو گونه است:
دعای تکوینی
دعاى تکوینىِ خداوند متعال، به معناى ایجاد کردن چیزى است براى هدفى خاصی که خداوند متعال در نظر دارد.
دعای تشریعی
یعنی خداوند متعال ملزم کند مردم را برای انجام دادن فعلی که واجب است وترک کردن فعلی که حرام است.
اما در مورد انسان با تأمل در کاربرد کلمۀ «دعا» در قرآن و حدیث، معلوم مىگردد که دعاى انسان در برابر خداوند متعال، در حقیقت به معناىِ خود را بنده و نیازمند مطلق به خدا دیدن و با پرستش او درصدد جلب عنایت و رحمت او برآمدن است .
امام صادق علیه السلام در تبیین جنود عقل و جهل مىفرمایند:
…وَ الدُّعاءُ و ضِدُّهُ الاِستِنکافُ.(کلینی،۱۴۳۰ق: ۱/۲۳)
این فرمایش نورانی امام صادق علیه السلام که معنایش می شود «… و دعا که ضدّ آن، خوددارى است.» اشاره به این دارد که دعا از سپاهیان عقل است. عقل، انسان را نیازمند مطلق مىبیند و لذا انسان را به بندگى کردن در برابر آن کمال مطلق که خداوند تعال باشد، دعوت مىنماید تا با عبادت و پرستش او، به عنایت و رحمت خداوند متعال دست یابد .از این رو، هر چه انسان مومن از معرفت و شناخت بیشترى برخوردار باشد، دعاى اوافزونتر مىگردد. و همان طور که در کتاب نهج الدعاء آمده دانا ترین مردم پر در خواست ترین آنها از خداوند متعال است.
پیشوایان دین به دلیل آن که در بالاترین مراتب عقل و معرفت بودند، بیش از دیگران، خود را نیازمند به خدا مىدانستند و لذا فوقالعاده به دعا توجه داشتند. در نقطۀ مقابل عقل، جهل قرار دارد که سبب مىشود انسان، خود را مستقل و بىنیاز ببیند و از عبودیّت خداوند سبحان و طلب رحمت از او، روى برگرداند. دعا،کلید رحمت الهى است، و مایۀ تقرّب به خدا و موجب تأمین خواستهها، دور ماندن از شیطان و حیات جان انسان است.
دعا، تنها در رهایى از گرفتارىها و دردها و رنجهاى زندگى به انسان کمک نمىکند، بلکه مىتواند سرنوشت قطعى زندگى را تغییر دهد و از بلاهاى گوناگون، پیشگیرى نماید و ازاین رو، پیشوایان اسلام، پیشدستى و تقدّم در دعا (یعنى دعا کردن در روزگار آسایش و قبل از فرا رسیدن مصیبت و بلا) را توصیه کردهاند و خود آنان نیزجلوتر از همه و بیشتر از همه، اهل دعا و مناجات با خداوند متعال بودهاند.
به دلیل آثار و برکات فراوانى که دعا کردن در زندگى فردى و اجتماعى انسان دارد، قرآن کریم، با تأکید های فراوان و با بیانهاى گوناگون، مردم را بِه دعا کردن فرا مىخواند.مانند آیات زیر از قرآن کریم:
وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدّاعِ إِذا دَعانِ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَ لْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ.(بقره، ۱۸۶)
در آیه از قرآن کریم آمده است: «و هرگاه بندگان من، از تو دربارۀ من پرسیدند، [بگو] من نزدیکم و دعاى دعا کننده را – به هنگامى که مرا بخواند – اجابت مىکنم. پس [آنان] باید فرمان مرا گردن نهند و به من ایمان آورند، باشد که راه یابند.»
یا در جایی دیگر خداوند متعال می فرمایند:
اُدْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ.(غافر،۶۰)
که معنایش می شود: «مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم.»
وگاه مىفرمایند:
اُدْعُوا رَبَّکُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْیَهً.(اعراف،۵۵)
که ترجمه اش می شود: «پروردگارتان را به زارى و نهانى بخوانید.»
همه این آیات نشان از اهمیت این موضوع یعنی دعا کردن و به درگاه خداوند آمدن دارد.
و از طرفی ما در احادیث داریم که در هنگام نیازمندی به درگاه خداوند متعال بروید و از او در خواست نمایید زیرا مغز عبادت است و دعا سلاح مومن و در رویایی با دشمن دعا سلاح است و دعا از خالص ترین عبادات است و هیچ چیز نزد خداوند متعال گرامی تر از دعا نیست.
امام باقر علیه السلام: از پیامبر خدا سؤال شد: اى پیامبر خدا! این دعاها که براى طلب شفا خوانده مىشود، آیا جلوى تقدیر خدا را مىگیرند؟
پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: «آنها، خود نیز [بخشى] از تقدیر خدایند».(مجلسی دوم،۱۳۷۶ق: ۵/۸۷)
و این حدیث شاهدی معتبر از منابع دینی ما بر امر دعا کردن است.
در منابع اهل سنت نیز داریم که در مورد دعا از پیامبر خدا سوال شد:
سنن الترمذى – به نقل از ابو خزامه، از پدرش – از پیامبر خدا پرسیدم: اى پیامبر خدا! آیا این دعاها که به خود مىبندیم و دارویى که با آن، درمان مىکنیم و پرهیزهایى که براى پیشگیرى به کار مىبریم، جلوى تقدیر خدا را مىگیرند؟
فرمود: «اینها، خود، [بخشى] از تقدیر خدا هستند».(ترمذی، ۱۴۱۹ق: ۴/۳۹۹)
و ما در احادیث می بینیم که دعا کردن چه برکات و فوایدی دارد و از جمله چیز هایی که اشاره شده مثل این که دعا کلید رحمت است، باعث زنده شدن دل می شود، دفع بلا می کند، قضای الهی را بر می گرداند، شفای هر دردی است و…. و از آن طرف از دعا نکردن نکوهش شده و گفته شده ترک دعا گناه است و خداوند بر او خشم می گیرد و درمانده ترین مردم کسانی معرفی شده اند که از دعا خسته می شوند.
ما در مورد اولیای الهی نیز داریم که بسیار به دعا کردن اهمیت می دادند، مانند حضرت ابراهیم علیه السلام که در قرآن آمده است:
«وَ ما کانَ اسْتِغْفارُ إِبْراهِیمَ لِأَبِیهِ إِلاّ عَنْ مَوْعِدَهٍ وَعَدَها إِیّاهُ فَلَمّا تَبَیَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْراهِیمَ لَأَوّاهٌ حَلِیمٌ».(توبه،۱۱۴)
که در معنای این آیه شریفه می خوانیم: «و طلب آمرزش ابراهیم براى پدرش، جز براى وعدهاى که به او داده بود، نبود. و [لى] هنگامى که براى او روشن شد که وى دشمن خداست، از او بیزارى جست. راستى که ابراهیم، خداترس بردبار بود».
و یا حضرت زکریا علیه السلام در مورد اینکه از خداوند متعال فرزند می خواست:
«وَ زَکَرِیّا إِذْ نادى رَبَّهُ رَبِّ لا تَذَرْنِی فَرْداً وَ أَنْتَ خَیْرُ الْوارِثِینَ * فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ وَهَبْنا لَهُ یَحْیى وَ أَصْلَحْنا لَهُ زَوْجَهُ إِنَّهُمْ کانُوا یُسارِعُونَ فِی الْخَیْراتِ وَ یَدْعُونَنا رَغَباً وَ رَهَباً وَ کانُوا لَنا خاشِعِینَ».(انبیاء،۸۹ و ۹۰)
در ترجمه این آیه گران بها می بینیم: «و زکریّا را [یاد کن] هنگامى که پروردگار خود را خواند: «پروردگارا! مرا تنها مگذار و تو بهترین ارث برندگانى». پس [دعاى] او را اجابت کردیم و یحیى را بدو بخشیدیم و همسرش را براى او شایسته [و آمادۀ حمل] کردیم؛ زیرا آنان در کارهاى نیک، شتاب مىکردند و ما را از روى رغبت و بیم مىخواندند و در برابر ما فروتن بودند».
همه این آیات و روایات و صحبت هایی که شد نشان از اهمیت دعا کردن در اسلام در همه زمان ها، چه خوشی و چه نا خوشی انسان دارد، و نشان دهنده این است که خداوند متعال تشنه شنیدن صدای مخلوق و آفریده خود است و همین امر می تواند دریچه امیدی به سوی انسان باز کند و او را از نا امیدی هایی که شیطان به القا می کند نجات دهد، و نوری امیدی را در او زنده کند که تا قیامت خاموش نشدنی باشد.
قبل از دعا کردن یکسری سفارش هایی از طرف معصومین علیهم السلام به ما رسیده است مثل اینکه
سفارش شده انسان در هنگام دعا رو به سوی کعبه معظمه داشته باشد.
برای قصد قربت به خداوند متعال دو رکعت نماز بخواند تا قلب او را خاشع و متواضع به حق کند.
و خوب است که انسان پیش از دعا کردنش به این موارد پایبند باشیم.
در هنگام آغاز دعا نیز اعمالی از طرف معصومین علهم السلام به ما سفارش شده است مثل:
– بسم الله الرحمن الرحیم گفتن در آغاز دعا خود
انسان قبل از دعای خود نام خداوند متعال را ببرد و با نام او که تمام هستی از او است آغاز کند.
– ستایش و مدح خداوند متعال را گفتن.
انسان در آغاز دعای خود یاد آوری کند بخشش های خداوند متعال را به خود و زبان را به ستایش او بگشاید و از خداوند متعال در ادامه این مسیر استمداد بطلبد.
– اعتراف به کوتاهی ها و گناهان خود در محضر خداوند متعال
کثیری از انسان ها افرادی غیر معصوم هستند و در زندگی خود کوتاهی ها و اشتاباه ها و گناهانی دارند که از آنها سرزده، و شایسته است انسان هنگام شروع به دعا، اعتراف به عجز خود در برابر خداوند متعال سبحان بکند که این کار باعث جلب رحمت الهی می شود.
– درود فرستادن به پیامبر و اهل بیت پاک ایشان
پیامبر و اهلبیت علیهم السلام همانطور که باعث هدایت انسان ها می شوند، همانگونه هم باعث جلب الطاف الهی برای بندگان می شوند. آنها آبرو داران نزد خداوند متعال هستند و می توانند به راحتی از مشکل های انسان گره گشایی کنند.
– توسل جستن به اهل بیت علیهم السلام
شاهد این مورد که ذکر شد، در قرآن کریم است که می فرماید:
«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَهَ وَ جاهِدُوا فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ».(مائده،۳۵)
که تر جمه اش می شود:« ای کسانی که ایمان آورده اید تقوای خدا پیشه کنید و به سوی او یعنی خداوند متعال با وسائط (یعنی افرادی که پیش خداوند متعال آبرو دارند) بروید (که مصداق اتم و اکمل این وسیله ها حضرات اهل بیت علیهم السلام هستند.) زیرا آنها هستند که از هر گونه آلودگی پاک و مبرا هستند و خود خداوند متعال امر و دستور مراجعه و و واسطه قرار دادن این بزرگواران را میدهد.
و در منابع اهل سنت نیز داریم که متوسل به پیامبر اعظم صل الله علیه و آله می شوند، مانند:
سنن الترمذى – به نقل از عثمان بن حنیف -: مرد نابینایى نزد پیامبر صلى الله علیه و آله آمد و گفت: دعا کن که خدا، مرا شفا بخشد.
فرمود: «اگر بخواهى، دعا مىکنم؛ امّا اگر صبر پیشه کنى، برایت بهتر است».
گفت: دعا کن.
به او فرمود که وضویى نیکو بگیرد و این دعا را بخواند: «بار خدایا! از تو درخواست مىکنم و به واسطۀ پیامبرت محمّد، پیامبرِ رحمت، به درگاهت روى مىآورم. اى محمّد! من به واسطۀ تو، به درگاه پروردگارم روى آوردم تا این حاجتم برآورده شود. بار خدایا! شفاعت او را دربارۀ من بپذیر».(ترمذی،۱۴۱۹ق: ۵/۵۶۹)
و یا در منابع شیعی داریم که:
پیامبر خدا صلى الله علیه و آله – به على علیه السلام -: امامان از نسل تو هستند به برکت وجود آنهاست که به امّتم باران داده مىشود و دعایشان مستجاب مىشود و خداوند بلا را از آنان مىگردانَد و رحمت، از آسمان فرود مىآید.(مجلسی دوم،۱۳۷۶ق: ۹۵/۲۸۰)
و این خود نشان از اهمیّت بالای مسئله می دهد که این توسل چه قدر می تواند راهگشای انسان در دعا باشد و او را در خواسته هایش کمک کند.
در هنگام دعا شایسته است انسان این موارد را رعایت کند:
-خاکساری و فروتنی برای خداوند متعال
شاهد مثال های این بخش آیات قرآن کریم و احادیث معصومین است،مثل این آیه ی قرآن که می فرماید:
«فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ وَهَبْنا لَهُ یَحْیى وَ أَصْلَحْنا لَهُ زَوْجَهُ إِنَّهُمْ کانُوا یُسارِعُونَ فِی الْخَیْراتِ وَ یَدْعُونَنا رَغَباً وَ رَهَباً وَ کانُوا لَنا خاشِعِینَ».(انبیاء،۹۰)
که شاهد مثال ما در این آیه لفظ خاشعین است که حضرت زکریّا علیه السلام در برابر خداوند متعال فروتن بودند و همین امر یکی از دلایل پذیرفته شدن دعای ایشان است.همان طور که در ترجمه می بینیم: «پس [دعاى] او (زکریّا) را اجابت کردیم، و یحیى را بدو بخشیدیم و همسرش را براى او شایسته [و آمادۀ حمل] کردیم؛ زیرا آنان در کارهاى نیک شتاب مىکردند و ما را از روى رغبت و بیم مىخواندند و در برابر ما فروتن بودند».
یا در آیه دیگر می بینیم:
«اُدْعُوا رَبَّکُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْیَهً إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ * وَ لا تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِها و ادْعُوهُ خَوْفاً وَ طَمَعاً إِنَّ رَحْمَتَ اللّه قَرِیبٌ مِنَ الْمُحْسِنِینَ».(اعراف،۵۵و۵۶)
این آیه به انسان توصیه می کند که با حالت زاری که از مصداق های فروتنی است خداوند سبحان را بخواند و جایگاه خود را بشناسد و از محدوده خود تجاوز نکند و دامان خود را به گناه آلوده نکند. «پروردگار خود را به زارى و نهانى بخوانید، که او از حد گذرندگان را دوست نمىدارد. و در زمین، پس از اصلاح آن، فساد مکنید و با بیم و امید، او را بخوانید. همانا رحمت خدا، به نیکوکاران نزدیک است».
و همانطور که فروتنی می تواند باعث نزدیک شدن انسان به درگاه خداوند شود و الطاف او را کسب کند دوری از آن هم می تواند باعث عذاب الهی شود، همانگونه که در آیه زیر مشاهده می شود:
«وَ لَقَدْ أَخَذْناهُمْ بِالْعَذابِ فَمَا اسْتَکانُوا لِرَبِّهِمْ وَ ما یَتَضَرَّعُونَ».(مومنون،۷۶)
که در ترجمه اش می خوانیم: «و به راستى، ایشان را به عذاب گرفتار کردیم، و [لى] نسبت به پروردگارشان خاکسارى نکردند و به زارى درنیامدند».
همانطور که از این آیات مشاهده می شود خداوند متعال دوست دارند که انسان ها با خاکساری و فرتنی به درگاه او بیایند و مثل حضرت زکریا علیه السلام کار های نیک و شایسته انجام دهند و در همه حال خداوند متعال را بخوانند و در برابر خداوند متعال فروتن باشند که در این مواقع انتظار اجابت دعا بیشتر می شود. و این خاکساری و افتادگی در برابر خداوند متعال نه تنها در دعا بلکه در سراسر زندگی انسان به کمک های شایانی می کند که این موارد خارج از این نوشتار است.
و برای بهتر معنا کردن خاکساری، به حدیث مستدرک الوسایل استناد می کنیم:
مستدرک الوسائل – به نقل از عیاض بن سلیمان -: پیامبر خدا فرمود: «هیچ صدایى نزد خداوند، دوست داشتنىتر از صداى بنده اندوهناک نیست».
گفته شد: مقصود چیست؟
فرمود: «بندهاى گناه مىکند و بر اثر آن، ترس از خداوند، وجودش را مىآکَنَد و مىگوید: “پروردگارا!” و خدا مىفرماید: “منم پروردگار تو. تو را مىآمرزم، آن گاه که از من، آمرزش بطلبى، و پاسخت مىدهم، آن گاه که مرا بخوانى”».(نوری،۱۴۰۸ق: ۵/۳۱۸)
طبق این گفتار چگونه بنده گناهکار از گناه خود شرمنده می باشد و در برابر خداوند متعال تواضع می کند، حال انسان در دعا نیز باید همین گونه باشد.
گریه به انسان حالت رقّت قلب می دهد و این رقّت قلب تاثیری ویژه در دعا کردن و برآورده شدن حاجات دارد.
همانند آنچه که در این آیه شریفه به آن اشاره شده است:
«وَ اذْکُرْ رَبَّکَ فِی نَفْسِکَ تَضَرُّعاً وَ خِیفَهً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ وَ لا تَکُنْ مِنَ الْغافِلِینَ».(اعراف،۲۰۵)
ودر ترجمه اش می خوانیم:«و در دل خویش، پروردگارت را بامدادان و شامگاهان، با زارى و ترس، بى صداى بلند، یاد کن و از غافلان مباش».
و در عوالى اللّآلى این گونه روایت شده است که، پرسندهاى از پیامبر خدا پرسید: آیا پروردگار ما نزدیک است تا آهسته بخوانیمش، یا دور است تا آوازش دهیم؟
پس این آیه نازل شد: «و هر گاه بندگانم از تو درباره من مىپرسند، [بگو که] من نزدیکم…».( ابن ابی جمهور،۱۴۰۵ق: ۲/۸۲)
و این آیه شریفه «وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَهَ الداعِ إِذا دَعانِ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَ لْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ».(بقره،۱۸۶) می باشد.
و ترجمه اش می شود:«و هر گاه بندگان من، از تو در بارۀ من بپرسند، [بگو که] من نزدیکم و دعاى دعاکننده را – به هنگامى که مرا بخواند – اجابت مىکنم. پس [آنان] باید فرمان مرا گردن نهند و به من ایمان آورند، باشد که راه یابند».
ودر سنن أبى داوود – به نقل از ابو موسى اشعرى – می بینیم: در سفرى با پیامبر خدا بودم. چون مردم به نزدیکىِ مدینه رسیدند، بانگ تکبیر برآوردند. پیامبر خدا فرمود: «اى مردم! شما شخص کَر یا غایبى را که نمىخوانید! آن کسى که او را مىخوانید، بین شما و گردن مَرکبهاى شماست».(ابو داود،۱۴۲۰ق: ۲/۸۷)
ممکن است این سوال در اینجا مطرح شود که چرا امام حسین علیه السلام در صحرای عرفات دعای خود را به بلندی خوانند و این نشانه بی ادبی نیست؟
در جواب باید گفت ادب داشتن یا نداشتن به ملاک عرف مشخص میشود و منظور در اینجا از اینکه دعا باید آهسته خوانده شود این است که با داد و فریاد و بی ادبی خواسته خود را از خدوند سبحان نخواهد و این با حالت امام حسین علیه السلام که با تضرع و افتادگی ولو با صدای بلند از خداوند متعال درخواست دارند متفاوت است.
شایسته است انسان دعای خود را از خلق خدا مخفی کند.
انسان در حالت دعا همچون گدا ها دستان خود را به درگاه الهی بلند کند و از او در خواست کمک نماید.
امام حسین علیه السلام: پیامبر خدا، هر گاه درخواست و دعایى مىکرد، دستانش را همچون مستمندى که غذا مىطلبد، دراز مىکرد.(مجلسی دوم،۱۳۷۶ق: ۹۳/۲۹۴)
در المعجم الأوسط – به نقل از ابن عبّاس – آمده است: پیامبر خدا را دیدم که در عرفه، دعا مىکند و دستانش را تا سینهاش بالا برده است، آن گونه که مستمند، غذا مىطلبد.(طبرانی،۱۴۱۵ق: ۳/۱۸۹)
درکنز العمّال – به نقل از بَراء بن عازب – می بینیم: پیامبر صلى الله علیه و آله هر گاه مشکلى برایش پیش مىآمد و دعا مىکرد، دستانش را بالا مىبرد، چنان که سپیدىِ زیر بغلهایش دیده مىشد.(متّقی،۱۰ق: ۷/۷۱)
و ما همانطور که در عبادات خود مثل حج و نماز و روزه و… از عبادات که از بدن خود استفاده می کنیم در دعا نیز این فقر ذاتی و احتیاج خود به خداوند متعال را به صورت فقیری که از بالا دست خود توقع کمک دارد ابراز می کنیم در عین حال که ما معتقدیم خداوند متعال جسم نیست و در همه جا حضور دارد و از رگ گردن به نزدیکتر است.
در دو مورد بالا که می بینیم همه بازگشت به فضل و کرامات بی انتهای خداوند متعال دارد و انسان در دعای خود از خداوند متعال کم نخواهد.
انسان وقتی به درگاه خداوند متعال می آید خواسته خود را باید اجابت شده ببیندو شک به خود راه ندهد.
در دعا بگوید از خداوند متعال چه می خواهد.
انسان مومن در دعای خود همه را سهیم کند.
در حدیثی از پیامبر خدا صلى الله علیه و آله وارد شده است که فرمودند: هر گاه یکى از شما دعا کرد، آن را به «آمین» ختم کند.(محمّدی ری شهری،۱۳۸۷ش: ۱۰/۱۰۶)
در تفسیر القُرطُبى – به نقل از ابن عبّاس – آمده است: از پیامبر خدا پرسیدم: معناى آمین چیست؟
فرمود: «[یعنى] پروردگارا! انجام بده».(قرطبی،۱۳۸۷ش: ۱/۱۲۸)
و همچنین در الدُرّ المنثور – به نقل از عطا – می خوانیم: هنگامى که این آیات نازل شد: «رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسِینا أَوْ أَخْطَأْنا»(بقره،۲۸۶)
«پروردگارا! اگر ما فراموش کردیم و یا خطا رفتیم، ما را مؤاخذه نکن»، جبرئیل علیه السلام آنها را به پیامبر صلى الله علیه و آله گفت. پیامبر صلى الله علیه و آله گفت: «آمین، اى پروردگار جهانیان!».(سیوطی،۱۴۰۴ق: ۲/۲۸۶)
آمین گفتن در پایان دعا چه دعای خود چه دعای دیگران به معنای پروردگارا برآورده ساز و این آمین گفتن در روایات اسلامی بسیار توصیه شده است.
بعد از دعا انسان دست خود را به صورت بکشد به امید استجابت دعای خود نزد خداوند متعال.
در بصائر الدرجات – به نقل از ابو عوف –آمده است: خدمت امام صادق علیه السلام رسیدم. مرا مورد لطف قرار داد، و فرمود: مرد نابینایى نزد پیامبر صلى الله علیه و آله آمد و گفت: اى پیامبر خدا! دعا کن خدا بینایىام را به من برگردانَد.
پیامبر صلى الله علیه و آله برایش دعا کرد و خداوند بینایىاش را به او باز گرداند. سپس نابیناى دیگرى آمد و گفت: اى پیامبر خدا! دعا کن خدا بینایىام را به من برگردانَد.
[پیامبر صلى الله علیه و آله] فرمود: «بهشت را دوستتر دارى از این که بینایىات را به تو باز گرداند؟».
گفت: اى پیامبر خدا! پاداشش بهشت است؟
پبامبر صلى الله علیه و آله فرمود: «خدا بزرگوارتر از آن است که بندۀ مؤمنش را به نابینایى مبتلا سازد و سپس بهشت را به او پاداش ندهد.»(صفّار،۱۴۰۴ق: ۲۷۲)
انسان باید در همه امور زندگی خود صلاح کار خود را به خداوند متعال بسپارد و از او بخواهد او را در مراحل زندگی اش موفق گرداند.
در مسند اسحاق بن راهویه – به نقل از ابو هریره – آمده است: پیامبر خدا فرمود: «هیچ کس نیست که از خدا چیزى بخواهد، مگر آن که خواستهاش را اجابت مىکند؛ یا در همین دنیا به او مىدهد، یا گناهانش را به اندازه آنچه دعا کرده است، از او مىزداید، به شرط آن که براى گناهى یا قطع رَحِمى، دعا نکرده باشد و یا [براى برآورده شدن دعایش] شتاب نورزیده باشد».
شتاب کردن در نتیجه گرفتن سریع از دعا از معایب دعا کننده است.
هیچ گاه انسان دعا ی خود را کوچک نشمارد در درگاه الهی تمام خواسته ها از کوچک و بزرگ بر آورده می شود.
خداوند متعال خود مصلحت بنده خویش را بهتر می داند و نیازی نیست بنده که به مصلحت و مفسده خویش آگاهی ندارد به او مصلحت بیاموزد.
در دعا زبان حال خویش را بگوید و خود را در عبارت های دعا به زحمت نیندازد.
در تاریخ دمشق – به نقل از عایشه – آمده است: پیامبر خدا در شب نیمۀ شعبان، در سجده دعا مىکرد و مىگفت: «از کیفرِ تو، به عفو تو پناه مىبرم و از ناخشنودىات به خشنودىات پناه مىبرم و از تو، به خودت پناه مىبرم، اى ذاتت پُرشکوه!».
و فرمود: «جبرئیل علیه السلام به من گفت که اینها را در سجدهام تکرار کنم، پس من آنها را آموختم و [به امّتم] آموزش دادم».(ابن عساکر،۱۴۱۵ق: ۳۶/۱۹۵)
امام باقر علیه السلام می فرمایند: آغازِ وقت جمعه، لحظهاى است که خورشید، زوال مىکند تا آن که ساعتى بگذرد. پس این زمان را پاس بدار؛ زیرا پیامبر خدا فرمود: «هیچ بندهاى در این ساعت، از خداوند عز و جل خیرى نمىخواهد، مگر آن که به او عطا مىفرماید».(مجلسی دوم،۱۳۷۶ق: ۸۹/۲۰۰)
امام صادق علیه السلام می فرمایند: پیامبر خدا فرمود: «بهترین وقتى که در آن به درگاه خداوند عز و جل دعا مىکنید، سحرهاست».
سپس، این آیه را که سخن یعقوب علیه السلام است، تلاوت کرد: «به زودى، از پروردگارم براى شما طلب آمرزش خواهم کرد» و فرمود: «[یعقوب علیه السلام دعا را] به وقت سحر، موکول کرد ».(کلینی،۱۴۳۰ق :۲/۴۷۷)
در این فصل از مقاله به بهترین مکان هایی که دعا کردن در آنجا به خاطر شرافت مکانی و علو مرتبتی که در اسلام دارد اشاره می شود ودر احادیث نیز اشاراتی به مکان های مقدس شده است:
۱۰-راهنمایی هایی برای بهتر دعا کردن
در این فصل به طور اجمال می خواهیم به مواردی که در احادیث آمده و ما را توصیه می کند که در دعای خود این موارد را رعایت میکنیم اشاره می شود تا دعای ما پر مغز تر شود و برای برکات زیادی را در پی داشته باشد:
۱۱-معنای اجابت دعا
در این فصل می خواهیم به معنای اجابت دعا بپردازیم که منظور از اجابت دعا چیست. اجابت دعا به این معنا نیست که همان چیزی که شخص دعا کرده همان اجابت شود، بلکه که گاهی شرایط و مصلحت هایی در کار است که انسان از آنها اطلاعی ندارد پس باید این گونه موارد را، انسان به خداوند متعال بسپارد که او حکیم است و هر چیز را در جای خودش قرار می دهد.
ما در احادیث داریم که وقتی شخصی دعا می کند یا خواسته اش به مصلحت اوست و در همین دنیا به او داده می شود و یا به مصلحت او نیست حال یا در آخرت به او پاداش داده می شود یا به همان اندازه از گناهان او کم میشود البته اگر دعای او معصیت نباشد.
در مورد استجابت دعا اگر کسی شناخت کافی و به اندازه خود و به قدر وسع خود از خداوند سبحان داشته باشد و به وظایف خود در قبال خداوند سبحان عمل کند، او را به استجابت دعای خود نزدیک می کند همان طور که در قرآن کریم داریم:
«وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدّاعِ إِذا دَعانِ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَ لْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ».(بقره،۱۸۶)
«و هرگاه بندگان من، از تو در باره من بپرسند، [بگو که] من نزدیکم و دعاى دعاکننده را – به هنگامى که مرا بخواند – اجابت مىکنم. پس [آنان] باید فرمان مرا گردن نهند و به من، ایمان آورند، باشد که راه یابند».
پیامبر خدا صلى الله علیه و آله می فرمایند: خداوند عز و جل فرمود: «هر که از من درخواست کند، در حالى که بداند من سود و زیان مىرسانم، درخواستش را مىپذیرم».(مجلسی دوم،۱۳۷۶ق: ۹۳/۳۰۵)
و همچنین است اگرشخص اخلاص داشته باشد، و عمل صالح انجام دهد همان طور که در قرآن کریم داریم:
«وَ یَسْتَجِیبُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ وَ یَزِیدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ وَ الْکافِرُونَ لَهُمْ عَذابٌ شَدِیدٌ».(شوری،۲۶)
«و [درخواستِ] کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام دادهاند، اجابت مىکند و از فضل خویش به آنان زیاده مىدهد؛ ولى براى کافران، عذاب سختى خواهد بود».
و همچنین است اگر انسان در هنگام دعا حضور قلب داشته باشد و درآمد و خوراکش از راه حلال به دست آمده باشد او را به استجابت دعا نزدیکتر میکند.
۱۲- موانع اجابت دعا
در المعجم الکبیر – به نقل از ابو عبد الرحمان قاسم – می خوانیم: از پیامبر خدا شنیدم که در باره شراب مىفرماید: «هر که آن را در کف بگیرد، هیچ دعایى از او پذیرفته نمىشود و هر که بر نوشیدن آن مداومت ورزد، از چِرکابه اهل دوزخ به او نوشانده مىشود».(طبرانی،۱۴۰۶ق: ۱۹/۳۷۴)
«یا بَنِی إِسْرائِیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَ أَوْفُوا بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِکُمْ وَ إِیّایَ فَارْهَبُونِ».(بقره،۴۰)
«اى فرزندان اسرائیل! نعمتهایم را که بر شما ارزانى داشتم، به یاد آورید و به پیمانم وفا کنید، تا به پیمانتان وفا کنم، و تنها از من بترسید».
نتیجه گیری
در دنیای امروز ما و با فقری ذاتی که ما از خود سراغ داریم و راه حلی برای مشکلات کوچک و بزرگمان حتی در زندگی عادیمان پیدا نمیکنیم و محتاجیم تا کسی پیدا شود و این گره را از زندگی ما باز کند، خوب است تجدید نظری در ارتباط خود با خداوند متعال انجام دهیم و با راهکارهایی که در مقاله ارائه شده است به آستان حضرتش برویم و از او در خواست نماییم.
فهرست منابع
*قرآن کریم
۱- ابن ابی جمهور، محمّد ابن زین الدین(۱۴۰۵ه.ق). عوالی اللئالی العزیزیه فی الحادیث الدینیه. قم:دار سیّد الشهداء للنشر.
۲- ترمذی، محمّد ابن عیسی(۱۴۱۹ه.ق). سنن ترمذی. قاهره، مصر:دار الحدیث.
۳- ابو داود،سلیمان ابن اشعث(۱۴۲۰ه.ق). سنن ابن داود. قاهره، مصر: دار الحدیث.
۴- طبرانی، سلیمان ابن احمد(۱۴۰۶ه.ق). المعجم الکبیر. بیروت، لبنان:دار الحیاء التراث العربی.
این مطلب بدون برچسب می باشد.