۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

  • 15 می 2016 - 19:56
  • 1318 بازدید
آتشی در خرمن (۳) : تبیین موضوع ریا در چهل حدیث امام خمینی
آتشی در خرمن (۳) : تبیین موضوع ریا در چهل حدیث امام خمینی

آتشی در خرمن (۳) : تبیین موضوع ریا در چهل حدیث امام خمینی

آتشی در خرمن (۳) تبیین موضوع ریا در چهل حدیث امام خمینی ۱ اشاره تا به حال در شرح حدیث دوم از چهل حدیث امام خمینی۱ به تعریف ریا، ذکر برخی علائم ریاکار و بیان ریاکاری در تحصیل و عبادت، انواع ریا و برخی از راه حل‌های آن پرداختیم. در این شماره، بحث را با […]

آتشی در خرمن (۳)

تبیین موضوع ریا در چهل حدیث امام خمینی ۱

اشاره

تا به حال در شرح حدیث دوم از چهل حدیث امام خمینی۱ به تعریف ریا، ذکر برخی علائم ریاکار و بیان ریاکاری در تحصیل و عبادت، انواع ریا و برخی از راه حل‌های آن پرداختیم. در این شماره، بحث را با راه درمان ریای در رفتار، پی می‌گیریم.۱

درمان ریای در رفتار

حضرت روح الله برای درمان این نوع از ریاکاری، مطالب مهمی را گوشزد کرده، معتقد است توجه به آن، می‌تواند در درمان انواع دیگر ریاکاری هم مؤثر باشد که در ادامه، گوش دل به این کلام قدسی می‌سپاریم:

ما در اینجا، تذکر مى‌دهیم به چیزى که امید است در این نوع و انواع دیگر ریا براى [درمان] این مرض قلبى، مؤثر افتد و آن، چیزى است که مطابق برهان و مکاشفه و عیان و اخبار معصومین: و کـتـاب خـداسـت و عـقـل شـمـا هـم تـصدیق دارد.

  1. توجه به ناکامی ریاکار

اولین نکته‌ای که حضرت امام در رابطه با درمان ریا در رفتار متذکر می‌شود، این است که ریاکار، قادر نیست به مقصود خود برسد:

«خداى تبارک و تعالى، به واسـطـه احاطه قدرتش در جمیع موجودات و بسط سلطنتش در تمام کائنات و احاطه قیومیش بـه کـافـه مـمکنات، قلوب تمام بندگان در تحت تصرف او و به ید قدرت و در قبضه سـلطـنـت اوسـت، و کـس دیـگـر را در قـلوب بـنـدگـان بدون اذن قیومى و اجازه تکوینى او تـصـرفـى نـیـسـت و نـخـواهـد بـود. خـود صاحبان قلب نیز بى‌اذن و تصرف حق تعالى تـصـرف در قـلوب خـود نـدارنـد و بـدیـن معنا، اشارهً و کنایهً و صراحهً در قرآن و اخبار اهل بیت: اخبار شده است.

پس خداى تبارک و تعالى، صاحب قلب و متصرف در اوست، و شما که یک بنده ضعیف عاجز هستید، نمى‌توانید بـى‌تـصـرف حـق، در قلوب تصرف کنید؛ بـلکـه اراده او بـر اراده شـمـا و همه موجودات قـاهـر اسـت. پس ریا و سـالوس شـمـا اگـر براى جلب قلوب عباد است و جانب دل‌ها نگاه داشتن و منزلت و قدر در قلوب پیدا کردن و اشتهار به خوبى یافتن است، این از تصرف شما به کلى خارج و در تـحـت تصرف حق است.

خداوندِ قلوب و صاحب دل‌ها، به هر کس مى‌خواهد قلوب را متوجه مى‌فـرمـاید؛ بلکه ممکن است شما نتیجه به عکس بگیرید. دیدیم و شنیدیم اشخاص سالوس ِدورو که قلوب آن‌ها پاک نبود، آخر کار رسوا شدند و آنچه مى‌خواستند نتیجه بگیرند، به عکس اتفاق افتاد؛ چنانچه راوی در مورد این آیه شریف که حضرت حق فرمود:

فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبَّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً و لا یُشْرِکْ بِعبادَهِ رَبِّهِ أَحَداً؛۲

پس کسى که امیدوار ملاقات پروردگار خویش اسـت، بـایـد بـه جـاى آرد کـار نیکو، و کسی را در عبادت پروردگارش شریک نکند.

حضرت امـام صـادق ع می‌فرمایند:

مرد ریاکار، به طاعتى از طاعات دینى مشغول می‌شود؛ در حالى که رضاى خدا را نمی‌جوید و تنها ستایش و تمجید مردم را می‌جوید؛ چون می‌خواهد طاعت و بندگى او شهره شود، این مرد ریاکار، همان مشرکى است که دیگران را در طاعت و بندگى حق سهیم کرده‏ است.

پس از آن فرمود:

هیچ کس طاعت و بندگى خود را پنهان نمی‌کند -گر چه روزگارى دراز بر آن بگذرد- جز اینکه خداوند، خیر و خوبى او را برملا می‌سازد و هیچ کس بدکارى خود را پنهان نمی‌کند -گر چه روزگارى دراز بر آن بگذرد- جز اینکه خداوند، بدى و زشتى او را برملا می‌سازد.۳

پس اى عـزیز! نام نیک را از خداوند بخواه. قلوب مردم را از صاحب قلب خواهش کن با تو باشد. تو کار را براى خدا بکن، خداوند علاوه بر کرامت‌هاى اخروى و نعمت‌هاى آن عالم، در هـمین عالم هم به تو کرامت‌ها مى‌کند، تو را محبوب مى‌نماید، موقعیت تو را در قلوب زیاد مـى‌کـنـد، تو را در دو دنیا سربلند مى‌فرماید.

در مورد ناکامی ریاکار و عاقبت آن، حضرت امام۱ در یکی از سخنرانی‌های خود در نجف اشرف، چنین هشدار می‌دهد:

شما خیال نکنید تا آخر عمر بتوانید با ریاکارى، کارتان را درست کنید که بیخود من همه کارها را می‌کنم؛ ولى می‌روم آنجا با ریا! نمی‌توانید. بالاخره فساد کشف مى‏شود. خوب، فرض کنید توانستید؛ چند سال عمر می‌کنید؟ چند سال با ریا و تزویر و با خدعه زندگى می‌کنید؟ صد و بیست سال؟ و حال اینکه صد و بیست ساله در بین ما نیست! در بین مردم هم خیلى خیلى کم‏ هستند- حالا ما فرض می‌کنیم صد و بیست سال؛ شما صد و بیست سال با خدعه و فریب توانستید یک زندگى [داشته باشید]؛ چه زندگی‌اى؟ چه زندگی‌اى؟ یک زندگى مبتذل! این‌طور فرض می‌کنیم که شما صد و بیست سال عمر می‌کنید و یک زندگی‌اى پیدا می‌کنید مثل هارون الرشید![= در اوج امکانات] صد و بیست سال در مقابل غیرمتناهى چه نسبتى دارد؟ بَعدش، غیرمتناهى معذبید!۴

  1. اصلاح قلب

در ادامه حضرت روح الله یک درمان اساسی‌تر تحت عنوان اصلاح قلب در قالب توجه به خداوند در مقابل توجه به مردم پیشنهاد می‌کند:

ولى اگر بتوانى با مجاهده و زحمت، قلب خـود را از ایـن حـب هـم به کلى خالص نما، باطن را صفا ده، تـا عـمـل از ایـن جـهـت خـالص شـود و قـلب، مـتوجه حق گردد، روح بى‌آلایش شود، کدورت نفس بـرطـرف گـردد. حـب و بـغـض مردم ضعیف، شهرت و اسم نزد بندگان ناچیز، چه فایده دارد؟ فـرضاً فایده داشته باشد، یک فایده ناچیز جزئى چندروزه است. ممکن است این حب، عـاقـبـت کار انسان را به ریا برساند و خداى نخواسته آدم را مشرک و منافق و کافر کند. اگـر در ایـن عـالم رسـوا نـشـود، در آن عـالم، در مـحـضـر عـدل ربـوبـى، پـیـش بـنـدگـان صـالح خـدا و انبیای عظام او و ملائکه مقربین رسوا شود، سـرافـکـنـده گـردد، بـیـچـاره شـود. رسـوایـى آن روز را نمى‌دانى چه رسوایى است. سرشکسته در آن مـحـضـر را، خـدا مـى‌دانـد چـه ظـلمـت‌هـا دنبال دارد. آن روز است که به فرموده حق تعالى کافر مى‌گوید: «اى کاش خاک بودم!»۵ و دیگر فایده ندارد.

۳٫مقایسه بین ریاکاری و خلوص در رفتار

از منظر مرحوم امام، مقایسه میان دستاورد ریاکار و آنچه می‌توانست به دست بیاورد، ولی با ریا از دست داد، خود موجب تنبه و زمینه ترک ریا می‌شود.

اى بـیـ‌چـاره! تـو بـه واسطه یک محبت جزئى، یک شهرت بى‌فایده پیش بندگان، از آن کـرامـت‌هـا گذشتى، رضاى خداى را از دست دادى، خود را مورد غضب خداى تعالى قرار دادی. اعـمـالى را که باید به آن‌ها دار کرامت تهیه کنى، زندگانى ابدى و فرحناکى همیشگى فـراهـم کـنـى و بـه واسـطـه آن‌هـا در اعـلى عـلیـیـن بـهـشـت قـرار گـیـرى، مـبـدل کـردى بـه ظلمات شرک و نفاق، و براى خود حسرت و ندامت و عذاب‌هاى شدید تهیه نـمـودى، و خـود را سجّینى نمودى؛ چنانچه در حدیث شریف کافى حضرت امام صادق۷ مى‌فرماید که پیغمبر فرمود: همانا فرشته بالا مى‌برد کار بنده را بـا فـرحـنـاکـى. پـس چـون کـارهـاى نـیـکـوى او را بـالا بـرد، خـداى عـزوجـل مـى‌فـرمـایـد: « ایـن اعـمـال را در سـجـیـن قـرار بـدهـیـد».۶ همانا ایـن شـخـص در این اعـمـال، فـقـط مـرا نـخـواسـتـه اسـت». ۷

اى عـزیـز! بـیـدار شـو و غـفـلت و مـسـتـى را از خـود دور کـن و نعمت‌هاى الهى را که قرآن مجید و اخبار معصومان از آن‌ها اطلاع داده‌اند، از دست مده. به واسطه جلب قلوب مخلوق بـراى شـهـرت چـنـدروزه مـوهوم، آن همه ثواب‌ها را ضایع مکن، از آن همه کرامات خود را محروم مکن و سعادت ابدى را به شقاوت همیشگى مفروش .

  1. برانگیختن حس حیا

در ادامه حضرت امام۱ از راه برانگیختن حس حیا در قالب الطاف خدا در حق بندگان، سعی در بیدار کردن ریاکار و آشکار نمودن زشتی ریا دارد.

بـدان کـه مالک الملوک حقیقى و ولى نعمت واقعى که این همه کرامات به ما کرده و این همه تـهـیـه‌هـا بـراى مـا دیـده، از قـبـل از آمـدن ما در این عالم، از غذاى لطیف داراى مواد صالحه مـنـاسـبه با معده ضعیف ما و مربى و خدمت‌گزار با حب جبلى ذاتى که خدمتش بى‌منت باشد و مـحـیـط و هـواى مـنـاسـب و سایر نعم و آلاء ظاهره و باطنه و این همه، در عالم آخـرت و برزخ براى ما قبل از رفتن در آنجا تهیه‌ها دیده و از ما خواسته است که این قلب را براى من یـا بـراى کـرامـت مـن خـالص کـن، تـا بـراى خودت نتیجه دهد، خودت فایده ببرى؛ باز ما گوش ندهیم و نافرمانى کنیم و برخلاف رضاى او قدم زنیم، چه ظلم بزرگى کردیم و با چه مالک الملوکى ستیزى نمودیم که نتیجه‌اش ظلم به خود ماست و به سلطنت او لطمه‌اى وارد نـمـى‌شـود. از تـحـت سـلطنت و سلطه او خارج نمى‌شویم. مشرک باشیم یا موحد، فرقى براى او نکند. عارف بالله یا متقى زکى النفس باشیم، براى خود هستیم. کافر و مشرک باشیم، به خود ضرر زدیم:

«فَإِنَّ اللهَ غَنِیٌّ عَنِ الْعالَمِین؛‏۸

همانا خدا بى‌نـیـاز اسـت از هـمـه مـخـلوقـات».

احتیاجى به عبادت ما، به اخلاص ‍ ما، به بندگى ما نـدارد. نـافـرمـانـى و شـرک و دورویـى ما به مملکت او لطمه‌اى وارد نمى‌کند.۹

  1. مراقبه و محاسبه

حضرت امام راه خلاصی از بیماری ریا را در مراقبه از نیت‌ها می‌داند:

پـس اى عـزیـز! در کـارهاى خود، دقیق شو و از نفس خود در هر عملى حساب بکش. او را در بـرابر هر پیش‌آمدى استنطاق کن که آیا اقدامش در خیرات و در امور شریفه براى چیست؟ دردش چـیـسـت کـه مـى‌خـواهـد از مـسـائل نـمـاز شـب سـؤ ال کـنـد، یـا اذکـار آن را تـحـویل بدهد؟ مى‌خواهد براى خدا مسئله بفهمد یا بگوید، یا مى‌خـواهـد خـود را از اهل آن قلمداد کند؟ چرا سفر زیارتى که رفته، به هر وسیله است به مردم مى‌فهماند؟ حتى عددش را! چرا صدقاتى را که در خفا مى‌دهد، راضى نمى‌شود که کسى از او مطلع نشود، و با هر راهى شده، سخنى از آن به میان آورده، به مردم ارائه مى‌دهد؟ اگر بـراى خـداسـت و مـى‌خـواهـد کـه مـردم دیـگـر بـه او تأسى کـنـنـد و مـشـمـول «الدَّالُّ عَلَى الْخَیْرِ کَفَاعِلِه»۱۰ گردد، اظهارش خوب است. شکر خدا کند به این ضـمـیـر صـاف و قـلب پـاک؛ ولى مـلتـفـت بـاشـد کـه در مـنـاظـره بـا نـفـس، گـول شیطنت او را نخورده باشد و عمل ریایى را با صورت مقدسى به خوردش ندهد. و اگـر براى خدا نیست، ترک آن اظهار کند که این، سُمعه است، و از شجره ملعونه ریا است و عمل او را خداوند منان قبول نمى‌فرماید و امر مى‌فرماید در سجین قرار دهند.

بـایـد بـه خـداى تـعـالى از شـر مکاید نفس پناه ببریم که مکاید آن، خیلى دقیق است؛ ولى اجـمـالاً مـى‌دانـیـم که اعمال آن خالص نیست. اگـر دیـدى شـیـطـان بـا تـو سر و کار دارد، بدان کارهایت از روى اخلاص نیست و بـراى حـق تـعـالى نیست. اگر شما مخلصید، چرا چشمه‌هاى حکمت از قلب شما به زبان جـارى نـشـده، بـا ایـنـکـه چـهـل سـال اسـت بـه خیال خود قربه الى الله عمل مى‌کنید، با اینکه در حدیث وارد است که کسى که چهل صباح بـراى خـدا اخلاص ورزد، چشمه‌هاى حکمت از قلبش به زبانش جارى گردد. ۱۱پس بدان اعمال ما براى خدا نیست و خودمان هم ملتفت نیستیم و درد بى‌درمان همین جاست.

واى بـه حال اهل طاعت و عـبـادت و جـمـعه و جماعت و علم و دیانت! که وقتى چشم بگشایند و سـلطـان آخـرت خـیـمـه بـر پـا کـنـد، خـود را از اهـل مـعـاصـى کـبـیـره، بـلکـه از اهل کفر و شرک، بدتر ببینند و نامه اعمالشان سیاه‌تر باشد.

واى به حال کسى که با نماز و طاعتش وارد جهنم شود! امان از کسى که صورت صدقه و زکات و صلاتش، صورت‌هایى باشد که زشت‌تر از آ‌ن‌ها تصور نشود.

حـال اى عـزیـز! فکرى کن و چاره‌اى براى خود پیدا کن. بدان که شهرت پیش این مردم نـاچیز چیزى نیست. قلوب این مردم که اگر گنجشکى بخورد، سیر نمى‌شود، قـدر و قـابـلیـت نـدارد و ایـن مخلوق ضعیف را قدرتى نیست. قدرت، فقط در دستگاه قدس ربـوبـیـت پـیـدا مـى‌شـود و فـاعـل عـلى الاطلاق و مسبب الاسباب، آن ذات مقدس ‍ است. تمام مخلوقات اگر پشت به پشت هم دهند که یک پشه خلق کنند، نتوانند، و اگر پشه‌اى از آ‌ن‌ها چـیزى برباید، نتوانند پس بگیرند.۱۲ قدرت، پیش حق تعالى است. اوست مؤثر در تـمـام مـوجـودات. بـا هـر زحـمـت و ریـاضـتـى شـده، در قـلب خـود، بـا قـلم عقل، نگارش ده که «لا مُؤثِّرَ فِى الوُجُودِ اِلَّا الله؛ نیست کار کنى در دار تحقق، جز خدا».

…در هر حال، از خداى مهربان در هر وقت -خصوصاً در خلوات- با تضرع و استکانت و عجز و مـذلت بـخـواه کـه تـو را هـدایت کند به نور توحید، و قلب تو را منور کند به بارقه غـیـبـى یـک‌بـیـنـى و یک پرستى، تا از همه عالم وا رهى و همه چیز را ناچیز دانى. و با تـضـرع از آن ذات مـقدس خواهش کن که اعمال تو را خالص گرداند و تو را هدایت فرماید بـه طـریـق خـلوص و ارادت.

پـس از تـذکـر بـه ایـن مـطـالب کـه خودت نیز مى‌دانستى و حرف تازه‌اى نبود، مدتى مواظبت کن از قلب خود، و اعمال و رفتار و حرکات و سکنات خود را تحت مداقه آورده، خـفـایـاى قـلب را تـفـتـیـش کـن و حـسـاب شـدیـد از او بـکـش؛ مثل اینکه اهل دنیا از یک نفر شریک، حساب مى‌کشند. هر عملى را که شبهه ریا و سالوسى در اوست، ترک کن گرچه عمل خیلى شریفى باشد. حتى اگر دیدى واجبات را به صورت علنی خالص نمى‌توان بکنى، در خفا بکن؛ با اینکه مستحب است انجام به آن‌ها در علن. بلکه کـمـتـر اتـفـاق مـى‌افـتـد در اصل واجب ریا شود، بیشتر در خصوصیات و مستحبات و زواید اتـفـاق مـى‌افـتد. در هر صورت، با جدیت کامل و مجاهده شدیده، قلب خود را از لوث شرک پـاک کـن. مـبـادا خـداى نخواسته با این حال از این عالم درگذرى که کارَت زار است و امید نجات به هیچ وجه برایت نیست و خداى تبارک و تعالى بر تو غضبناک باشد.

دو تذکر پایانی

نوشتار خود را با تذکرِ دو نکته مهم از کلام امام خمینی۱ پایان می‌بخشیم:

  1. خوشحالی از اطلاع مردم

براى هر یک از این صفات نفسانیه، چه ملکات حسنه و چه ملکات سیئه، مراتبى بسیار کثیر است. بسا باشد که یک مـرتـبـه از اتـصاف به آن در حسنات و تنزیه آن در سیئات از مختصات عرفاء بالله یا اولیـای خـدا بـاشـد و سـایـر مـردم بـه حـسـب مـقـامـى کـه دارند، آن صفت که براى دسته اول نـقـص اسـت، بـراى آن‌هـا نـقـص نـبـاشـد؛ بـلکـه بـه یـک مـعـنـا کـمـال هم باشد و همین طور حسنات این دسته، سیئات دسته دیگر باشد؛ از آن جمله، ریاست کـه کـلام مـا در آن است. خلوص، از همه مراتب آن از مختصات اولیاست و دیگران در آن شـریـک نـیـسـتند. اتصاف عامه مردم به یک مرتبه از آن، نقص آن‌ها، به حسب آن مقام که دارند، نیست و به ایمان آن‌ها یا اخلاص آن‌ها ضرر نمى‌رساند. مثلاً نفس عامه مردم به حسب جبلت مایل است که خیرات آن‌ها پیش ‍ مردم ظاهر شود؛ گرچه خیرات را به نیت ظاهر شدن نـکـنـنـد؛ ولى نـفـسـشـان مـفـطـور بـه ایـن حـب اسـت. ایـن مـوجـب بـطـلان عـمـل، یـا شـرک و نـفـاق و کـفر نیست؛ گرچه این نقص اولیاست و در نظر ولى یا عارف بـالله، شـرک و نـفـاق اسـت. تـنـزیـه از مـطـلق شـرک و اخـلاص از هـمـه مـراتـب آن، اول مـقـامات اولیاست. و از براى آن‌ها مقامات دیگر است که ذکرش با این مقام مناسب نیست.

زراره از امام باقر۷ نقل می‌کند:

سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ یَعْمَلُ الشَّیْ‏ءَ مِنَ الْخَیْرِ فَیَرَاهُ إِنْسَانٌ فَیَسُرُّهُ ذَلِکَ فَقَالَ لَا بَأْسَ مَا مِنْ أَحَدٍ إِلَّا وَ هُوَ یُحِبُّ أَنْ یَظْهَرَ لَهُ فِی النَّاسِ الْخَیْرُ إِذَا لَمْ یَکُنْ صَنَعَ ذَلِکَ لِذَلِک؛۱۳

زراره گـفـت: از حـضـرت بـاقـرع سـؤال کـردم از مردى که چیزى از کارهاى نیک به جا مى‌آورد و آن کار را کسى مى‌بیند، پس دیدن او، آن شـخـص را مـسـرور مـى‌کـند. فرمود: «عیبى ندارد. هیچ کس ‍ نیست مگر اینکه دوست دارد که ظاهر شود در مردم براى او خیرى البته وقتى آن کار را براى دیدن مردم نکند».

  1. ضرورت اطلاع رسانی در خدمات اجتماعی

جالب اینجاست که حضرت امام که این همه در مورد ریا -حتی در امور اجتماعی و سیاسی- هشدار می‌دهد، در جایی دیگر به مسئولین این‌چنین سفارش می‌کند:

عمده نظر به این است که در این سال به این آوارگان، زیاد رسیدگى بشود و به این مستمندان، به این روستاها، زیاد رسیدگى شود.

رسیدگی‌ها هم به ملت گفته بشود. مثل اینکه گاهى آقایان، مقدّس‌مآبى می‌کنند و خیال می‌کنند که این «ریا» است مثلاً و حال آنکه گاهى لازم است‏ این. اگر در مقابل شما، هِى گروه‌هایى به گوش مردم خواندند که این دولت هیچ کارى نکرده است، هیچ تغییرى واقع نشده است، این همان رژیم سابق است، بزرگ‌ترهایشان دارند پدر مردم را درمى‏آورند، اموالشان را چه می‌کنند. … ۱۴

با این اوصاف، اطلاع‌رسانی از خدمات انجام‌شده در نظام اسلامی، لازم است که البته همین کار هم باید با خلوص نیت انجام گیرد، نه برای خودنمایی و جلب نظر مردم.

خداوند، ما را از ریا و سایر رذائل دور بدارد؛ آمین.

سید حبیب حسینی

yasarmad@gmail.com

پی‌نوشت‌ها

  1. شایان ذکر است در نقل سخنان امام خمینی۱ در برخی موارد محدود و به منظور سهولت فهم، تصرف‌های بسیار جزئی انجام شده است.

۲ . سوره کهف: ۱۱۰٫

۳ . الزهد، حسین بن سعید کوفی‏، قم‏، علمی، چاپ دوم‏، ۱۴۰۲ ق‏، ص ۶۷٫

۴ . صحیفه امام، (نرم‌افزار امام خمینی۱، محصول مرکز کامپیوتر علوم اسلامی نور)، ج‏۲، ص ۲۵٫

۵ . سوره نبأ:۴۱٫

  1. سجّین، همان جهنم است؛ چون اعمال خود سجنى براى مجرمان است؛ بدین جهت سجّین نامیده شده است‏.
  2. کافی، شیخ کلینى، تهران، دار الکتب الإسلامیه، چهارم، ۱۴۰۷ق، ج ‏۲، ص ۲۹۵٫

۸ . سوره عنکبوت: ۶۹٫

۹ . شرح چهل حدیث، ص۳۹، با اندکی ویرایش.

۱۰ . «راهنماى به نیکى، همانندِ کنندۀ آن است» (بحارالانوار، ج ۹۳، ص ۱۷).

۱۱ . همان، ج ۶۷، ص ۲۴۲٫

۱۲ . اشاره است بـه آیه ۷۳ سوره مبارکه حج.

۱۳ . اصـول کـافـى، ج ۲، ص ۲۹۷٫

۱۴ . صحیفه امام، ج‏۱۷، ص ۳۸۷٫

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*