۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » گفتار های حجت الاسلام ناصری
  • 26 فوریه 2016 - 19:34
  • 686 بازدید
لزوم پایبندی به تعهدات (۱۸)
لزوم پایبندی به تعهدات (۱۸)

لزوم پایبندی به تعهدات (۱۸)

کد مطلب  :  ۱۸/ ۸۵/ ۹۴ یکی از موانع تهذیب، عمل نکردن به عهد و پیمان ‌هایی است که با خداوند می‌ بندیم. حضرت ایوب ـ علیه السلام ـ در حادثه ‌ای از همسرش رحیمه خیلی ناراحت شد و عهد کرد برای تأدیبش چند ضربه به او بزند؛ اما بعد پشیمان شد. خداوند متعال خطاب […]

کد مطلب  :  ۱۸/ ۸۵/ ۹۴

یکی از موانع تهذیب، عمل نکردن به عهد و پیمان ‌هایی است که با خداوند می‌ بندیم. حضرت ایوب ـ علیه السلام ـ در حادثه ‌ای از همسرش رحیمه خیلی ناراحت شد و عهد کرد برای تأدیبش چند ضربه به او بزند؛ اما بعد پشیمان شد. خداوند متعال خطاب به حضرت ایوب ـ علیه السلام ـ ‌فرمود:

وَ خُذْ بِیَدِکَ ضِغْثاً فَاضْرِبْ بِهِ وَ لا تَحْنَث؛[۱]
به دستت مشتى چوب تازه و نرم برگیر و با آن [یک بار ضربه] بزن و نقض عهد مکن.[۲]

با این کار، همسر ایشان لطمه نمی‌ بیند و همچنین حضرت ایوب ـ علیه السلام ـ به عهد خود عمل کرده است. انسان باید به تعهداتش با خداوند پایبند باشد. اگر پایبند نبودن به تعهدات در انسان راه پیدا کرد، یک حالت اهمال‌ گرایی در وجود او نسبت به تعهداتش با خدا، پدید می ‏آید. این راه‌ کار که خداوند به حضرت ایوب ـ علیه السلام ـ نشان داد، به خاطر این بود که اهمال در تعهد، به انسان صدمه نزند.
آبروی ما نزد خداوند رفته است؛ چون با او عهدهایی بسته ‌ا‌یم و بعد، اهمّیت نداده ‌ایم؛ از این رو خداوند، ما را در عهد و نذر به بهای کمی هم قبول ندارد.
شخصیت انسان، به گونه ‌ای است که وقتی در فشار قرار می‏ گیرد، عهدی با خدا می ‌بندد؛ خداوند هم همان حال را برایش حساب می‌ کند. اگر بعد از آن، یک حالت اهمال‌ گرایی برای ما حاصل شد، شخصیت ‏ما در عالم ملکوت، شخصیت سست و پوشالی می ‏شود و خداوند روی آن حساب نمی ‏کند. در عالم ملکوت، ما را ملاحظه و بررسی می ‏کنند و نمره‌ای برای تعهدات ما و شخصیت ما قرار می‏ دهند. خداوند در مورد حضرت آدم ـ علیه السلام ـ که پیغمبر خدا و ابوالبشر است، می ‏فرماید:

وَ لَقَدْ عَهِدْنا إِلى‏ آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِیَ وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْما؛[۳]
پیش از این، از آدم پیمان گرفته بودیم؛ امّا او فراموش کرد و عزم استوارى براى او نیافتیم‏.

خداوند، در این آیه به فراموشی حضرت آدم ـ علیه السلام ـ تصریح می‏ کند.[۴] اگر این زاویه در وجود ما راه پیدا کرد، خیلی به ما لطمه می‏ زند.
از این رو در بعضی ادعیه، آمده است:

اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِ‏ نَذْرٍ نَذَرْتُهُ‏ وَ کُلِّ وَعْدٍ وَعَدْتُهُ وَ کُلِّ عَهْدٍ عَاهَدْتُهُ ثُمَّ لَمْ أَفِ بِهِ؛[۵]
خدایا! از تو آمرزش می‌ خواهم به خاطر همه عهدها و نذرهایی که بستم؛ ولی وفا نکردم.

انسانِ باعزمی که در موقع بلا و سختی، عهدی با خداوند بسته باشد و پایبند به آن عهد نیز باشد، کم هست.
کسی که مشکلی برایش پیش می ‏آید و مثلا با نذر یک گوسفند، مشکلش حل می ‏شود، شخصیتش به گونه ‌ای است که به تعهداتش عمل کرده است؛ اما گاهی ما در یک موقعیتی قرار می‏ گیریم که اگر صد گوسفند هم نذر کنیم، سودی نمی‏ کند؛ چون به تعهدات گذشته خود عمل نکرده‌ ایم و در نتیجه، شخصیت ما در عالم ملکوت، سست شده است و به حساب نمی ‌آید.
جبران این عهد‌شکنی ‌ها که بیماری نفس به شمار می ‌آید، یکی اصلاح و یکی تحت فشار قرار دادن نفس است. دلیل ابتلای ما به این بیماری این است که ما حضور خدا را جدّی نگرفته ‏ایم؛ با دین خدا، بازی می ‏کنیم و به قواعد دینی التزامی نداریم. اگر به چیزهایی پایبند هستیم، در مقابل، به یک چیزهایی هم پایبند نیستیم. خلوت‏ و جلوت ‌ما متفاوت است. باطن و ظاهر ما فرق می ‏کند. یکی از راه ‏کارهای درمان این بیماری این است که تعهدی با خود نگذاریم، مگر این که به هر قیمتی هست آن تعهد را اجرا کنیم؛ یعنی نفس‌ را تحت فشار قرار دهیم تا خدا و دین خدا را جدی ‏تر بگیریم.

———————————————-
۱) سوره ص، آیه ۴۴
۲) تفسیر القمی، ج‏۲، ص ۲۴۱
۳) سوره طه، آیه ۱۱۵
۴) کلمه «نسیان» معروف است؛ ولی گاهی از آن کنایه می ‌آورند از ترک وظیفه چون ترک، لازمه فراموشی است؛ زیرا وقتی چیزی فراموش شد ترک هم می‌ شود. (المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۴، ص۲۱۹)
۵) البلد الامین، ص ۱۱۷٫

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*