بسم الله الرحمن الرحیم کد مطلب:۹۵/۸۵/۸۹ امام باقر علیهالسلام در روایتی میفرمایند: مَنْ کَانَ ظَاهِرُهُ أَرْجَحَ مِنْ بَاطِنِهِ خَفَّ مِیزَانُهُ؛[۱] کسی که ظاهر اعمالش از باطن اعمالش، بهتر باشد، ترازویش سبک است. یعنی چنین کسی قوای عقلیاش پابرجا و کارگر نیست. به طور طبیعی کسی که ظاهرش بهتر از باطنش باشد، مردم را بیشتر از […]
بسم الله الرحمن الرحیم
کد مطلب:۹۵/۸۵/۸۹
امام باقر علیهالسلام در روایتی میفرمایند:
مَنْ کَانَ ظَاهِرُهُ أَرْجَحَ مِنْ بَاطِنِهِ خَفَّ مِیزَانُهُ؛[۱]
کسی که ظاهر اعمالش از باطن اعمالش، بهتر باشد، ترازویش سبک است.
یعنی چنین کسی قوای عقلیاش پابرجا و کارگر نیست. به طور طبیعی کسی که ظاهرش بهتر از باطنش باشد، مردم را بیشتر از خدا ملاحظه میکند و به تدریج مبتلا به سبکمغزی و ریا میشود. اگر هم عمل صالحی انجام دهد، برای دیگران تعریف میکند و دیگری را شریک میکند؛ حتی در نیت خودش. اگر خدا را در خلوت میدید، خلوت و جَلوتش یکی میشد. انسان باید خداوند را حس کند و حقیقی با او برخورد کند، نه مصلحتی. اگر خدا را پذیرفتیم، دین خدا را هم میپذیریم.
در روایتی از رسول اللَّه صلىاللهعلیهوآله آمده است:
إنّ مَثَلَ الّذی یَعودُ فی عَطِیَّتِهِ کمَثَلِ الکَلبِ؛ أکَلَ حتّى إذا شَبِعَ قاءَ، ثُمّ عادَ فی قَیئهِ فأکَلَه؛[۲]
مَثَل کسى که عطاى خود را پس بگیرد، مثل سگى است که آنقدر بخورد تا سیر شود و استفراغ کند و سپس استفراغ خود را بخورد.
گاهی تجربه شده است که شخصی، نیت میکند -مثلا فلان چیز را برای فلان سید ببرد- اگر این فکر در ذهن او ثابت و متمرکز شود، باطناً بدهکار میشود و در صورت عدم پرداخت، عوارضی بر او وارد میشود. همین نیت صدقه، باعث عهدهدار شدن انسان میشود؛ البته نه صرف خطور فکری، بلکه یک نیتی که در نفس، مستقر شود. نگاه کنید، ما غیر از واجباتی که برخی افراد، ملتزم به پرداختش نیستند، چقدر از این بدهکاریها داریم. برخی از مشکلات ما، به همینها مربوط میشود. در روایت هم آمده است که مؤمن، سخنی را میگوید که عمل میکند.[۳]
اگر انسان، به حقیقت دین خدا برسد، میبیند که یک نوع هیبتی بر دین خدا حاکم و مستولی است که اعمال مؤمن را ضبط و منظم میکند؛ لذا نمیگذارد حرف اضافه، کار اضافه، مصلحتاندیشی اضافه و چربزبانی انجام دهد؛ در غیر این صورت، خودش را در مشکل میاندازد.
اگر ایمان، به باطن انسان راه پیدا کرد، میبیند که چقدر زندگی با ایمان، زیبا و طبق مصالح پیش میرود، چقدر مردم، در نظر همدیگر سنگین و محترمند. حقیقت دین خدا از تعارفات اضافی، دور است؛ چون دِین این تعارفات، به عهده انسان میآید.
——————————————————————————————————————–
[۲]. میزان الحکمه، ج۱۰، ص۴۰۰٫
[۳]. و کانَ یَقولُ ما یَفعَلُ و لا یَقولُ ما لا یَفعَلُ (نهج البلاغه، حکمت ۲۸۹).