

سلام علیکم. در مورد قرآن سؤالی داشتم. در اینکه طبق تأکید علمای ما باید قرآن بخوانیم و به آن عمل کنیم حرفی نیست؛ اما سؤال من این است که میتوانم به خواندن ترجمه یا تفاسیر فارسی اکتفا کنم و متن عربی آن را که متوجه نمیشوم چه میگوید، نخوانم؟ پاسخ حکمتها و امتیاز تلاوت قرآن […]
سلام علیکم.
در مورد قرآن سؤالی داشتم. در اینکه طبق تأکید علمای ما باید قرآن بخوانیم و به آن عمل کنیم حرفی نیست؛ اما سؤال من این است که میتوانم به خواندن ترجمه یا تفاسیر فارسی اکتفا کنم و متن عربی آن را که متوجه نمیشوم چه میگوید، نخوانم؟
پاسخ
حکمتها و امتیاز تلاوت قرآن به زبان عربی
علیکم السلام و رحمه الله. توجه شما به کلام مقدس خدا و اهتمام به فهم آن، قابل تقدیر است.
برای پاسخ، ابتدا به یک نکته کوتاه دربارۀ اهمیت و جایگاه زبان عربی اشاره میکنیم و بعد از آن بحث را با بیان برخی از حکمتها و امتیازات تلاوت قرآن به زبان عربی پی میگیریم.
زبان عربی از کاملترین زبانها و پربارترین و غنیترین ادبیات، مایه میگیرد. همین که عربی زبان وحی خداوند است و تنها کتاب معجزه الهی که الفاظ آن دارای اعجاز است، به این زبان نازل شده، در برتر بودن آن کافی است. حتی بنابر روایتی، وحی از جانب خداوند برای تمام انبیا: به زبان عربی نازل میشود و برای پیامبران به زبان قومشان تبدیل میشود.۱ انتخاب این زبان به عنوان زبان وحی خداوند، بر برتری و جامعیت این زبان نسبت به دیگر زبانها دلالت دارد.۲ در روایت دیگری زبان عربی، زبان اهل بهشت معرفی شده است.۳
۱٫مضامین بسیار بلند و عالى قرآن، هرگز قابل ترجمه دقیق و کامل به هیچ زبانى نیست.
اصولاً هیچ زبانى قادر به درک کامل زبان دیگر نیست. هر زبانى آنچه که دارد مخصوص خودش است؛ یعنى اگر ادیبان زبان فارسى جمع شوند تا سوره حمد را به فارسى ترجمه کنند که همان منظور سوره حمد را بفهماند، امکانپذیر نیست. همچنین هیچ یک از ادیبان زبانهای دیگر، نمیتواند یکی از غزلهای ناب حافظ را به زبان دیگرى برگرداند که همان لطافت و همان منظور را برساند؛ از این رو درک مضامین عالی قرآن از راه قرائت متن عربی آن ممکن خواهد بود.
کلام الهی از جهات مختلف دارای اعجاز است که در صورت ترجمه، دیگر دارای آن جنبههای اعجازی نیست؛ چرا که سبک قرآن، نه شعر است و نه نثر. قرآن کریم نثر معمولى نیست؛ زیرا از نوعى انسجام و آهنگ و موسیقى برخوردار است که در هیچ نثرى دیده نشده است. مسلمین همواره قرآن را با آهنگهاى مخصوص، تلاوت کرده و میکنند که این آهنگ، موجب جذب و تحول افراد میشود.
ولید بن مغیره که یکی از سران کفار در عصر جاهلیت و اهل فصاحت و بلاغت عرب بود، پیامبر اکرم(ص) را در حال قرائت قرآن دید. جذابیت قرآن، او را تحت تأثیر قرار داد و به دوستان خود گفت:
إِنَّ لَهُ لَحَلاوهݑ و إِنَّ عَلَیه لَطَراوَهݑ و إِنَّ أعْلاهُ لَمُثْمِرٌ وَ إنَّ أسْفَلَهُ لمُغْدِقٌ و إِنَّه یَعْلُو و لا یُعْلَىٰ.
یعنى این قرآن، شیرینىخاصى دارد. و طراوت خاصى بر آن حاکم است. این قرآن، چونان درختی پرثمر، در بالا میوههاى شیرین دارد و در پایین ریشههاى محکم. این قرآن، برتر است و برتری بر آن ممکن نیست.۴
زیبایى قرآن نه زمان میشناسد و نه نژاد و نه فرهنگ مخصوص. همه مردمى که با زبان قرآن آشنایند آن را با ذائقه خود مناسب مییابند. هرچه زمان میگذرد و به هر اندازه ملتهاى مختلف با قرآن آشنا میشوند، بیش از پیش مجذوب زیبایى قرآن میشوند. این حلاوت و شیرینى قرآن [و اینکه] هر چه تکرار میشود از شیرینیاش کاسته نمیشود، از وجوه اعجاز قرآن کریم است؛ مثلاً سوره حمد را روزى ده بار فقط براى نمازهایمان میخوانیم. با اینکه خواندن هر قطعه زیبایى روزى ده بار، ملال آور است، تنها قرآن است که چنین شیرینیاى دارد که هر چه خوانده گردد شیرینى آن سلب نمیشود. این، بیانگر یک نوع تناسب میان فطرت بشر و این کلام الهی است.
سید قطب، مفسر معروف معاصر میگوید:
ما شش مسلمانان بودیم که مسافرتی با کشتی داشتیم. روز جمعه به این فکر افتادیم که نماز جمعه را بر روى کشتى انجام دهیم. با موافقت ناخداى کشتى، همراه کارکنان کشتى که همه از مسلمانان آفریقا بودند نماز جمعه را در عرشه کشتى برگزار کردیم. پس از پایان نماز، دیدیم یک خانم مسیحى، بسیار تحت تأثیر نماز ما قرار گرفته بود، به حدى که اشک از چشمانش سرازیر بود و قادر به کنترل خویش نبود. او نزد ما آمد و با تأثر شدید پرسید: «کشیش شما [= امام جماعت] با چه زبانی سخن میگفت؟» به او گفتیم: «با زبان عربى».
او گفت: «من یک کلمه از مطالب شما را نفهمیدم؛ اما به وضوح دیدم که این کلمات، آهنگ عجیبى داشت و در لابهلاى خطبه امام شما جملههایى وجود داشت که از بقیه ممتاز بود. آن جملات داراى آهنگ فوقالعاده مؤثر و عمیقى بود، آنچنان که لرزه بر اندام من میانداخت. یقیناً این جملهها مطالب دیگرى بودند. فکر میکنم امام شما هنگامى که این جملهها را ادا مىکرد، مملو از روحالقدس شده بود». ما متوجه شدیم این جملهها همان آیاتى از قرآن بود که من در اثناء خطبه و در نماز، آنها را مىخواندم.۵
۳٫قرآن، نوری است که این نور در ترجمه یا تفسیر آن، کمتر یا اصلاً یافت نمیشود.
خداوند در وصف قرآن کریم چنین بیان مینماید:
قَدْ جاءَکُمْ مِنَ اللهِ نُورٌ وَ کِتابٌ مُبینٌ؛۶
از طرف خدا، نور و کتاب آشکارى به سوى شما آمد.
آیات قرآن متصف به نور شده است که این نور در ترجمه آیات دیده نمیشود؛ چنانکه مرحوم کربلایى کاظم ساروقی با عنایت امام زمان علیه السلام نور قرآن را میدید و با نور قرآن، آن را میخواند. روزى یکى از بزرگان دو تا «و» نوشتند، یکى به نیّت قرآن و دیگرى به نیّت الفبا و به او داد. کربلایى کاظم، آن «و» که به نیّت قرآن نوشته شده بود را نشان داد و گفت: «این، قرآن است». سؤال شد: «از کجا فهمیدى؟» گفت: «این «و» نور دارد و آن «و» نور ندارد».۷
خواندن آیات الهی، موجب نورانی شدن وجود انسان و فضایی میگردد که در آن قرائت میشود؛ از این رو در آخر سورۀ مزمل خطاب به همه چنین میفرماید:
فَاقْرَءُوا مَا تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْءَانِ؛۸
آنچه براى شما میسّر است قرآن بخوانید.
آیه میگوید: تا مىتوانید قرآن بخوانید، نه قرآن بدانید و قرآن بفهمید. ترجمۀ قرآن و تفسیر آن، برداشت از آن بسیار خوب است؛ اما مورد این دستور العمل نیست. آنچه مورد دستور الهی در این سوره است، خواندن قرآن است.
در ادامه آیه در مقام تأکید قرائت قرآن در احوال گونان اینگونه خطاب میکند:
عَلِمَ أَنْ سَیَکُونُ مِنْکُمْ مَرْضى وَ آخَرُونَ یَضْرِبُونَ فِی الْأَرْضِ یَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللهِ وَ آخَرُونَ یُقاتِلُونَ فی سَبیلِ اللهِ فَاقْرَؤُا ما تَیَسَّرَ مِنْهُ؛
او مىداند که از شما برخى بیمارند و برخى به سفر میروند [و] در پى روزىِ خداوندند، و برخى در راه خدا پیکار میکنند؛ پس آنچه میتوانید از آن [قرآن] بخوانید.
مىفرماید: خدا مىداند که تو گاهى مریض مىشوى؛ اما در همان حال به اندازهاى که ممکن است، قرآن بخوان. خدا مىداند که گاهى بسیار کار دارى؛ ولى در همان وقت هم به هر اندازه که مىتوانى، قرآن بخوان. خدا مىداند که گاهى در خط مقدم جبهه هستی؛ اما در همانجا هم تا مىتوانى قرآن بخوان.
۴٫قرآن، علاوه بر محتوای عالی از لطافت ویژه و نکات ادبى برخوردار است که خود، بخشى از اعجاز قرآن است و در قالب هیچ ترجمهاى بیان شدنى نیست.
گروهى از کفار قریش، به مبارزه با قرآن برخاستند و تصمیم گرفتند آیاتى همچون آیات قرآن ابداع کنند. چهل روز بهترین غذاها و مشروبات مورد علاقه آنان را برایشان تدارک دیدند، تا با خیال راحت به ترکیب جملههایى همانند قرآن بپردازند؛ اما هنگامى که به آیۀ
وَ قیلَ یا أَرْضُ ابْلَعی ماءَکِ وَ یا سَماءُ أَقْلِعی وَ غیضَ الْماءُ وَ قُضِیَ الْأَمْرُ وَ اسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِیِّ وَ قیلَ بُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمینَ؛۹
رسیدند که نظر فصاحت و بلاغت عربی در اوج است، چنان متعجب و متحیر شدند که به یکدیگر نگاه کردند و گفتند: «این سخنى است که هیچ کلامى شبیه آن نیست، و به کلام مخلوق شباهت ندارد». این را گفتند و از تصمیم خود منصرف شدند و مأیوسانه پراکنده گشتند.۱۰
۵٫وقتى مطلبى نزد همگان با یک قرائت معیّن ثابت شود، از تحریف آن، جلوگیری خواهد شد.
مثلاً اگر سخنى به زبان فارسى باشد و کسى آن را به زبان عربى ترجمه کند، و بعد به ترکى، انگلیسى، فرانسه، آلمانى، روسى و… ترجمه شود، موجب نابودی یا حداقل تحریف بخشی از آن سخن میگردد؛ لذا فرهنگ قرائت متن عربی قرآن، خود راهی است برای جلوگیری از تحریف آن.
۶٫قرائت قرآن به زبان عربی باعث ایجاد زبانى مشترک در میان همه پیروان و فراهم سازى نوعى وحدت میان آنان است.
اسلام، زبان مخصوصى را براى مکالمه مسلمانان با یکدیگر وضع نکرده است.
اسلام، خط مخصوصى را هم براى مردم قرار نداده است؛ چرا که اسلام، دین نژادى نیست، اما در عین حال اسلام براى اعمال مذهبى، زبان مخصوصى را انتخاب کرده که این زبان مخصوص، به همه مردم وحدت ببخشد.
زیبایی این وحدت و یگانگی، هنگامی قابل درک است که در اجتماع بزرگی از مسلمانانِ گوناگون جهان حاضر باشیم و نماز جماعت برپا شود. اگر قرار باشد که هر یک از مسلمانان با زبان خود به نماز بایستد، هیچ یک از مسلمانان که با امام جماعت همزبان نیست، با او احساس یکدلی و یگانگی نمیکند؛ اما هنگامی که همۀ مسلمانان و امام و مأموم آنان با یک زبان نماز میخوانند، نماز آنان، سمبل وحدت و یکرنگی است.
در پایان تذکر این نکته لازم است که برای بهرهمندی کامل از برکات قرائت قرآن کریم، باید شرایطی را فراهم نمود که یکی از آنها آگاهی از زبان قرآن کریم است، تا علاوه بر بهرهگیری از نورانیت آن، از مضامین آن نیز بهرهمند شوید.
از همین رو از امام صادق علیه السلام نقل شده است که:
تَعَلَّمُوا الْعَرَبیَّهݑَ فَاݙنَّها کَلامُ اللِه الَّذِی تَکَلَّمَ بِهِ خَلْقَهُ؛۱۱
عربی را بیاموزید؛ زیرا زبانی است که خداوند به وسیلۀ آن با خلق خود سخن گفته است.
پینوشتها
این مطلب بدون برچسب می باشد.