بسمه تعالی کد مطلب: ۲۲۶/ ۸۶/ ۹۶ مشکلات انسان فصلی است؛ گاهی هست، گاهی نیست، گاهی شدید و گاهی ضعیف است. همه اینها درباره مشکلات زندگی، شخصیتی، اجتماعی و مادی انسان است. وقتی با دقت نگاه شود، می بینیم از جهت معنوی هم همینگونه است؛ یعنی همین تغییر فصول در امور معنوی انسان نیز هست. اگر […]
بسمه تعالی
کد مطلب: ۲۲۶/ ۸۶/ ۹۶
مشکلات انسان فصلی است؛ گاهی هست، گاهی نیست، گاهی شدید و گاهی ضعیف است. همه اینها درباره مشکلات زندگی، شخصیتی، اجتماعی و مادی انسان است.
وقتی با دقت نگاه شود، می بینیم از جهت معنوی هم همینگونه است؛ یعنی همین تغییر فصول در امور معنوی انسان نیز هست. اگر عالم باطن انسان را مثل دنیا تصور کنیم، در آن نیز تغییر فصول می شود؛ یک فصلی برای ارتباط با خدا هوای مناسب دارد، فصلی معتدل، فصلی طوفانی، فصلی بارانی و فصلی کویری و خشک است.
ما در مشکلات مادی، آثار نفوس را در ایجاد مشکل یا حلّ مشکل می توانیم ببینیم؛ مثلا ارتباط با فلان آقا در حل مشکلات مادی و اجتماعیِ ما مفید است و ارتباط با فلانی، مشکلات ما را اضافه میکند.
مثل همین قضیه در عالم باطن نیز نسبت به نیروهای مثبت و منفی عالم ملکوت اتفاق می افتد؛ یعنی آنجا هم شکل و شمایل و افرادی هستند. چهره اولیه و ظاهریه شیاطین مانند بقیه افراد نیست تا ما آنها را تشخیص بدهیم. گاهی در عالم باطن، شیطانی برای لطمه زدن به ما می آید؛ یعنی من دچار غفلتی میشوم که شکل و شمائل آن غفلت به گونهای است که اصلاً متوجه نمی شوم غفلت است. آن غفلت در عالم باطن، شیطانی دارد که اصلاً تشخیص نمیدهم چقدر بدقیافه است. آن قدر غفلت به آرامی و نرمی وارد دل من میشود و خودم از آن استقبال میکنم، که متوجه نمیشوم. چرا؟ چون قیافه اش منکر نبود، تشخیص ندادم که باطنش بسیار بد است.
همانطور که در دنیا حمله کردن به دشمن گاهی فردی است و گاهی گروهی، شیاطین نیز همینگونه هستند؛ گاهی به دل یک مؤمن به صورت گروهی حمله می کنند و گاهی فردی حمله می کنند که در این صورت گاهی ضعیف و گاهی قوی هستند. ابزاری که در دنیا برای خرابکاری در اختیار دشمن هست متفاوت است، در عالم باطن نیز همینطور است. ابزار متفاوتی در اختیار شیاطین برای گمراه کردن انسان وجود دارد که انطباق و فهم آن ابزار، نور و ایمان لازم دارد. شیاطین در انتخاب آن ابزار، استاد هستند.
داستانی را نقل می کنند که شخصی شیطان را در خواب دید که طناب و زنجیرهای نازک و قطور در دست دارد. از او پرسید: اینها چیست؟ شیطان گفت: اینها را به گردن مردم می اندازم و آنها را به گناه می کشانم. آن شخص پرسید: این زنجیر قطور چیست که پاره شده است؟ شیطان گفت: این برای شیخ انصاری بوده است؛ دیشب آن را به گردن او انداختم؛ ولی آن را پاره کرد. آن شخص به شیطان گفت: برای ما چه زنجیری داری؟ شیطان گفت: شما که زنجیر نمی خواهی، شما دنبال من میآیید.[۱]
پناه به خدا! شیطان موجود عجیبی است. گاهی دام خود را برای یک نفر پهن می کند و سالیانی برای گمراهی انسان مینشیند. نیروهای زیادی هم دارد. زمانی که مؤمن با خدا ارتباط برقرار می کند، گریه می کند، متوسّل میشود و ذکر میگوید، بندبند وجود شیطان میلرزد، شروع می کند به لرزیدن تا اینکه کوچک می شود. او دوست ندارد این حال را در مؤمن ببیند، و کاری می کند که آن را خراب کند؛ ولی زمانی که مؤمن دچار غفلت میشود، شیطان دوباره رشد می کند و بزرگ می شود.
توسلات خیلی دیر برای انسان ثبات پیدا می کند. توسلات، مقطعی است و زود از بین میرود؛ زیرا شیطان به توسل، بسیار حساس است و با آن برخورد میکند.
ارتباط با خدا به معنای مناجات و گریه، همچنین توسل به چهارده معصوم علیهمالسلام، خواندن زیارات، گوش دادن روضه و گریه بر مصائبشان، حتی خواندن زندگینامه ایشان و لذت بردن، چیزهایی است که توسل و ارتباط را تقویت و تشدید می کند که البته این امور نسبت به افراد متفاوت است و شیطان هم برای مقابله با هر کدام، راه و روشی ویژه دارد.
توسل فردی و توسل اجتماعی هر کدام آثاری دارد. اگر مردم توسل داشته باشند، مشکلات ایجاد نمی شود و خیر و برکت برای آنها می آید؛ مثلا خشکسالی، خطر حمله دشمن و غیره، هر کدام می تواند فاجعه ایجاد کند و احتمالش نیز هست؛ ولی اگر مردم متوسل به اهل بیت علیهمالسلام باشند، رفع این مشکلات از ناحیه آن بزرگواران آسان است و به عموم مردم عنایت می شود.
—————————————————————————————————————-
[۱]. ر.ک: مجموعه آثار شهید مطهری، ج۴، ص ۲۷۶٫