۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

  • 29 مارس 2015 - 16:38
  • 682 بازدید
محو دلدار : شیفته کمال (خُلُق  ۹)
محو دلدار : شیفته کمال (خُلُق  ۹)

محو دلدار : شیفته کمال (خُلُق ۹)

محو دلدار : شیفته کمال (خُلُق  ۹) سخنرانی حضرت آیت الله ناصری اشاره: گم‌شده رهرو مسیر الهی، تقواست و او برای دستیابی به آن، به دنبال شناخت خصوصیات متقین است. طبیعتاً فقط کسی که طی طریق کرده، می‌تواند این خصوصیات را به مشتاقان بشناساند و چه کسی بهتر از امیرمؤمنان و مولای متقیان علی علیه […]

محو دلدار : شیفته کمال (خُلُق  ۹)

سخنرانی حضرت آیت الله ناصری

اشاره:

گم‌شده رهرو مسیر الهی، تقواست و او برای دستیابی به آن، به دنبال شناخت خصوصیات متقین است. طبیعتاً فقط کسی که طی طریق کرده، می‌تواند این خصوصیات را به مشتاقان بشناساند و چه کسی بهتر از امیرمؤمنان و مولای متقیان علی علیه السلام می‌تواند تشنه‌کامان این طریق را سیراب کند. آن حضرت در خطبه همام به خوبی خصوصیات اهل تقوا را بیان می‌فرمایند. حضرت آیت‌الله ناصری این خطبه زیبا را شرح کرده که اینک قسمتی از آن را می‌خوانید.
بسم الله الرحمن الرحیم
خطبه همّام یکی از خطبه‌های معتبر و عجیب نهج‌البلاغه است. همّام از همّ مشتق شده؛ یعنی این بزرگوار، در شدت همّ و غم و همیشه محزون و افسرده خاطر بود. ایشان زاهد و از اصحاب مخلص امیرالمومنین علیه السلام و از دلباختگان ولایت بود. شخصیت فوق العاده‌ای داشت. برادرش نیز زاهد بود و از زاهدان هشت‌گانه به شمار می‌رفت که در دنیا معروفند.
این درباره شخص همام و اما خطبه همام، هم از طریق علامه مجلسی رحمه الله و هم از طریق مورخان دیگر نقل شده است. البته نقل‌ها متفاوت است؛ ولی من خلاصه آن را خدمت شما عرض می‌کنم. ابوحمزه ثمالی که یکی از بزرگان و دلباختگان ولایت است، از کابلی نقل کرده است که ما همراه همّام و چند نفر دیگر خواستیم به محضر امیرالمؤمنین علیه السلام برسیم. در راه حضرت را دیدیم که به مسجد می‌رفتند و ما را نیز همراه خود به مسجد بردند. نزدیک مسجد، عده‌ای نشسته بودند و با دیدن حضرت، به ایشان سلام و عرض ادب کردند. حضرت سؤال کردند: «شما که هستید؟» گفتند: «یا امیرالمومنین! ما از دوستان و شیعیان شما هستیم». حضرت فرمودند: «یا هولاء مالی لا أری فیکم سِمَهَ شیعَتِنَا؛ ای جماعت، چه شده که من علامت و نشانه‌های شیعه ما اهل‌بیت علیهم السلام را در شما نمی‌بینم؟» آن گروه سکوت کردند. همّام که خدمت حضرت بود، از حضرت پرسید: «نشانه‌های آن چیست؟» حضرت پاسخی نفرمودند و داخل مسجد شدند و دو رکعت نماز تحیت مسجد خواندند. اینجا مناسب است این نکته را اشاره کنم که مستحب است انسان پس از ورود به مسجد و قبل از نشستن، دو رکعت نماز تحیت مسجد بخواند و چنانچه عذری دارد، بنشیند و استغفار کند و این، یکی از حقوق مسجد است. به هر حال، همام شیفته دانستن آثار و علایم شیعه بود. حالا این سؤال مطرح است که مگر شیعه بودن و علاقه‌مند به ولایت بودن، آثار و علامتی دارد؟ در جواب می‌گوییم:‌ بله؛ آثار دارد. هر چیزی اثر دارد. همین‌طور که نباتات هر کدام اثری دارد، جمادات یعنی خاک‌ها، کوه‌ها، سنگ‌ها و… هر کدام اثری دارد، اعمال و گفتار ما نیز دارای اثری هستند. حتّی عباراتی مانند اَنْکَحْتُ، طَلَّقْتُ، بعْتُ، آجَرتُ، وَهَبْتُ، صالَحْتُ و… با اینکه لفظ هستند هر کدام اثری دارند. افعالی مثل تعظیم کردن یا بی‌اعتنایی کردن هم آثاری دارد.

هر فعلی اثری دارد؛ اما بعضی آثار اعمال ما ظاهری است و ما می‌بینیم و بعضی باطنی است و فقط چشم باطن‌بین قادر به دیدن است. نماز و روزه صورت برزخی دارند. همه اعمال ما صورت دارند و مجسم می‌شوند. حتی قرآن، صورت برزخی دارد. در روایات بسیار مفصلی آمده است که روز قیامت، شخصی نورانی وارد محشر می‌شود و فضای محشر را منوّر می‌کند. همه گمان می‌کنند که او ملک مقرب است، تا اینکه خودش را چنین معرفی می‌کند: «من قرآن هستم و شفاعت می‌کنم کسی را که به آیات من عمل کرده باشد».
مرحوم نراقی رحمه الله نوشته است که هر مقداری از نماز که با توجه به حق خوانده شود، صورت برزخی زیبایی پیدا می‌کند؛ هر چه توجه انسان در نماز بیشتر باشد، این صورت زیباتر می‌شود و بیشتر جلوه می‌کند و برای شما تا قیامت می‌ماند. اگر کسی چشم باطنی داشته باشد، نور اعمال و ظلمت اعمال و حالات را می‌بیند و می‌فهمد. اگر می‌گوییم وضو نور دارد، جنابت، ظلمانی و متعفن است، چشم باطن‌بین آن نورانی بودن یا آن تعفن و ظلمانی بودن را می‌بیند و می‌فهمد. بارها از بزرگان نقل شده که با مشاهده یک فرد، می‌فهمیدند که او در حال جنابت است. وقتی شخصی وضو گرفت، نورانیتی دارد که خودش نمی‌بیند؛ اما آنهایی که چشمشان باز است می‌بینند. وضو نداشته باشی، گرد و غباری اطرافت دور می‌زند که آنها می‌بینند؛ پس اگر کسی با حقیقت باشد، حقیقت، جلوه‌ای در وجودش دارد که پیدا است.
عده‌ای آمدند و در خانه حضرت سجاد علیه السلام را کوبیدند. کنیزشان گفت: «کیست؟» گفتند: «از شیعیان آقا هستیم و از راه دور آمده‌ایم». حضرت سجاد علیه السلام فرمودند: «کَذِبوا وَلله؛ به خدا قسم! اینها دروغ می‌گویند». حالا شما قضاوت کنید که آیا کسی که کلاه‌برداری می‌کند، یا ربا می‌خورد، یا در مجالس بی‌بند و باری شرکت می کند، یا بدون حجاب شرعی رفت و آمد می‌کند، یا هزار خلاف شرع دیگر انجام می‌دهد، آیا ضرر به تشیعش نمی‌زند؟ آیا او می‌تواند بگوید من از شیعیان شما هستم؟
روایتی شبیه روایت گذشته، درباره امام رضا علیه السلام وارد شده است که عده‌ای از ایران خواستند خدمت حضرت برسند. بعد از در زدن، به خادم حضرت گفتند: «ما از شیعیان حضرت هستیم». امام اجازه ورود ندادند، تا شصت روز اینها می‌آمدند و همین را می‌گفتند و حضرت اجازه نمی‌دادند. روز آخر، کلامشان را عوض کردند و گفتند: «ما از محبان و دوستداران حضرت هستیم». حضرت خود، به استقبالشان رفتند و از آنها پذیرایی گرمی کردند؛ سپس به خادمشان فرمودند: «شصت بار به منزل آنها برو و از طرف من به آنها سلام برسان». بله؛ سلمان فارسی از شیعیان بود، رشید هجری از شیعیان بود، اویس قرنی و میثم تمّار و کمیل‌بن زیاد نخعی از شیعیان بودند؛ ولی کدام آثار شیعه در ما هست؟ اگر کسی می‌گوید: «من شیعه علی علیه السلام هستم»؛ یعنی آنجا که علی علیه السلام پا گذاشته، پا گذارد.
مرحوم دربندی رحمه الله که از علمای اهل مکاشفه بود، روزی هنگام ورود به حرم، مرحوم شیخ انصاری رحمه الله را دید. از ایشان که مرجع شیعیان تمام دنیا بود، سؤال کرد: «آیا بوسیدن عتبه امیرالمؤمنین علیه السلام جایز است یا نه؟» فرمودند: «خیر؛ کسی جز امام حسن و امام حسین علیهما السلام، حضرت سلمان و اویس قرنی جایز نیست آن را ببوسند. بله؛ ما چون جای پای زوّار حضرت ابوالفضل علیه السلام است، می‌توانیم آن عتبه را ببوسیم».
ولی ما با این همه اشتباه چه کار کنیم؟ خودشان می‌دانند که ادعای شیعه بودن نداریم؛ اما خدا می‌داند که از محبان هستیم. به جان امام زمان علیه السلام، علی و اولاد علی علیهم السلام را دوست داریم، و به همین هم می‌بالیم. خودشان هم فرمودند: «دوستان ما نطفه‌شان با محبت ما عجین شده است». سرمایه ما هم همین است؛ ولی برادرها حواسمان باشد که این محبت و علاقه، باید حفظ شود. اگر مقداری بی‌بندوباری و معصیت و مخالفت زیاد شد، تبعیت از شیطان زیاد شد، حجاب‌های ظلمانی زیاد شد، به کلی آن نور ولایت از بین می‌رود.
برگردیم به اصل مطلب؛ همّام که شیفته دانستن علائم و آثار شیعه واقعی بود، بعد از تمام شدن نماز حضرت، همچنان منتظر جواب حضرت بود؛ بنابراین حضرت رو به او کردند و فرمودند:…
ادامه دارد…

 

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*