۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » گفتار های حجت الاسلام ناصری
  • 02 ژانویه 2017 - 9:25
  • 995 بازدید
توجه امیرالمؤمنین علیه‌السلام  به مرگ و معاد
توجه امیرالمؤمنین علیه‌السلام  به مرگ و معاد

توجه امیرالمؤمنین علیه‌السلام به مرگ و معاد

بسم الله الرحمن الرحیم کد مطلب:۹۵/۸۷/۹۹ امّ کلثوم دختر امیرالمؤمنین علیه‌السلام نقل می‌کند: شب نوزدهم ماه مبارک رمضان برای پدرم دو قرص نان جو، مقداری نمک و مقداری شیر آوردم. حضرت، زمانی که به این طعام نگاه کردند، گریه کردند و فرمودند: «گمان نمی‌‌‌‌‌‌کنم دختری باشد که برای پدرش بدی و گرفتاری بخواهد». عرض کردم: […]

بسم الله الرحمن الرحیم

کد مطلب:۹۵/۸۷/۹۹

امّ کلثوم دختر امیرالمؤمنین علیه‌السلام نقل می‌کند:

شب نوزدهم ماه مبارک رمضان برای پدرم دو قرص نان جو، مقداری نمک و مقداری شیر آوردم. حضرت، زمانی که به این طعام نگاه کردند، گریه کردند و فرمودند: «گمان نمی‌‌‌‌‌‌کنم دختری باشد که برای پدرش بدی و گرفتاری بخواهد». عرض کردم: «من کاری نکردم». حضرت فرمودند: «دو نوع خورشت آوردی. آیا طول وقوف مرا در قیامت، نزد خدا می‌‌‌‌‌‌خواهی؟! دخترم! بدان اگر خوراک و لباس، طبق مشتهیات نفسانی شد، روز قیامت نزد خدا طول وقوف دارد».[۱]

وقتی حضرت خواستند از خانه بیرون بروند، مرغابی‌‌‌‌‌‌ها اطراف حضرت آمدند و بال‌بال می‌‌‌‌‌‌زدند. حضرت فرمودند: «این‌ها به شهادت من خبر می‌‌‌‌‌‌دهند». ام کلثوم عرض کرد: «آقا چرا تطیّر [فال بد] می‌‌‌‌‌‌زنید؟» فرمودند: «نه دخترم. ما اهل بیتی هستیم که نه تطیّر می‌‌‌‌‌‌زنیم و نه کسی می‌‌‌‌‌‌تواند به ما تطیّر بزند». بعد از آن، کمربندشان به درِ خانه اصابت کرد و باز شد. حضرت، کمربندشان را محکم بستند و این شعر را خواندند:

اشدد حیازیمک للموت فانّ الموت لاقیکا                            و لا تجزع من الموت اذا حلّ بنادیکا

و لا تغترّ بالدهر و ان کان یؤاتیکا                                       کما اضحکک الدهر کذاک الدهر یبکیکا

یعنی کمربندت را برای مرگ محکم ببند؛ زیرا مرگ تو را ملاقات می‌کند و در برابر مرگ هنگامی که می‌آید جزع و ناله مکن و به دنیا مغرور نشو، هرچند با تو همراهی کند؛ [زیرا] روزگار همچنان که تو را به خنده می‌آورد، همین‌طور می‌گریاند.[۲]

در همین روایت نقل شده است که آن حضرت به ‌‌‌‌‌‌ام کلثوم فرمودند:

دخترم من شجاعان عرب را به هلاکت رساندم و از هیچ‌کدام، خوفی در دل من راه پیدا نکرد؛ اما امشب در دلم خوف و رعب، وجود دارد. بعد حضرت فرمودند: انا لله و انا الیه راجعون.[۳]

انسان باید به این نکته توجه داشته باشد که او را به کجا می‌‌‌‌‌‌برند؟ وقتی سرنوشت، ما را به سمت مرگ می‌‌‌‌‌‌برد، چرا برای بهترشدن، برای معرفت و برای ارتباط با خدا، سعی نکنیم؟

—————————————————————————————

[۱]. بحار الانوار، ج ۴۲، ص ۲۷۶٫

[۲]. همان، ص ۲۷۸٫

[۳]. همان، ص۲۷۷٫

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*