بسم الله الرحمن الرحیم کد مطلب:۹۵/۸۷/۱۲۰ خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید: ذلِکَ بِما قَدَّمَتْ أَیْدیکُمْ وَ أَنَّ اللَّهَ لَیْسَ بِظَلاَّمٍ لِلْعَبید؛[۱] این [عقوبت] به سبب کردار پیشین شماست؛ [و گرنه] خداوند به بندگان خود ستم نمى کند. تعبیر به ظلّام با صیغه مبالغه، از باب تعدّد مظلوم است، نه تعدّد ظلم؛ به این معنا […]
بسم الله الرحمن الرحیم
کد مطلب:۹۵/۸۷/۱۲۰
خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید:
ذلِکَ بِما قَدَّمَتْ أَیْدیکُمْ وَ أَنَّ اللَّهَ لَیْسَ بِظَلاَّمٍ لِلْعَبید؛[۱]
این [عقوبت] به سبب کردار پیشین شماست؛ [و گرنه] خداوند به بندگان خود ستم نمى کند.
تعبیر به ظلّام با صیغه مبالغه، از باب تعدّد مظلوم است، نه تعدّد ظلم؛ به این معنا که خدای متعال به تکتک بندگان خود ظالم نیست.
آیات قرآن، نکات ادبی بسیار زیبایی دارد که در کتب علما به صورت پراکنده ذکر شده است. علاوه بر این نکات ادبی، قرآن کریم حاوی معارفی است که اگر انسان بتواند کلید آن معارف را به دست آورد، یک دفعه میبیند که راهی به سمت علومِ بینهایت پیدا کرده است؛ همان طور که امیرالمؤمنین علیهالسلام میفرمایند:
هَجَمَ بِهِمُ الْعِلْمُ عَلَى حَقِیقَهِ الْبَصِیرَهِ وَ بَاشَرُوا رُوحَ الْیَقِین؛[۲]
علم با بصیرت به آنان یورش آورده است و با روح یقین درآمیخته اند.
این عبارت بسیار عجیب است. گاهی مدتها بر انسان میگذرد و بهرهای از این گونه علوم ندارد. اگر انسان در جایگاهی که امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند قرار گیرد، آن علوم بر او هجوم میآورد؛ علومی که غیر از علوم مادی است و جنس آن با سایر علوم، متفاوت است.
امام جواد علیهالسلام بعد از شهادت پدر بزرگوارشان در مسجدالنبی به منبر رفتند و میخواستند بعضی از حقایق را برای مردم بازگو کنند؛ اما دست بر دهان شریف گذاشتند و فرمودند:
یَا مُحَمَّدُ اصْمُتْ کَمَا صَمَتَ آبَاؤُکَ مِنْ قَبْلُ؛[۳]
ای محمد سکوت کن؛ همان طور که پدران تو سکوت کردند.
اگر انسان بخواهد فقط نکات داستان حضرت عیسی علیهالسلام را استخراج کند، مطالب فراوانی دارد. اگر هیچ زاویه دیگری غیر از جریان عیسی بن مریم علیهالسلام نبود، نمیشد به آخر آن رسید.
قرآن آن قدر بزرگ است که فقط یک ماجرای آن، یعنی جریان حضرت عیسی علیهالسلام لطایف بسیاری دارد و جریان حضرت موسی علیهالسلام نیز حاوی نکات و لطایف بسیاری است و همچنین قضایای بقیه انبیا علیهمالسلام.
نمونه دیگر، نکتهای است که خداوند متعال در قرآن کریم اشاره کرده و معلوم نیست که ما هیچ وقت به نهایت آن برسیم، کیفیت ترکیبی است که بین افراد حاصل میشود. اینکه خداوند متعال، هارون را کنار حضرت موسی علیهالسلام قرار داده است، خیلی حساب و کتاب دارد. خود حضرت موسی علیهالسلام اعلان آمادگی کرد که: خدایا این تاجِ نبوت را بر سر هارون بگذار؛ اما جواب آمد که تو باید در همین جایگاه باشی، ما هارون را به کمک تو میفرستیم.[۴] ترکیبهای دیگر نیز در قرآن کریم به همین منوال است.
اگر این ترکیبهای افراد در قرآن برای کسی روشن شود، جایگاههای افراد را خوب تشخیص میدهد. اگر کسی در جایگاه موسویّت قرار گیرد و مشکلی در مقابل او باشد، دلخوش باشد که آن مشکل از بین میرود. جریانهای قرآنی در همه زمانها قابل انطباق است؛ البته تطبیق آنها به نور الهی نیاز دارد.
نمونه دیگر، داستان حضرت یوسف علیهالسلام است که در آن یک سیر کامل وجود دارد که از جهت هندسی، کامل است. این سیر از زمان کودکی حضرت یوسف علیهالسلام شروع میشود و به سلطنت آن حضرت، ختم میگردد.
داستانهای قرآنی مانند یک نخ تسبیح است و در ضمن همین داستانها است که جامعیت رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم مشخص میشود.
نمونهای دیگر این است که خداوند متعال هر جا که لازم بوده، جایگاه رفیع رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم را تذکر داده است؛ مثلا خداوند زمانی که میخواهد بفرماید از همه انبیا میثاق گرفتیم، رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم را بر دیگر انبیاء مقدم میکند و میفرماید:
وَ إِذْ أَخَذْنا مِنَ النَّبِیِّینَ میثاقَهُمْ وَ مِنْکَ وَ مِنْ نُوحٍ وَ إِبْراهیمَ وَ مُوسى وَ عیسَى ابْنِ مَرْیَمَ وَ أَخَذْنا مِنْهُمْ میثاقاً غَلیظا؛[۵]
به یاد آور زمانى را که از پیامبران پیمان گرفتیم؛ و از تو و از نوح و ابراهیم و موسى و عیسى فرزند مریم؛ و از همه اینها پیمان محکم گرفتیم.
اگر انسان به سرّ طریقه انس با قرآن برسد، آن وقت است که گویی در دریایی از علوم میافتد و میفهمد که عالم چقدر بزرگ است.
———————————————————————————————————————–
[۱]. آل عمران، آیه ۱۸۲٫
[۲]. نهج البلاغه، ص ۴۹۷٫
[۳]. بحار الأنوار، ج۵۰، ص۱۰۸٫
[۴]. سوره قصص، آیه۳۴ و ۳۵٫
[۵] . سوره احزاب، آیه ۷٫