بسم الله الرحمن الرحیم کد مطلب: ۹۶/۸۶/۱۵۴ در روایتی از امیرالمؤمنین علیهالسلام نقل شده است: مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ عَرَفَ رَبَّهُ؛[۱] کسى که نفس خود را بشناسد، پروردگار خود را شناخته است. معرفت نفس مانند توحید، دارای مراتب است. آخرین مرتبه معرفت نفس، ارتباط نفس با ملکوت است. شناخت بدن و کارایی هر یک از اعضای […]
کد مطلب: ۹۶/۸۶/۱۵۴
مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ عَرَفَ رَبَّهُ؛[۱]
کسى که نفس خود را بشناسد، پروردگار خود را شناخته است.
معرفت نفس مانند توحید، دارای مراتب است. آخرین مرتبه معرفت نفس، ارتباط نفس با ملکوت است. شناخت بدن و کارایی هر یک از اعضای بدن، جزء بسیار کوچکی از معرفت نفس است نه اینکه معرفت نفس منحصر در آن باشد. مهم این است که انسان بداند رتبه او در کدام یک از مراتب معرفت است؟
بعضی از بزرگان آنقدر زحمت میکشیدند که حالتی به آنها دست میداد به نام تجرّد نفس؛ به این معنا که خودشان را جدای از این بدن میدیدند و حس میکردند.
این حالات، ممکن است زمانی برای انسان پیش بیاید و حکایت از یک لطافتی موقّت میکند. بزرگان، فوقالعادگیای که مرتاضان دارند را ردّ می کنند؛ چون آنها فقط به همین زاویه چسبیده اند، در حالی که این زاویه به تنهایی دردی را دوا نمی کند. حتی یک کافر نیز ممکن است به حالی برسد که خبری از جایی بدهد؛ ولی اصلاً گمشده ما اینگونه مسائل نیست. ما اگر از اموری خبر نداشته باشیم، بهتر است؛ زیرا ما میخواهیم از خودمان خبر بگیریم؛ باید ببینیم درون ما چه خبر است؟ چه کاره ایم؟ ما هستیم و راه خدا و اهل بیت علیهمالسلام و قرآن. مهم این است که انسان صفاتش را اصلاح کند، نیتش را خالص نماید و پیوندش را با اهل بیت علیهمالسلام محکم کند. اینکه انسان نداند پشت دیوار چه خبر است برای او بهتر است؛ چون گاهی اسباب دردسر هم می شود.
عالم مجردات، عالم وسیعی است که اگر انسان به مراتب والای خودشناسی ارتقا پیدا کرد و به مدارج لطیف خودشناسی رسید، با آن عوالم آشنا میشود و عمل را مادی نمیبیند؛ بلکه ملکوت اعمال را مشاهده میکند. اگر کسی در توحید و ولایت اهل بیت علیهمالسلام به شهود رسید، علامت این است که آن شخص پایهای از آدمیت را داشته که این مرتبه، نصیب او شده است؛ زیرا آن مراتب را به هر کسی نشان نمیدهند.
این رتبه خودشناسی که همراه با شناخت ملکوت اعمال و عالم مجردات است، جزء اسراری بوده که اهل بیت علیهمالسلام به خواص، نشان می دادند.
در روایتی نقل شده است که دو نفر پشت سر حضرت سلمان علیهالسلام بدگویی کردند و خدمت رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم رسیدند. آن حضرت فرمودند: در دهان شما [به سبب غیبت کردن از سلمان،] گوشت مشاهده میکنم.[۲]
این یک نمونه از صحنه های ملکوتِ اعمال بود که گاهی به ظهور می رسید. همین اتفاق الآن هم در زندگی ما می افتد؛ ولی چشمهای ما بسته است. کسی که از عالم ماده و از خودش بیرون آمده باشد، می بیند نمازی را که خوانده است به چه صورتی است.
روایات در مورد صورت ملکوتی اعمال، زیاد است؛ مثلا در روایتی نقل شده است: فلان عمل «له وجهٌ کوجه الانسان»؛ مانند یک انسان است.[۳]
—————————————————————————————————
[۱]. غرر الحکم و درر الکلم، ص ۵۸۸٫
[۲]. مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج۹، ص۱۲۳٫
[۳]. تفسیر القمی ، ج۲، ص۲۸۲٫