۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » پرسش و پاسخ
  • 30 دسامبر 2015 - 15:23
  • 412 بازدید

چرا دعا کنم؟

اشاره در نوشته‌های بزرگان دینی، بخش‌هایی که به پرسش‌های واقعی یا فرضی خوانندگان می‌پردازد، بسیار راه‌گشا و قابل استفاده است. بر این اساس تصمیم گرفتیم پرسش و پاسخ این شماره از خُلُق را به مطلبی اختصاص دهیم که در نوشته‌های عالم بزرگوار، ابن فهد حلّی; آمده است. این عالم ربانی، در علوم گوناگون از جمله […]

اشاره

در نوشته‌های بزرگان دینی، بخش‌هایی که به پرسش‌های واقعی یا فرضی خوانندگان می‌پردازد، بسیار راه‌گشا و قابل استفاده است.

بر این اساس تصمیم گرفتیم پرسش و پاسخ این شماره از خُلُق را به مطلبی اختصاص دهیم که در نوشته‌های عالم بزرگوار، ابن فهد حلّی; آمده است.

این عالم ربانی، در علوم گوناگون از جمله فقه، تاریخ، کلام و… تألیفات دارد؛ اما نام او تداعی کنندۀ سیر و سلوک، و اخلاق و معنویت است و بیشتر، به این صفات شهرت دارد.

این پرسش و پاسخ، از کتاب گران‌سنگ وی، به نام عده الداعی و نجاح الساعی برگزیده شده است که به خوانندگان گرامی تقدیم می‌گردد.

پرسش

در روایات، آمده است که خداوند، دعای کسی را که حضور قلب ندارد یا کسی که قساوت قلب دارد، مستجاب نمی‌کند و دیگر شرایطی که برای دعا و مناجات وجود دارد. من غالباً نمی‌توانم دعای همراه با حضور قلب یا بدون قساوت قلب بخوانم؛ لذا از پروردگار دور هستم، و به همین دلیل، دعا نمی‌کنم. آیا این اشکالی دارد؟

پاسخ

پاسخ مرحوم ابن فهد حلی در دو مرحله ارائه شده است؛ یکی بیان اهمیت دعا از طریق آثار دعا برای عموم انسان‌ها و دیگری بیان ضرورت دعا برای کسی که شرایط عمومی دعا را ندارد.

آثار دعا برای عموم افراد

 دعا آثاری دارد که انسان عاقل نباید ازآن غفلت کند و هیچ گاه دعا را قطع نکند [و برای دست‌یابی به این آثار و برکات سعی کند شرایط عمومی دعا و مناجات را در خود فراهم نماید.] [دعاکننده به چنین فضائلی می‌رسد:]

اول. فضیلت خود دعا و اینکه دعا عبادت است؛ بلکه جان عبادت است.

دوم. ممکن است بلایى مقدر باشد که شخص نمى‏داند و آن دعا، بلا را بگرداند.

سوم. وقتى زیاد دعا کنى، صداى تو در آسمان آشنا مى‏شود و به هنگام احتیاج، حاجت تو را برمى‏آورند.

چهارم.مشمول دعاى پیامبر۶ می‌شود چرا که فرمود:

خدا بنده‌اى را بیامرزد که از خدا طلب خیر می‌کند.

پنجم. اگر صداى تو محبوب حق تعالى است، با اراده خداوند سبحان موافقت کرده و محبوب حق را انجام داده‌ای و اگر صدایت محبوب حق نیست یا آنکه تو شایسته اجابت نیستى، او کریم رحیم است؛ شاید با تکرار دعا بر تو رحم کند و از نعمت‌ها  تو را ناامید باز نگرداند و استغاثه تو را جواب گوید، و دعاى تو را اجابت کند. چگونه دعاى تو را اجابت نکند؛ در حالى که در هر شب منادی‌اش ندا در می‌دهد: «آیا کسى هست که سؤال کند، تا اجابتش کنم؟‏» اى خواهان خیر! بیا. آیا به گفتار امام۷ نمی‌نگرى که فرمود:

وقتى درِ خانه‌اى را زیاد بزنى، در برویت باز می‌شود.

و از پیامبر۶ آمده است که فرمود:

 بنده می‌گوید: «خدایا مرا بیامرز‏» و خداى تعالى از او روی گردان است. باز می‌گوید:  خدایا! مرا بیامرز؛ باز خداى تعالى از او روی گردان است. بار دیگر می‌گوید: «خدایا! مرا بیامرز‏» . خداى تعالى به فرشتگانش مى‌گوید: «آیا نمی‌بینید که بنده من از من آمرزش خواست و من از او روی گردان بودم؛ باز از من طلب آمرزش کرد، من از او روی‌گردان بودم؛ باز از من آمرزش خواست؟ بنده من دانست که گناهان را جز من نمی‌آمرزم. شاهد باشید که من او را بخشیدم.»

ششم. اگر صداى تو محبوب خدا باشد خداى تعالى اجابتت را به تأخیر می‌اندازد، تا تداوم یابد. وقتى که ادامه دادى، تأخیر اجابتت بدون فایده می‌شود؛ زیرا می‌داند که تو دعایت را ادامه می‌دهى و تأخیر در اجابت به سبب استمرار دعا بوده است؛ مگر آنکه تأخیر در اجابت براى این باشد که بخواهد ثوابى آخرتی را براى تو ذخیره کند؛ تا شادى و خوشحالى تو بیشتر شود؛ زیرا عطاهاى آخرتی، دایمى و خوبی‌هاى دنیا، فانى است و اگر بیندیشی، می‌فهمى که تفاوت بین دایم و فانى، زیاد است.

هفتم. دعا براى رسیدن به محبت الهى است؛ زیرا رسول خدا۶ فرمود:

خداى تعالى، بندگان بسیار دعاکننده را دوست دارد.

هشتم. تأسى به امامت می‌کنى؛ زیرا حضرت امام صادق۷ فرمود:

 امیرالمؤمنین بسیار دعا می‌کرد.

ضرورت دعا برای سؤال‌کننده

با وجود این اوصافى که در مورد خودت ذکر کردى؛ اگر باز دعا را هم ترک نمایی، کمک خوبى به دشمنت می‌کنى و بر پیروزى بر تو جری‌تر می‌شود و نفس امّارۀ تو هم به او کمک می‌کند؛ زیرا دعا بر او سنگین، و گریه بر او دشوار است و زیاد به شهوات میل دارد.

داستان تو مثل داستان دو پهلوانى است که با هم کشتى می‌گیرند. وقتى که کسالت و ترس از جنگ با او، تو را باز می‌دارد، مبادا مبادا با او بدون سلاح برخورد کنى؛ زیرا فرصت پیروزى به دست می‌آورد و تو را زمین می‌زند؛ بلکه سلاح آماده کن و از خود تحرک نشان بده و به او نشان بده که بر جنگ با او قدرت دارى و به او پشت نکرده‌اى؛ شاید او از خود ترسى نشان دهد و از تو روى برگرداند و تسلیم تو شود یا شاید وقتى از خود تحرک نشان دهى، قوی دل شوى و نفس تو با  نشاط شود و کسالت و سستى از تو دور گردد. یا شاید وقتى چنین کنى، خداى تعالى به تو رحم کند و تو را کمک کند تا پیروز شوى.

سرّ اینکه پیامبر(ص) دعا را سلاح نامید همین است؛ در آنجا که فرمود:

آیا شما را به سلاحى راهنمایی نکنم که با آن، در برابر دشمنانتان دفاع کنید و روزی تان را نازل نمایید؟ عرضه داشتند: «بله اى رسول خدا۶» آن حضرت فرمود:

 شب و روز، پروردگارتان را بخوانید؛ زیرا سلاح مؤمن، دعاست.

بدان که دشمنانت چهار چیزند: هواى نفس، دنیا ، شیطان و نفس اماره که این چهار چیز در این دعای ائمه اطهار: جمعند:

فَیَا غَوْثَاهْ‏ ثُمَ‏ وَا غَوْثَاهْ‏ بِکَ یَا اللهُ مِنْ هَوًى قَدْ غَلَبَنِی وَ مِنْ عَدُوٍّ قَدِ اسْتَکْلَبَ عَلَیَّ وَ مِنْ دُنْیَا قَدْ تَزَیَّنَتْ لِی وَ مِنْ نَفْسٍ أَمَّارَهٍ بِالسُّوءِ إِلَّا ما رَحِمَ رَبِّی؛

خدایا به فریادم برس! خدایا به فریادم برس! پناه به تو می‌برم از هواى نفسى که بر من غلبه پیدا کرد و دشمنى که بر من حمله نمود و از دنیایى که پیش چشمم زینت کرده است و از نفس اماره‌اى که بسیار به بدى امر می‌کند، جز آنکه پروردگارم رحم کند.

به این دعا نگاه کن که چگونه یادآورى این‌ها به عنوان استغاثه به خدا ذکر شد؟ استغاثه در هنگامى صورت می‌گیرد که انسان از بدترین دشمنان، بر خود بترسد که غالب شوند.

هر کس که در جنگ، دست تسلیم بلند کند، حتماً به هلاکت می‌رسد؛ پس به تو سفارش می‌کنم که دعا و زارى کنى گرچه حضور قلب نداشته باشى و منتظر مباش که خاطرت آزاد شود؛ زیرا چنین چیزى کم پیش می‌آید. پس هر طور که در قدرت توست و در هر حال که هستى، خداى را بخوان؛ زیرا صرف دعا و ذکر خداى سبحان، شیطان را طرد می‌کند.

از پیامبر(ص) روایت شده است:

بر هر دلى، یک شیطان نشسته است. وقتى نام خداى برده شد،آن شیطان پس می‌رود و ذوب می‌گردد و وقتى نام خدا ترک شد شیطان دل را به دهان می‌گیرد وآن را به سوی خود می‌کشد و اغوایش کند و به لغزش وامی‌دارد و به طغیانش می‌کشاند.

چه بسا اتفاق می‌افتد که انسان بدون حضور قلب، شروع به دعا می‌کند؛ ولى در نهایت، به گریه و زارى و اصرار در سؤال منجر می‌شود؛ بلکه ترک دعا و درخواست از خدا، قلب را سخت و تاریک مى‌کند، تا جایی که به دلیل ترک طولانى دعا، نفس هرگز به دعا میل ندارد.

وقتى به دعا عادت کند، با آن الفت می‌گیرد و عاشقش می‌گردد و خواسته نفس انسان و اشتهاى او دعا می‌شود. پیامبر۶ فرمود:

خیر و نیکویى به عادت است.

چه بسا کسانى که در اوقات مخصوص به گریه و دعا عادت دارند؛ همان‌طور که مریض به عافیت و شفا، و عطشان به نوشیدنى و آب، عادت دارد. چنین کسانی وقتى با پروردگارشان خلوت کنند، راحتى نفس و فراغت درون و آسایش عقل و آرامش قلب را در آن می‌یابند و با نور تابان، روبه‌رو می‌شوند که آنان را در برگرفته و نیز تاج ارزشمندى بر سرشان قرار گرفته و همنشین پروردگارشان شده‌اند. با آفریدگارشان گفت‌وگو می‌کنند و از رازق خود درخواست می‌نمایند و مالک دار دنیا و دار آخرت را صدا می‌کنند و در حضور پادشاه آسمان‌ها تشرف دارند.

در جمع‌بندی مطالب فوق می‌توان گفت: مرحوم ابن فهد حلی; علاوه بر بیان آثار و ضرورت دعا به صورت کلی به بیان آثار و ضرورت دعا برای شخص سؤال‌کننده پرداخت و نکاتی را گوشزد کرد که خلاصه آن چنین است:

– ترک دعا، خالی کردن صحنه دل به نفع دشمن قدّار یعنی شیطان و زمینه‌سازی برای جولان هوای نفس است.

– غالبا دعا -ولو فاقد شرایط باشد- زمینه‌ساز رقّت قلب، نشاط و جلب رحمت الهی است.

– صرف دعا -ولو تمام شرایط وجود نداشته باشد- موجب طرد شیطان است.

– ترک دعا خود موجب تشدید قساوت قلب و بی‌میلی شدیدتر به دعا می‌شود.

خلاصه اینکه با استمرار دعا و عادت به آن، میل و عشق به دعا ایجاد می‌شود؛ تا جایی که راحتی نفس، آسایش عقل و آرامش قلب را در دعا و نجوا با خداوند می‌توان یافت.۱

پی‌نوشت‌ها

  1. عده الداعى‏، ابن فهد حلى‏، بیروت‏، دار الکتاب الاسلامى‏، چاپ اول‏، ۱۴۰۷ ق‏، ص ۲۰۳٫

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*