حوزه علمیه مرکز تقوا، آرامش و محبّت
برگرفته از سخنان حجتالاسلاموالمسلمین جعفر ناصری در مدرسه حضرت صاحبالزمان؟عج؟ (۱۲/۲/۸۸)
بسمالله … حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی ونعم النصیر …
حوزه یعنی مأمن، حوزه یعنی محل قدس و طهارت و پاکی، حوزه یعنی امام صادق؟ع؟ حوزه یعنی دین خدا حوزه یعنی سیره انبیاء، از آدم و نوح و ابراهیم تا حضرت محمد مصطفی؟ص؟ و اهلبیت طاهرینشان، طلبگی یعنی شاکله خدائی، طلبه یعنی مانند انبیاءشدن، ارزش و قدر طلبگی را نمیتوان با میزان¬های دنیایی معلوم کرد، اگر ملاکها مادی باشد خیلی ارزانفروشی است، طلبگی یعنی برداشتن حجابها از قلب تا خدا و اهلبیت؟عهم؟ طلبگی یک شیوه زندگی معنوی و خدائی است و مانند علومی که در دانشگاه تدریس میشود، نیست؛ شاید من اگر راجع به طلبگی وارد مصادیق آن شوم برای دوستان راحتتر حل میشود همانگونه که قرآن راه توحید را در قالب زندگی انبیاء بیان کرده. در قرآن برای هر نبی چند زاویه الگویی درست کرده که تا قیامت ارتباط مردم با این انبیا برقرار باشد؛ برای حضرت ابراهیم؟ع؟ الگوی پدری و الگوی اصل اسلام و سنّتهای ابراهیمی را قائل است. حوزههای علمیه ما مراکز تقوا بوده مراکز آرامش و محبّت بوده یعنی در گام اول ظلم نکردن به حد و حدود دیگران و هر کسی در محدوده تعریفشده خودش کار خودش را انجام دهد، مجموعههای حوزوی نهفقط در مدت کوتاه درسی و اتمام سطح باهم در ارتباطند بلکه امید داریم که با ورود به فضای طلبگی تا قبر و قیامتمان زیر چتر و پرچم امام صادق؟ع؟ باشیم و محضر رسول خدا؟ص؟ در کنار آقایمان حضرت بقیهالله؟عج؟ برویم. ما به دنبال چنین طلبگی بودهایم که به حوزه آمدهایم.
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها:
ممکن است در ذهن برخی دوستان بیاید که نیّت اولیه ما خیلی خالص بود و برای خدا آمدیم، نه امور مادی مهم بود نه ریاستی میخواستیم خوب باشیم و خوب بشویم اما الآن به یک مشکلاتی گرفتارشدهایم، مشکلاتی وجدانشان را آلوده میکند، مشکلاتی که نفس را از استقرار و آرامش دور میکند، در جواب باید عرض کنم که مسیر علم بهتنهایی هم خیلی پر نشیب و فراز است و اگر این علم، علم نورانی شد نشیب و فرازش بیشتر است چون شرایطش سختتر میشود یک جوان دانشگاهی ممکن است چند تا دوست ناباب و … داشته باشد و درسش را هم خوب بخواند و خوب پیش برود و در رشته خودش متخصّص هم بشود، امکان آن رشد علمی در آن فضا هست ولی علوم حوزوی نور است، فرمایشات اهلبیت؟عهم؟ و آیات قرآن است پر از اسرار است و از ما طهارت میطلبد، ما باید افراد پاک باشیم تا بتوانیم رشد کنیم، تجربه نشان داده در حوزه اگر کسی از مسیر امام زمان؟ع؟ فاصله گرفت، اگر از مسیر تقوا فاصله گرفت از حیث اجتماعی، زمان و مهلت پیدا نمیکند و سقوط می¬کند
بخشی از مشکلات، طبیعی است، برخی، مربوط به جسم است و فقط باید از کانال خودش حل شود، انتظار نداشته باشید حالا که طلبه شدید باید حتماً سردرد و معده دردت هم خوب شود، نه این جزء شرایط طلبگی نیست خدا برای آن پزشک قرار داده و راه خودش را باید رفت، قسمت بعد حسّاس است یک سری مشکلات نوعاً مشکلات شخصیتی، روانی و تربیتی است، تأثیرات غلطی روی شخص آمده مثلاً دچار غرور علمی شده و خیلی خودش را علامه میداند و فکرمی کند در عرش پرواز میکند، اینها بیماری است البته وقتیکه افق علمیاش خیلی بالا رفت تازه متوجه میشود چه هست، آنچه باید بداند نمیداند، آیهای است که کمر همه علما را میشکند، میفرماید: «و فوق کل ذی علمٍ علیم»، این آیه شامل عالمترین فرد دنیا هم هست، این مشکل شخصیتی و روانی است، اکثر مشکلات مربوط به خلقوخوی و اخلاق است. خلقوخوی همان مرکز اخلاق را گویند که هیئتی در نفس مستقر میشود و اعمال از او صادر میشود و ” اِن خَیراً فَخَیراً و اِن شَراً فشراً”، اگر این مرکز اخلاق دچار مشکل بود اعمالی که صادر میشود دچار مشکلات هست و باید غیرازاین که ما درصدد اصلاح اعمال هستیم آن بازگشتمان به اصلاح خلق هم باشد. خیلی مشکلات مربوط به این حیث روانی، تربیتی و شخصیتی است و اصلاح آن با رفتن پیش متخصّص آسان میشود و نباید حل مشکلات روانی را هم از طلبگی درخواست کرد، این نشدنی است. باید مشکلات تفکیک شود به مسائل جسمی بهطور جداگانه پرداخته شود و به مسائل مربوط به روان [مانند وسواس، استرسها و…] نیز بهصورت مجزا باید پرداخت. مرکزیت مطالب علم روانشناسی در آیات و روایات است ولی غربیها بااینکه به این مرکز دست نیافتهاند توسط دانشمندان خود بهعنوان مکتشف بزرگ این علم شناختهشدهاند و علت آن عدم تلاش ما در این زمینه است. در بین حکمای اسلامی مطالب علمی خیلی خوب و زیبایی راجع به خودشناسی است که ما غفلت کردهایم. خیلی از کسانی که در ایران و تحت مسائل معنوی و عرفانی مطالبی را عرضه میکنند فقط تخصصشان در بخش روان است چراکه بخش روان خیلی قدرت دارد و در مواردی حتی ممکن است دست روی سر کسی بگذارد و سردرد او بهبود یابد لذا مردم به او متمایل میشوند و متأسفانه او هم خودش را جای پیغمبر و امام و علما معرفی میکند. علت گرایش مردم به این افراد یکی کمبود اطلاعات مردم است و دیگر اینکه فرق معجزه و اثر را نمیدانند، فرق بین مراکزشان را نمیدانند درحالیکه جایگاه مسائل از هم جداست. لذا باید مشکلات را از کانالهای خودش حل کرد. خیلی از مشکلات با یک ورزش و تداوم در ورزش حل میشود، مخصوص در سنین جوانی یک ورزش منظم ضرورت دارد که انرژیهای انبارشده تخلیه شود و افکار دچار تشتّت نگردد. پس چرا طلبه به یک ورزش ملتزم نباشد. پس از رد شدن از بخش جسم و روان، مسائل معنوی شروع میشود و ما باید بین این موارد تفکیک قائل شویم. ورود ما و شما در زمینه¬های عجیبوغریب هیچ ضرورتی ندارد ما باید موقعیتهای خود را بشناسیم و اگر مانعی برای درس خواندن و جدیّت در تحصیل هست سعی کنیم آن را مرتفع کرده، با سلامت جسمی و روانی این مسیر را ادامه دهیم و مشکلات این مسیر راهم برطرف نماییم.
سعی کنید مشکلاتتان را برطرف کنید، این طریق را ادامه دهید و از شما افرادی دانشمند عالم و متقی و اهل ولایت، ساخته بشود، آیتاللهالعظمی بهجت میفرمودند اساتید ما نقل میکردند که حوزه اصفهان بهگونهای بود که از اطراف اصفهان وقتی طلبهای وارد حوزه میشد بعد از مهرومومها مجتهد برمیگشت، احتیاجی به هیچ حوزه دیگری حتی نجف نبود. کاملاً از جهت علمی تأمین میشد مرحوم آخوند کاشی یکی از علمایی است که زندگی خیلی عجیبی دارد، کتابها در شرححال ایشان نوشتند که مکرر بعضی آقایان نقل میکنند که سحر وقتی وارد مدرسه صدر میشدیم میدیدیم درودیوار و درختان دارند ذکر سبّوحٌ قدّوس میگویند، به هوای مرکز صدا رفتیم میدیدیم از حجره آخوند کاشی است این بزرگوار در همین حوزه اصفهان چندین علم از هیئت و طب را تدریس میکرد، مرحوم جهانگیرخان هم در فلسفه و ریاضیات متخصص بود. این دو بزرگوار در ضمن از اساتید اخلاق هم بودهاند ولی بهگونهای زندگی میکردند که یکپارچه علم و تقوا بودهاند. مرحوم حاجی کلباسی، سید شفتی، نیز از علمای اصفهان بودهاند. این بزرگان وقتی دستشان را بهطرف آسمان بلند میکردند خدا دست آنها را رد نمیکرد، اگر میبینید جامعه برای حوزه احترام قائل است بهواسطه این الگوهای علمی و عملی بوده اگر میخواهید آینده روشن داشته باشید غیر از جدّیت در تحصیل (که طلبه بیسواد آخرش به کار نمیآید) باید یک الگوی معنوی از همین اکابر حوزه و بزرگان با یک خط تهذیبی بر جان من و شما حاکم باشد، قدم اول ما همین است بیخود دنبال اسراری که بین انبیا و خدا میگذشته نباشید، برخی دوستان یک سوا لاتی میکنند که به موقعیت ما مربوط نمیشود یک خبری بوده بین یک نبی و خدا که فکر میکند این هم باید الآن در این موقعیت همان کارها را بکند، نه ما الآن وظیفهداریم طلبه مهذب باشیم، طلبه پاک باشیم، امام زمان؟عج؟ پسند باشیم. بخش الگوهای حوزه بحثی مفصل است و سبک اداره حوزه یک سبک خیلی سنتی و جالبی بوده است. علامه مجلسی رسالت خود را اینگونه انجام میدادند که حدود ۲۰ نفر از آقایان به منزل ایشان میآمدند و تحقیقات میکردند، صحبتها میکردند، کتاب مینوشتند ولی الآن دنیای دیگری شده که باید هماهنگ عمل کند، قبلاً طلبه باید سالها فقر را تحمل میکرد الآن خیلیها تحمل آن را ندارند حضرت آیتاللهالعظمی بهجت؟ره؟ میفرمودند ایام طلبگی ما در حوزه نجف، گاهی خیلی از طلبهها در هفته غذای پختنی نصیبشان نمیشد نه غذای گوشتی، بلکه مثل سیبزمینی هم برای آنها فراهم نبود. این سختیها یک فیلتری برای ورود طلبگی بود که هر کس میخواست وارد شود باید خالص و خدائی میشد، آنوقت مقدمات تهذیب فراوان بود، اصلاً خود نجف، مرقد آقا امیرالمؤمنین؟ع؟ و زیارت دورهای، یک کانال معنوی فراوانی بود و فضای مناسبتری ایجاد میکرد، دوران علمایی مثل آسید ابوالحسن اصفهانی تا میرزای بزرگ یکفصل عجیبی است آن فصل در نجف علمای بسیار بزرگواری بودند که واقعاً زندگینامههایشان ارزشمند است، سختیکشیده و علم را به دست آورده بودند و ارتباطشان با آقا امیرالمؤمنین؟ع؟ زیاد بود.
خدا برای شما همه امکانات را فراهم کرده کمر همت را ببندید باتقوا و جدّیت در تحصیل، به کمتر از اجتهاد نباید قانع شوید بهگونهای باید مشی کرد که پیوند بین ما و امام زمان؟عج؟ ایجاد شود و تازه بماند. ما اگر پیوند نداشته باشیم فایدهای نخواهد داشت. یکی از علتهای موفقّیت علمای گذشته این بوده که در مشکلات متوسّل به آقا حجت بن الحسن؟عج؟ میشدند.
فقط کافی است بین دل ما و حضرت بقیه الله؟عج؟ اتصال برقرار شود در مشکلات جزئی و کلی دنیا جواب میدهد. انشاءالله دلمان و دلتان پر از نور و پر از عشق نشاط به آقا صاحبالزمان؟عج؟ باشد و بتوانیم این اتصال را نگهداریم اگر میخواهیم ده سال دیگر بااتصال به امام زمان روشن باشیم باید از الآن شروع کنیم، دلتان شاد و قلبتان مطمئن با یاد خدا با ذکر صلوات.