کلام راهبر روز محاسبه مقام معظم رهبری مدظلهالعالی گناهان، صورت مُلکی عذاب الهی هستند؛ صورت دنیایىِ عذاب الهی هم همین گناهانند. اینکه در آیه شریفه میفرماید: إِنَّ الَّذینَ یَأْکُلُونَ أَمْوالَ الْیَتامى ظُلْماً إِنَّما یَأْکُلُونَ فی بُطُونِهِمْ ناراً؛۱ [کسانى که اموال یتیمان را به ظلم و ستم مىخورند، [در حقیقت] تنها آتش مىخورند.] معنایش همین است؛ […]
مقام معظم رهبری مدظلهالعالی
گناهان، صورت مُلکی عذاب الهی هستند؛ صورت دنیایىِ عذاب الهی هم همین گناهانند. اینکه در آیه شریفه میفرماید:
إِنَّ الَّذینَ یَأْکُلُونَ أَمْوالَ الْیَتامى ظُلْماً إِنَّما یَأْکُلُونَ فی بُطُونِهِمْ ناراً؛۱
[کسانى که اموال یتیمان را به ظلم و ستم مىخورند، [در حقیقت] تنها آتش مىخورند.]
معنایش همین است؛ یعنی شما وقتی کسی را که مال یتیم میخورد، نگاه میکنید، ظاهر قضیه این است که مالی را بلعید و حرامی به کیسه خود زد؛ اما باطن قضیه این است که او دارد در درونِ خودش آتش تعبیه میکند؛ این، همان آتش جهنم است. کسی که لذت حرامی را در اینجا آزمایش میکند، این لذت، صورت ظاهر قضیه است باطن قضیه در آن حیات واقعی، آشکار میشود؛ آنجایی که پردههای اوهام از جلوی چشم انسان فرو میافتد و حقایق در مقابل او آشکار میشود:
هُنالِکَ تَبْلُوا کُلُّ نَفْسٍ ما أَسْلَفَت؛۲
در آنجا، هر کس عملى را که قبلاً انجام داده است، مىآزماید.
آن روز، همین لذتِ اینجایی و دنیایی، عبارت است از یک عذاب و شکنجه دوزخی. آن روز، روزی است که واقعیات و حقایق، خود را آشکار میکنند:
هُنالِکَ تَبْلُوا کُلُّ نَفْسٍ ما أَسْلَفَت.
و آنچه را که انسان انجام داده است، حقایق و بطون و ملکات آن در آنجا آشکار میشود.
روح ما، ملکات ما و حقایق وجودی ما هم در آنجا خودش را نشان میدهد. مولوی میگوید:
ای دریده پوستین یوسفان
گرگ برخیزی از این خواب گران
پنجه درندهای که یوسفها را در اینجا میدرد و انسانهای مظلوم را زیر پا له میکند، باطنش گرگ است؛ انسان نیست. این باطن در آنجا خودش را نشان میدهد و ظاهر میشود. ما نباید قیامت را فراموش کنیم. قیامت، واقعه عظیمی است. ما باید همیشه یاد قیامت را در ذهن خود داشته باشیم و از قیامت بترسیم.
آیه شریفه درباره قیامت میفرماید:
یَسْتَعْجِلُ بِهَا الَّذینَ لا یُؤْمِنُونَ بِها وَ الَّذینَ آمَنُوا مُشْفِقُونَ مِنْها وَ یَعْلَمُونَ أَنَّهَا الْحَق؛۳
[کسانى که به قیامت ایمان ندارند، درباره آن، شتاب مىکنند؛ ولى آنها که ایمان آوردهاند، پیوسته از آن هراسانند و مىدانند آن، حق است.]
کفار قریش به پیغمبر میگفتند: «قیامت و جهنمی که ما را از آن میترسانی، کجاست؟» قرآن میفرماید:
وَ الَّذینَ آمَنُوا مُشْفِقُونَ مِنْها؛
[کسانیکه ایمان دارند، از قیامت بیمناکند.]
قیامت، حقیقتاً اینگونه است. باید از قیامت ترسناک بود. باید قیامت را از یاد نبرد؛ این ضامن حفظ ماست. قیامت، روز عرضه شدن بر خداست:
وَ عُرِضُوا عَلى رَبِّکَ صَفًّا؛
[آنها همه در یک صف به [پیشگاه] پروردگارت عرضه مىشوند].
انسان با حقیقت خود، با باطن قلب خود، با ملکات راسخه نفس خود، در مقابل خدای متعال آشکار میشود. اینجا هم خدای متعال، باطن ما را میبیند؛ اما آنجا دیگر هیچ پردهپوشیی وجود ندارد. خود ما هم میفهمیم و میبینیم. خود ما هم خود را محکوم میکنیم. روز جزا، روز پاسخگویی است؛ پاسخگویی به معنای واقعی کلمه؛ پاسخگویی بدون امکان رفع و رجوع بیمورد. اصلاً نمیشود انسان عذر دروغین و بیخودی بیاورد. انسان در مقابل خدای متعال است. او گریبان انسان را میگیرد. قیامت، روز محاسبه بیاغماض است. همه ما محاسبه میشویم. قیامت، روز بسته شدن زبان است. زبانبازیهایی که اینجا میتوان کرد، آنجا دیگر نیست:
هَذَا یَوْمُ لَایَنطِقُون وَ لَایُؤْذَنُ لَهُمْ فَیَعْتَذِرُون؛۴
[این، روزى است که سخن نمىگویند و به آنان رخصت [عذرخواهى] داده نمىشود و عذرخواهى نمىکنند.]
[در آن روز] زبان، بسته میشود؛ آنگاه، باطن و ملکات و اعضا و جوارح انسان حرف میزنند. اگر در دلمان حقد، حسد، بدبینی، بدخواهی، امراض گوناگون قلبی، کینورزی نسبت به صالحان، و شوق و عشق نسبت به گناهان، پنهان کرده باشیم، آنجا همه آشکار میشود. قیامت، واقعه عجیبی است:
الْیَوْمَ نَخْتِمُ عَلى أَفْواهِهِمْ وَ تُکَلِّمُنا أَیْدیهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما کانُوا یَکْسِبُونَ؛۵
[امروز بر دهانشان مُهر مىنهیم، و دستهایشان با ما سخن مىگویند و پاهایشان کارهایى را که انجام مىدادند، شهادت مىدهند!]
آیات مربوط به قیامت، تکاندهنده است. من پیشنهاد میکنم هر کدام به تنهایی آیات قیامت را مرور کنیم؛ چون به آن احتیاج داریم.۶
پینوشتها