۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » مقالات حاج شیخ جعفر ناصری
  • 03 آوریل 2014 - 8:47
  • 645 بازدید
آیا اسم ما را در لیست روحانیّت نوشته‌اند؟!  (فصلنامه راه رشد ۱۴)
آیا اسم ما را در لیست روحانیّت نوشته‌اند؟!  (فصلنامه راه رشد ۱۴)

آیا اسم ما را در لیست روحانیّت نوشته‌اند؟! (فصلنامه راه رشد ۱۴)

آیا اسم ما را در لیست روحانیّت نوشته‌اند؟! برگرفته از سخنان حجت‌الاسلام جعفر ناصری به مناسبت آغاز سال تحصیلی در مدرسه صاحب‌الزمان؟عج؟ ان‌شاءالله دوستانی که تصمیم ورود به حوزه گرفتند، ورود مبارکی به حوزه داشته باشند. همان¬طور که اطلاع دارید طلبگی و مسلمانی را نمی‌توان به دید یک شغل نگاه کرد، طلبگی اتصاف به ملکات […]

آیا اسم ما را در لیست روحانیّت نوشته‌اند؟!
برگرفته از سخنان حجت‌الاسلام جعفر ناصری به مناسبت آغاز سال تحصیلی در مدرسه صاحب‌الزمان؟عج؟

ان‌شاءالله دوستانی که تصمیم ورود به حوزه گرفتند، ورود مبارکی به حوزه داشته باشند. همان¬طور که اطلاع دارید طلبگی و مسلمانی را نمی‌توان به دید یک شغل نگاه کرد، طلبگی اتصاف به ملکات عالیه و دوری از رذایل اخلاقی است.
سابق هم این‌گونه بود که در هر خانواده لااقل یکی از بچه‌ها را برای خدا و ولایت و تبلیغ از دین خدا می‌گذاشتند. شما با همین سیر جایگاه خود را پیدا می‌کنید؛ حال ببینید باید چه نیّتی داشته باشید. کمر همت را برای بهتر شدن ببندید.
فرق حوزه علمیه با دانشگاه و جاهای دیگر این است که در حوزه بزرگ‌ترین هدف طلبه این است که هم از جهت علمی و هم از جهت معنوی، روحی و صفات اخلاقی، رو به بهتر شدن باشد. به‌ندرت افرادی به بالاترین مراتب علمی، عملی و اخلاقی دست پیدا می‌کنند؛ این‌ها کسانی اند که هم از جهت علمی رشد کرده‌اند هم از جهت عملی و هم از جهت اخلاقی؛ یعنی طلبگی یک نوع سیر در آیات خدا و اتصاف به ملکات و یک آشنایی با بهترین‌ها که همان آشنایی باخدا، ائمه؟عهم؟ انبیاء؟عهم؟ و سیر انبیاء؟عهم؟ است؛ می باشد.
اگر ذره‌ای خیر در بزرگ‌ترین دانشمندان دنیا باشد؛ آخرش احتیاج به آن زاویه طلبگی را هم دارد، خودش هم در فلان رشته فیزیک یا شیمی و … پرفسور است ولی آن زاویه ارتباطش با دین محفوظ است و نیاز دارد با یک روحانی و کسی که در علوم دینی زحمت‌کشیده ارتباط داشته باشد. طلبه چه کرده که خداوند چنین جایگاهی به او می¬دهد؟ طلبه از اول کار، ملاحظه کرده است.
اولین کاری که در طلبگی لازم است نیّت است؛ یعنی باید برای خدا طلبه شد. در هر کاری مردم محاسبه می-کنند که چقدر حقوق می‌دهند و امکانات آن کار چقدر است. طلبه حقیقی این محاسبات را ندارد، حتی رزق و روزی‌اش را هم به خدا وا‌می‌گذارد و خدا خودش تأمین می¬کند. امامان؟عهم؟ گاهی در روایات، به این معنا اشاره‌کرده‌اند که اگر کسی برای خدا وارد علوم دین شد، خدا او را تأمین می¬کند و از راه¬های بی¬گمان برایش می‌رساند، قدم اول در طلبگی نیّت است باید برای خدا باشی و خالصانه برای خدا حرکت کنی. اگر توانستی این را در وجود خودت حل کنی و نگه‌داری خیلی جلو افتاده‌ای. اصلاً یک روز از طلبگی صحیح را درک کرده‌ای. در همه کارها باید خدا را در نظر گرفت، قبل از غذا یا قبل از هر کاری که بسم‌الله می گوئیم منظور همین است که متوجه خدا شویم و نیت درست و استاندارد شود.
تعهد طلبگی در بدو ورود به حوزه:
ورود در طلبگی در قدم اول باید از نیت‌های اضافه و ناجور دور باشد، در بدو ورود، باید خودت را به خدا بسپاری و بگوئی خدایا من نیتم برای تو بود. آمده‌ام به دین تو کمک کنم، به فرهنگ دینی مردم کمک کنم، آمده‌ام اول بین خودم و تو را آشتی بدهم، بین خودم و اهل‌بیت؟عهم؟ را آشتی بدهم، بعد هم این مردم را با تو و با اهل‌بیت؟عهم؟ آشتی بدهم، تو هم مشکلات مرا خودت کفایت کن. اگر یک چنین ارتباط و صحبتی باخدا داشته‌ای بدان که روز مبارکی داشته‌ای و در بدو ورود به حوزه شروع خوبی بوده که روز اولش متوجه شده ای که در هر کاری نیّتی می‌خواهد و هر نیّتی باید خالص باشد. پس شما برای ورود به طلبگی باید نیت کنی، آن‌هم خالص یعنی غرض مادی نداشته باشید. سن شما الآن جوری نیست که اغراض مختلف در آن پرورش‌یافته باشد الآن می‌توانید کار را باخدا محکم ببندید. نیت را باید خدائی کرد، سپس باید بدانی هر کاری سختی خودش را دارد؛ ما نیامده‌ایم در طلبگی به‌عنوان یک شغل از امکانات آن برای خود استفاده کنیم؛ ما آمده‌ایم طلبه شویم که خودمان را برای دین خدا وقف کنیم. شما فکر می¬کنید که چرا یک‌دفعه انقلابی می‌شود و حزب‌الله مقاومت لبنان یک کشوری مثل اسرائیل را این‌طور مفتضح می‌کند و چرا باید رئیس این گروه، یک روحانی باشد؟! چون نکاتی در این قضیه هست که این‌ها زودتر می‌توانند متوجه شوند این‌هایی که سروکارشان با قرآن و سخنان معصومین؟عهم؟ است، کسانی که خالص وارد حوزه شده‌اند و گفته‌اند با فقرش هم می‌سازیم.
حکایتی در معامله باخدا
آقازاده آسید ابوالحسن اصفهانی (بزرگ‌ترین مرجع نجف در زمان خود) نقل می‌کردند که یک‌وقتی دو تاجر هندی برای حساب خمس به دیدن پدرم آمدند، دو تا گوهر جلوی پدرم گذاشتند. پدرم مشکل آن‌ها را حل کرد، این دو تاجر رفتند دو طلبه که قصد شروع تحصیل در نجف را داشتند، آمدند داخل ، پدرم قبل از این‌که این دو درّ را بردارد یکی را به سمت آن طلبه روانه کردند و یکی را به سمت دیگری ، آقازاده‌شان می‌گفت من خیلی ناراحت شدم و بعداً به ایشان گفتم پدر از شما سنّی گذشته و پس از شما امور خواهر و مادر و … با من است و شما بااینکه خیلی پول دستتان می‌آید؛ چیزی را از امور مادی برای¬ ما نگذاشته‌اید الآن هم این دو درّ را دادید، مرحوم سید ابوالحسن فرمودند: پسرم من یک‌وقتی از اصفهان برای درس طلبگی به نجف آمدم، فقط دو قِران پول داشتم، یک قِران را دادم و یک‌پوست گرفتم و یک قِران هم کوزه‌ای با ظرف و آفتابه. گاهی برای زندگی درمی‌ماندم، غذا نداشتم اما خدا مرا تأمین کرد، هرچه ارتباطم را باخدا بیشتر کردم خدا مرا تأمین می-کرد. (کار به جائی رسید که هر جا اسم آسید ابوالحسن را می‌آوردند، بزرگ‌ترین تجار تهران حاضر بودند مبالغ زیادی را فقط برای اسمش هزینه کنند) فرموده بودند پسرم من با این فقر وارد شدم و خدا تأمین کرد شمارا هم به خدا وا‌می‌گذارم.
فرق طلبگی با جاهای دیگر یک ارتباط محکم باخداست. این‌که ایشان می‌گوید شمارا خدا می‌سپارم؛ روی حساب می‌گوید؛ یعنی پس از فوت ایشان خدا برکات را از در و دیوار برای این فرزند، می‌رساند. طلبگی خیلی محاسبه‌ای نیست، باید برای خدمت وارد طلبگی شد، شما از همین امروز باید بدانید که طلبه بودن یعنی روزی ۸ ساعت ۹ ساعت خواب ممنوع. باید کارهایتان را نظم و سامان بدهید ۶ساعت ۷ ساعت بدنتان نیاز دارد خیلی خوب بقیه‌اش را باید کار بکنید. الآن یک کارگر سر فلکه برای مبلغ معینی از صبح تا شب باید کار کند، مسئولیت ما خیلی بیش از این‌هاست منتهی از طریق صحیح ، قدم اول در طلبگی، نیت است و قدم دوم نظم و سامان‌دهی به کار و زمان. کمر همت را ببندید و وقتتان را با حرف‌های اضافه و به جلسات لاطائل و به‌دردنخور ضایع نکنید ، در کنار درستان یک حفظ قرآن بگذارید هر چه قدر توانستید ولو خیلی کم، ولی این‌قدر باشد که ارتباط با قرآن را داشته باشید، ان‌شاءالله ورود مبارک و سال مبارکی به حوزه خواهید داشت و ان‌شاءالله از خدا بخواهید که اسمتان به‌عنوان روحانی ثبت شود.
بدبختی ما در حوزه یکی همین است که ۴۰ سال در حوزه می‌مانیم ولی هنوز اسم ما را برای روحانیت ننوشته‌اند. روحانیت یک معنای خیلی عمیقی دارد.
پیوندتان را با امام زمان؟عج؟ محکم کنید تا خود امام زمان؟عج؟ اسمتان را به‌عنوان طلبگی بنویسند، اگر این‌گونه شد، خدمت¬های بزرگی به دست شما پیاده خواهد شد، آن‌وقت یاد می‌گیرید چگونه زندگی کنید، زی طلبگی شکل و شمایل طلبگی، کسی که طلبه شد نمی¬تواند موی فلان و شکل و شمایل خاص داشته باشد چراکه با طلبگی جور در‌نمی‌آید، زیّ و شخصیت باید طلبگی باشد؛ یعنی هرکس شما را می‌بیند از وقار و شکل و شمایل مناسب شما بفهمد که شما یک شخصیت سنگینی هستید که دچار عقده‌های درونی نیستید که هر روزی به یک‌شکلی در بیایید. باید طلبگی از چهره‌تان پیدا باشد، مُهر امام زمان هم ان‌شاءالله پای‌کارتان بخورد و ورود مبارکی داشته باشید.
خدایا نام ما را در طومار شیعیان خالص و طلاب و روحانیت حقیقی بنویس و امضای امیرالمؤمنین ؟ع؟ و حضرت بقیه‌الله روحی له الفدا را پای طلبگی ما قرار بده و در دنیا و آخرت پیوند ما را با امام زمان ؟ع؟ و با امام صادق؟ع؟ که همه این حوزه‌ها به نام آن بزرگوار برپاشده و با فاطمه؟س؟ که سرّ دین خداست و با امیرالمؤمنین ؟ع؟ که قطب دین خداست؛ روزبه‌روز بیشتر کن و لحظه و آنی و کمتر از آنی نه در دنیا و نه در آخرت ما را از اهل‌بیت؟عهم؟ جدا نکن. دهانتان را با ذکر صلوات خوشبو کنید.

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*