۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » گفتار های حجت الاسلام ناصری
  • 05 فوریه 2017 - 9:39
  • 476 بازدید
بررسی حروف مقعطه قرآن
بررسی حروف مقعطه قرآن

بررسی حروف مقعطه قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم کد مطلب: ۹۵/۸۷/۱۱۴ اهل بیت علیهم‌السلام یک شاخه‌ای در حروف مقطعه فرموده‌اند که آن شاخه حکومت‌ها و سلطنت‌ها است که همگی در حروف مقطعه قرآن، ثبت است.[۱] خصوصیات آن حکومت و مدت زمان آن کاملا در حروف مقطعه ثبت است. در روایتی نقل شده است: إِنَّ فِی حُرُوفِ الْقُرْآنِ الْمُقَطَّعَهِ لَعِلْماً […]

بسم الله الرحمن الرحیم

کد مطلب: ۹۵/۸۷/۱۱۴

اهل بیت علیهم‌السلام یک شاخه‌ای در حروف مقطعه فرموده‌اند که آن شاخه حکومت‌ها و سلطنت‌ها است که همگی در حروف مقطعه قرآن، ثبت است.[۱] خصوصیات آن حکومت و مدت زمان آن کاملا در حروف مقطعه ثبت است. در روایتی نقل شده است:

إِنَّ فِی حُرُوفِ الْقُرْآنِ الْمُقَطَّعَهِ لَعِلْماً جَمّا؛[۲]

در حروف مقطعه قرآن، علوم فراوانی وجود دارد.

ما کلید نداریم و همگی پشت درب بسته هستیم. این‌گونه علوم، قواعدی برای ورود و خروج دارد. عجیب است که همه‌ آن علوم در قرآن وجود دارد. ما قرآن می‌خوانیم؛ ولی به این علوم، منتقل نمی‌شویم. اگر هم به معنایی منتقل شویم، ظاهر کار است. بعضی هستند که تسلّط بر این‌گونه علوم دارند. این نگاه به قرآن، یک نگاه خاصی است،‌ یک زاویه دید است. به این معنا که معنای آیه همان معنا است؛ ولی یک معنای دیگر هم اضافه می‌شود: «و لبطنه بطن و لبطنه بطن الی سبعین ابطن».[۳] کلمه «سبعین» در این روایت از باب کثرت است؛ زیرا همان‌طوری که خداوند متعال بی‌نهایت است، بطون قرآن هم بی‌نهایت است. این‌که در روایات از بطن قرآن با عدد معین، یاد شده است، از باب تعدّد و کثرت است؛ نه محدودکردن آن. مثل این آیه شریفه: «إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعینَ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ مَرَّهً فَلَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ لَهُم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌» [۴]که کلمه «سبعین» علامت برای کثرت است.

هیچ زبانی به فطرت انسان، نزدیک‌تر از زبان قرآن نیست؛ اما برداشت ما از قرآن، برداشت فطری نیست؛ به خاطر این‌که نفوس زیادی بر ما تأثیر گذاشته است. یکی از برکاتی که در مورد رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله است، «اُمّی» بودن آن حضرت است. یکی از معانی «اُمّی» این است که هیچ نفسی بر نفس طیب و طاهر ایشان، تأثیر نگذاشته است. این یک امتیاز و از بزرگ‌ترین افتخارات است که آن حضرت برای تعلیم، تحت الشعاع هیچ نفسی قرار نگرفته است.

———————————————————————

[۱] . بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۱۰۶٫

[۲] . همان.

[۳] .  تفسیر فرات کوفی، ص ۱۷٫

[۴] . سوره توبه، آیه ۸۰٫

1 دیدگاه

  1. فرزانه کوشان

    سلام با تشکر از زحمات شما لطفا متن گفتارها و مقالات جناب شیخ جعفر ناصری در کتابی منتشر شود در میان جوانان هیچ شناختی نسبت به ایشان و نظراتشان وجود ندارد به نظر می رسد بسیالر ضروریست که که در این زمینه فعالیت زیادی صورت گیرد در عین حال انجام سخنرانی در تهران بسیار با اهمیت تر از اصفهان و قم است بسیاری در تهران تشنه یک منبر عامانه و یک درس اخلاق هستند جوانان بسیاری به همین منظور در پی هر مدعیی براه افتاده اند لازم است جناب شیخ جعفر ناصری به این مهم توجه نمایند و بطور هفتگی حداقل یک جلسه در خصوص سیر معنوی و اخلاق در تهران داشته باشند تا طالبان و تشنگاه این مهم به هر طرف نروند و از دانش و کمالات ایشان استفاده کنند .

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*