کد مطلب : ۳۰/ ۸۵/ ۹۴ خداوند متعال در قرآن فرمود: وَ أَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى؛ و نیست براى انسان جز آنچه را با سعى و عمل به دست مىآورد. یعنی اگر انسان بدون تلاش، منتظر باشد تا از آسمان چیزی بر او نازل شود، انتظار بیموردی است. سنّت خدا این گونه نیست […]
خداوند متعال در قرآن فرمود:
وَ أَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى؛
و نیست براى انسان جز آنچه را با سعى و عمل به دست مىآورد.
یعنی اگر انسان بدون تلاش، منتظر باشد تا از آسمان چیزی بر او نازل شود، انتظار بیموردی است. سنّت خدا این گونه نیست که از طرفی به سبکی عمل کنیم که از مقصد دور شویم و از طرف دیگر بخواهیم در یک شب به مقامات بلند توحیدی برسیم. بشر مهمان تعهد، عزم، اراده، پیگیری و تلاش خودش است. همانطوری که امیرالمومنین علیهالسلام فرمودند:
ولا تَجتَمِعُ عَزیمَهٌ و وَلیمَهٌ، ما أنقَضَ النَّومَ لِعَزائمِ الیَومِ، وأمحى الظُّلمَ لِتَذاکیرِ الهِمَمِ؛
عزم و تصمیم [براى رسیدن به کمالات و مقامات عالى] با سورچرانى [راحت طلبى] سازگار نیست. چه بسیار خوابهاى شبانگاهى که تصمیمات روز را بر هم زده، و چه بسیار تاریکیهایى که یاد همّتهاى بلند را از خاطرهها زدوده است.
افرادی که با بلندپروازی و بدون تلاش و عمل و تثبیت موقعیت معنوی، وارد کارهای اجتماعی میشوند، ابتدا روزگار و توانمندی و جوانی هم به آن ها کمک میکند، اقبالهای پررنگ و ادبارهای کمرنگ هم سراغ آنها میآید؛ اما بعد از مدتی به تدریج زوایههایی از وجودشان به تاریکی گره میخورد و عوارضی ناگوار به صورت تدریجی در زندگی آنها وارد میشود. بعد از چندین سال که بگذرد و انسان متنبه شود، به خودش نگاه میکند و میبیند هیچ کاری نکرده و به گرفتاریهای متعددی هم دچار است. همه اینها به سبب خیالاتی است که انسان دچار آنها است. مثل این خیال که ـ مثلا ـ قرار است در آینده ترقی کنم و به آسمان هفتم بروم؛ درحالی که با این فکر و خیالات هیچ اتفاقی نخواهد افتاد.
عمل و موقعیت فعلی هر کسی، معدل تقریبی او حساب می شود؛ مگر عزمی آهنین به کار زند. این امور معنوی، به کسی پیشفروش نشده است. حتی در بعضی از موارد خدای متعال کنایه ای به بعضی از انبیا وارد میکند؛ به این دلیل که فلان کار را نکرد؛ بقیه که دیگر جای خود دارند. آنچه بشر را به سرمنزل مقصود میرساند، عزم و اراده با پشتوانه عمل صالح و شرح صدر در همه ابعاد و زوایا است. بشر، آن قدر ضعیف است که با یک سوزن، همه بادهایش خالی میشود.
اصلا دیگر قدرت تکانخوردن هم ندارد. اگر انسان را کمی رها کنی، آن قدر باد میکند که در حین راه رفتن، فکر میکند کف پایش بر عرش الهی ساییده میشود؛ در حالی که این خبرها نیست. اگر میبینید چهار نفر، از تهِ این ظرف غذا یک لقمه نصیبشان شده، معلول زحمات، صدمات، خون دل، گریه زیاد، قرآن زیاد، توسل به اهل بیت علیهمالسلام و قضایایی اینگونه بوده است. این که حالا من بخوابم و فردا صبح یک فرد جامعِ کاملِ عالمِ عارف شده باشم، این خبرها نیست. اگر بنا شد چند زاویه علم یا همین اصطلاحات را هم به انسان بدهند، بسیار فشار میدهند. هیچ چیزی پیشفروش نشده است.