۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » مقالات حاج شیخ جعفر ناصری
  • 02 آوریل 2014 - 8:49
  • 535 بازدید
ما نیامده‌ایم که سربسته باشیم، سربسته بمانیم و سربسته بمیریم! (فصلنامه راه رشد ۱۳)
ما نیامده‌ایم که سربسته باشیم، سربسته بمانیم و سربسته بمیریم! (فصلنامه راه رشد ۱۳)

ما نیامده‌ایم که سربسته باشیم، سربسته بمانیم و سربسته بمیریم! (فصلنامه راه رشد ۱۳)

ما نیامده‌ایم که سربسته باشیم، سربسته بمانیم و سربسته بمیریم! برگرفته از سخنرانی حجت‌الاسلام‌و المسلمین جعفر ناصری (حفظه الله) ۸۹٫۱۰٫۸ رفع موانع، شرط خلیفه اللهی بسم الله الرحمن الرحیم؛ السلام علی المهدی الذی یملاء الله به الارض قسطا و عدلا همه ما انسان‌ها به‌طور ناخودآگاه در سیر زندگی روزمره به دنبال یک نقطه رشد و […]

ما نیامده‌ایم که سربسته باشیم، سربسته بمانیم و سربسته بمیریم!
برگرفته از سخنرانی حجت‌الاسلام‌و المسلمین جعفر ناصری (حفظه الله) ۸۹٫۱۰٫۸

رفع موانع، شرط خلیفه اللهی
بسم الله الرحمن الرحیم؛ السلام علی المهدی الذی یملاء الله به الارض قسطا و عدلا
همه ما انسان‌ها به‌طور ناخودآگاه در سیر زندگی روزمره به دنبال یک نقطه رشد و نورانی هستیم این از اختصاصات بشر است، هرچند حیوانات هم از تجربیات و امکانات خدادادی خود استفاده می­کنند و خیلی از آن‌ها قابل‌تعلیم و تربیت‌اند؛ اما نقطه کمال‌جویی در بشر بسیار نهفته احساس است به‌طوری‌که قرار و آرام را از او می‌گیرد. ما نیامده‌ایم که سربسته باشیم، سربسته بمانیم و سربسته بمیرم و تنزل کنیم و با حیوانات محشور شویم ما آمده‌ایم به‌عنوان یک انسان، بهترین نقطه رشد را پیدا کنیم. در آیه ۳۰سوره بقره، در بیان اراده خلقت انسان می­فرماید:« إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلیفَهً » یعنی در تمام ابعاد کمال نقش داشته باشد و در تمام صفات کمال به اعتدال انسانی برسد و خود را به‌مراتب عالی برساند. خلیفه؛ یعنی جانشینی که از صفات الهی در خودش پیداکرده و آن‌ها را به فعلیت رسانده است. خداوند رحیم، علیم، کریم و صمد است. بذر همه این‌ها در انسان هست، صمد و صمود باز می­تواند در انسان هم ذره‌ای‌اش باشد اگر کسی بخواهد خلیفه شود باید وصل شود و اگر بخواهد وصل شود، باید سعی کند موانع را از بین ببرد، شهوات و غضب، محبّت دنیا، تصمیم‌های خطا و به خطا رفتن‌ها چیزهایی است که انسان را از خدا و امام زمان؟عج؟ دور می‌کند. ما را برای نقطه‌های عالی‌تری به دنیا آورده‌اند.
برکات سفره حضرت؟عج؟
خدا را شکر که آن‌قدر الطاف الهی همراه ما بوده که ما را سر سفره آقا امام زمان ؟عج؟ بنشانند. گوشت و پوست ‌و استخوان ما از برکات سفره آقا صاحب‌الزمان؟عج؟ رشد یافته است. ما باید به مقام ولایت و درک ولایت و معارف ولایت رشد کنیم؛ ما باید خودمان را بشناسیم، باید نوعی ارتباط با حضرت صاحب‌الامر؟عج؟ ایجاد کنیم، باید در درون ما یاد مولا و ارباب زنده باشد و همه می‌دانیم که یاد امام زمان؟عج؟ و یاد خدا با یک سری گناهان و کارها سازگار نیست! برخی کارها بین ما و ولی‌نعمتمان فاصله می‌اندازد. ما خودمان را در نقاط مبهم قرار می‌دهیم. همین‌قدر از فضل و الطاف خدا از سرمان هم زیاد است که در این اوضاعِ وانفسا ما را به حوزه و سر سفره امام زمان؟عج؟ نشانده‌اند. پس چرا هر قدمی که در این مجموعه‌ها برمی‌داریم به یاد امام زمان؟عج؟ نباشد. تمام وجود ما مدیون ایشان است.
هرکدام یک سری موانع داریم که باید موانعمان را کم کنیم. یکی از موانعی که در حوزه و غیر حوزه هست، فصل نوجوانی است؛ یعنی فصل پرورش استعداد، فصل بیدار شدن یک سری قوا در انسان، نوجوان، توان و استعداد و آمادگی دارد ولی موانعی هم دارد. خدای ‌نکرده براثر کثرت افکار ناجور، قوه شهویه در افراد رشد می‌کند. فکر نکنید هر کس که شانزده،هفده ساله است باید پر از شهوت باشد؛ این‌ها بستگی به افکاری داردکه خود فرد در خودش پرورش می‌دهد. افرادی بوده‌اند که در حوزه‌های علمیه تا سنین بیست و یک و بیست و دو خیلی راحت می‌رفتند بله ممکن است احیاناً برای فردی ضرورت شود که خدای متعال برای آن‌هم راه‌کارهایی قرار داده است. البته مطمئن باشید که این‌گونه نیست که فرد مثلاً بیست ساله با ازدواج به عرش اعلا برود! بلکه مائیم و کنترل کردن خود؛ مائیم و نداشتن افکار پراکنده در موضوعات مختلف؛ در بخش شهوات و موضوعات هم‌ردیف آن، بزرگ‌ترین گناه در کل اجتماع به گردن کسی می‌افتد که امور مضرّ را پراکنده می­کند. اگر گاهی یک عکس ناجور روی گوشی یک جوان می­آید؛ باید آن را از روی گوشی و از روی دلش پاک کند و در اختیار کس دیگر قرار ندهد و تشییع فاحشه نکند. این ویروس را پراکنده نکند. توجه داشته باشید که در این فضای طلبگی اگر فضای آرام دربیاید، درآمده است. جای دیگر این خبرها نیست و مطمئن باشید که ازدواج برای برخی نفوس آخرین راه درمان نیست. بهترین راه، مراعات حد و حدودها و این‌که انسان بتواند مشغول کارش باشد؛ یعنی وقتی درس می­خواند، واقعاً درس بخواند. اگر در حال درس افکار، جای دیگر سیر کند، لطمه می‌خورد و بعداً نفسانیات و شهوات او را رها نمی­کند. برخی کتاب‌ها در امور تربیتی و روان‌شناختی از فصل انتقال نوجوانی به جوانی نوشته‌شده است و طلبه‌ها خیلی صدمات را در این فصل می‌خورند. قرآن، روایات، داستان‌ها و تجربیات علمی در این دهه‌های اخیر، مطالب خوبی دارد و به مواردی که ضرر می‌زند و افکار را پریشان می­کند رسیده‌اند و گفته‌اند و باید پرهیز کرد. مسائل اخلاقی و تهذیبی هم جای خود دارد.
اسطوره‌های اخلاقی:
این نکته هم بد نیست توجه داشته باشید قرآن اسطوره‌های اخلاقی را در مراتب مختلف تعریف کرده که این ‌یکی از معجزات قرآن است. شرح‌حال حکیمی را به نام لقمان بیان می­کند که مادون انبیاء هم هست ولی دستورات اخلاقی، توحیدی و اعتقادی که به فرزندش می‌دهد مشخص است. دستورالعمل‌های لقمانی بخشی از دستورالعمل‌های اخلاقی است که در یک سطحی قرار دارد تا برسد به جریان موسی و خضر؟عهما؟. یک پیغمبر کلیم‌الله و عالِم اهل زمان را به دنبال رشد می­فرستد کسی را سر راهش می­گذارد که ازنظر قرآن ناشناس است؛ اسمش را هم نمی‌آورد و از روایات، معلوم می شود که حضرت خضر ؟ع؟ بوده است. قرآن می‌فرماید « فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَیْناهُ رَحْمَهً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً» (کهف:۶۵) ما بین این دو سطح هم خیلی دستورات اخلاقی و … هست.
آخرش نفهمیده‌ایم چه‌کار کنیم!؟
در بخش آموزشی کشور، مقطع آمادگی(که فضای خود را می‌خواهد)، دبستان، راهنمایی، دبیرستان و دانشگاه، هرکدام فضای خود را دارد ولی ما در مسائل اخلاقی، پوشه‌ای فله‌ای باز می‌کنیم و می‌خواهیم که به چه مدارجی برسیم؛ لذا گم می‌شویم خیلی از ماها گم می‌شویم. ده، پانزده سال در حوزه بوده‌ایم آخرش نفهمیده‌ایم چه‌کار کنیم به بن‌بست خورده‌ایم و نتیجه هم نگرفته‌ایم درحالی‌که این‌ها وظیفه حوزه و طلبه‌ها است که در آینده فضاهای این‌ها را جدا کنند؛ مثلاً مراعات طلبه به چیست؟. امام زمان ؟عج؟ طلبه‌ای را که مراعات تقوا نکند، نمی‌پسندد. بعضی‌ها اول طلبگی خوب درس می‌خواندند ولی حالا دیگر نمی‌توانند؛ باید گفت برخی موارد به این جهت است که ما درست مراعات نمی­کنیم آن‌وقت توفیق درس از ما می‌رود. مراعات تقوای اولیه جزء ضروریات قضیه است، حرف زدن، رفت‌وآمد، آداب طلبگی، ادب طلبگی و حتی ادب انسانیت! مهم است. در برخی از کشورهای اروپایی برخی آداب و ادب را می‌بینید که در ماها اجرا نمی‌شود. در احترام متقابل، نحوه پرسیدن، سلام و رعایت حد فاصله هم قانون دارند، آن‌قدر طلبگی شرایط دارد که اگر ما آن‌ها را بشناسیم و اجرا کنیم نیازی درتفکر در مورد حضرت خضر و حضرت موسی؟عهما؟ نمی­یابیم. ما باید وظیفه خود را خوب اجرا کنیم. بله ما آمده‌ایم که به بلندترین نقطه رشد برسیم و مطمئن باشید که علم در حوزه‌های شیعی است، ولایت و معرفت در حوزه‌های شیعی است ولی پشتوانه می‌خواهد.
رسیدن به رشد پشتوانه علمی و عملی می‌خواهد:
کتاب شب‌های پیشاور را دیده‌اید. سلطان الواعظین از علمای درس خوانده در نجف بوده که می‌خواسته از هندوستان به مشهد برود. اهل پیشاور او را دعوت به مناظره می‌کنند دویست نفر برگزیده از شیعه و سنی جمع می‌شوند و دو نفر از علمای کابل هم می‌آیند. ده شب صحبت می­کند چنان زیبا صحبت می­کند و حق را تثبیت می‌کند که شب آخر جناب حافظ که از کابل آمده بود، می­گوید: “چون مدارک را از کتاب خود ما آوردی شیعه شدم و ازخداخواسته‌ام که با ولایت از دنیا بروم” و عده‌ای هم در آنجا شیعه می‌شوند. اما همه کار را قلم و دفتر نمی‌کند بلکه او پشتوانه توسلی به امیرالمؤمنین؟ع؟ داشته است. تا آن باور نباشد، نمی‌توان چند عالم سنّی را مغلوب کرد. ما این باور، معرفت و تهذیب و قوّت را می‌خواهیم.
طلبگی دو بخش دارد یکی سواد، که اگر نداشته باشیم بیهوده معطّلیم؛ ولی مهم‌تر این‌که این سواد نتیجه نمی‌دهد مگر اینکه پشتوانه اعتقادی قوی نسبت به اهل‌بیت ؟عهم؟ و نسبت به توحید داشته باشیم. همین سلطان الواعظین به‌عنوان یک طلبه در هندوستان در حضور گاندی درباره اسلام صحبت کرد که همه را تحت تأثیر قرارداد. خوب کو الآن، هر مدرسه دویست، سیصد طلبه دارد باید در آینده از این بزرگان داشته باشیم و این‌ها هم نمی‌شود مگر با پشتوانه تقوا و اعتقادی قوی.
محاسبات دنیایی ممنوع!
این‌قدر در مسائل خود نیفتیم ما طلبه نشده‌ایم تا بدانیم دقیقاً چقدر شهریه می­گیریم، زندگی‌مان و … .خیلی از بزرگان در یک‌فصلی گذشت هایی می‌کردند و خدا ابواب رحمت را به روی آن‌ها باز می‌کرد، ولی وقتی باز می‌کرد که طلبه دیگر حس می­کرد دل به دنیا نبسته است. مبالغ سنگین اگر در اختیار ما قرار داده شود شاید نقشه های زیادی برایش داشته باشیم ولی در میان علما کسانی بوده‌اند که حد ضرورت را برمی‌داشتند و بقیه را کار نداشته‌اند و این‌ها معتمَد مردم می‌شدند.
در جامعه چند نسل به هوای معنویت، علمیت و بزرگواری یک عالم می‌رفتند، فردی می­گفت: پدرم خدمت فلان عالم بوده اعتقادات خوب در دو نسل بعد او هنوز می‌گشت به خاطر یک عالم شیعی کار درست! آمده‌ایم که این‌گونه بشویم.
از نوع حرکت و کارهایی که مرحوم سید بن طاووس می‌کرده، دیگران قاعده می­گرفتند. عالم شیعه خیلی جای رشد دارد اما به شرطی که درسش را باتقوا و باادب و آداب ترکیب کند. خدا بهترین شرایط را برایتان فراهم کرده، موقعیت هم همیشه نیست. فرصت‌ها کم می‌شود؛ زمان اگر حاضر است امکانات علمی، عملی و تقوایی به شما بدهد یک‌چیزهایی مثل عمر را از شما می­گیرد. اگر الآن اقدام درسی و قرآن و تقوا کردید و نمونه بشوید، شده‌اید ولی اگر اوقات را به اهمال گذراندید کمی این‌طرف قدم بزن کمی آن‌طرف؛ کمی به حجره او برو کمی … این انسان را بیچاره می­کند. بدترین آفت و ویروس خطرناک این است که طلبه خودش حال ندارد می­رود و وقت‌های دیگران را ضایع می‌کند در نشست‌ها هم که حرف حسابی زده نمی­شود؛ فقط مشکلات توسعه می‌یابد. یک برنامه طلبگی برای خود بریزید، طلبگی که امام زمان؟عج؟ پسند باشد.
این‌قدر بدان که حضرت اگر راه داده‌اند و اسم طلبگی رویت آمد وظیفه‌ات سنگین‌تر می‌شود. ما نیامده‌ایم اینجا که خیلی خوشمان باشد، آمده‌ایم که رشد کنیم، آمده‌ایم که سعی و تلاش کنیم، خود را به‌زحمت بیندازیم، از خواب و خوراک هم که می‌زنیم بزنیم و به آن حد عالی انسانی برسیم.
بنده همیشه نگران بوده‌ام که طلبه‌ها خود را ارزان بفروشند، اوقات خود را ضایع کنند، نوعی کارهایی انجام دهند که با روحیه تقوا و توجّه به امام زمان ؟عج؟ همخوانی ندارد. انتظار است که دوستان برای آینده خود در بخش درس و مراعات‌ها بیشتر مواظب باشند. شمایید که رشد می‌کنید و در آینده می‌توانید منشأ خدمات بزرگ علمی و دینی باشید. ان‌شاءالله.

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*