۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » گفتار های حجت الاسلام ناصری
  • 03 مارس 2016 - 10:38
  • 633 بازدید
علت ناگفته برخی مشکلات (۲۴)
علت ناگفته برخی مشکلات (۲۴)

علت ناگفته برخی مشکلات (۲۴)

کد مطلب   : ۲۴/ ۸۵/ ۹۴ برخی افراد، از این حیث که در معرض دید و نظر باشند، آسیب‌پذیر هستند؛ همان‌طور که این تعریف (آسیب‌پذیربودن) را در همه اصناف خلقت می‌‌‌‌‌توانید پیدا کنید. حتی در نباتات، یک گیاه یا درخت که میوه خوبی می‌دهد، در فصل به گل نشستن، احتمال آفت گرفتن را دارد که […]

کد مطلب   : ۲۴/ ۸۵/ ۹۴

برخی افراد، از این حیث که در معرض دید و نظر باشند، آسیب‌پذیر هستند؛ همان‌طور که این تعریف (آسیب‌پذیربودن) را در همه اصناف خلقت می‌‌‌‌‌توانید پیدا کنید. حتی در نباتات، یک گیاه یا درخت که میوه خوبی می‌دهد، در فصل به گل نشستن، احتمال آفت گرفتن را دارد که باید به آن سم زد. در حیوانات هم همین‌طور است. انسان‌‌‌‌‌ها هم در محدوده خودشان، آثار مفید زیادی می‌توانند داشته باشند و از آن طرف، خطراتی هم دامن‌گیر آن‌‌‌‌‌ها می‌شود. اگر فقط جسم انسان را نگاه کنید، می‌بینید یک عوارض و ابتلائاتی دارد و ممکن است بیماری‌هایی بگیرد؛ البته درمان‌هایی هم دارد. مسائل روحی هم زوایای زیادی دارد. یکی از آفت‌های زندگی‌‌‌‌‌ انسان که در قرآن هم آمده، نظرهای تنگ است[۱] که منشأ آن هم، دست خود انسان است؛ یعنی خود انسان غالباً کاری می‌کند که مستحق این ابتلا می‌شود.

حضرت یعقوب به حضرت یوسف علیهما‌السلام گفتند:

یا بُنَیَّ لا تَقْصُصْ رُؤْیاکَ عَلى‌‌‌‌‌ إِخْوَتِکَ؛[۲]

فرزندم! خواب خود را براى برادرانت نقل نکن.

وقتی در جمع برادرانت بودی، شروع به قصه نکن. خداوند به جای «لاتقصص» می‌‌‌‌‌توانست کلمه‌‌‌‌‌ای دیگر بیاورد و مثلاً بفرماید: «لاتتذکر برؤیاک»؛(رویایت را یاد آوری نکن) ولی به کلمه «تقصص» عنایت دارد؛ یعنی وقتی عنایتی به تو شده است یا در معرض آن قرار گرفته‌ای، آن را برای دیگران نقل نکن و آن‌را دست‌مایه قصه‌سرایی خود قرار نده. اتفاقی که هنوز نیفتاده است، برای دیگران قصه نگو.

فَیَکیدُوا لَکَ کَیْداً؛[۳]

که در کار تو نیرنگ خواهند کرد.

اگر خواب خود را برای آن‌ها نقل کنی نظرشان می‌‌‌‌‌گیرد، تحریک حسد می‌‌‌‌‌شود و کار دستت می‌‌‌‌‌دهد. خیلی از ابعاد زندگی ما همین است.

رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمودند:‌‌‌‌‌

اسْتَعِینُوا عَلَى أُمُورِکُمْ بِالْکِتْمَانِ فَإِنَّ کُلَّ ذِی نِعْمَهٍ مَحْسُود؛[۴]

بر کارهایتان، از پنهان‌کردن کمک بگیرید؛ چرا که همانا هر صاحب نعمتی مورد حسادت واقع می شود.

حسد، مراتب دارد. ممکن است شخصی خوب است، اهل عبادت است؛ اما ظرفیت ندارد. گاهی که سینه‌‌‌‌‌اش تنگی می‌‌‌‌‌کند، یک چیزی می‌‌‌‌‌گوید یا یک خراب‌کاری می‌‌‌‌‌کند؛ آن وقت خودش را ملامت می‌‌‌‌‌کند و کم‌حوصلگی خودش را توجیه می‌‌‌‌‌کند. شخصی که نعمتی دارد و آن را بازگو می‌کند، گاهی دیگری با دیدن و شنیدن آن نعمت، اذیّت می‌‌‌‌‌شود.

در محدوده ارتباطات نزدیک، شروعِ صحبت، باعث قصه‌گویی می‌‌‌‌‌شود و به دنبال آن، طرف مقابل اذیّت می‌‌‌‌‌شود. بعضی از آفت‌هایی که به زندگی مردم وارد می‌شود، از این ناحیه است؛ در حالی که این آفت‌ها شناخته‌شده نیست.

ائمه علیهم‌السلام در ادعیه، این‌‌‌‌‌ها را شناسایی کرده‌ و راه درمان برایش ذکر کرده‌اند. ائمه علیهم‌السلام مردم را در حصنِ حصین و چارچوبی محفوظ قرار داده‌‌‌‌‌اند.

متأسفانه هر قدر پیش می‌‌‌‌‌رویم، حال دعا در مردم کمتر می‌‌‌‌‌شود؛ از این رو برایشان مشکلات پیش می‌‌‌‌‌آید و مادّی‌نگرتر می‌‌‌‌‌شوند. مردم دوست دارند مشکلاتشان را به امور ظاهری منسوب کنند؛ در حالی که آن زمان‌هایی که افراد روشن‌ضمیر، بیشتر در بین مردم بودند، خیلی سریع، منشأ مشکلات را پیدا می‌‌‌‌‌کردند. غالبش هم به امور غیرعادی منسوب می‌‌‌‌‌شد.

در بعضی مسائل، مانند شوهردادن‌‌‌‌‌ دختر، ازدواج، مسأله اولاد و … ممکن است از ناحیه‌‌‌‌‌های مختلفی، مشکل به وجود بیاید. مشکلات، شدت و ضعف دارد؛ ولی پایه اولیه مشکلات، تنگناهایی است که خودمان برای خودمان درست می‌‌‌‌‌کنیم.

از دست دادن توفیقات، به سبب همین شعاردادن‌هاست؛ مثلا شخصی که هر شب دعایی را می‌‌‌‌‌خوانده و توفیقی نصیبش می‌‌‌‌‌شده است، می‌‌‌‌‌گفتند جایی این را نقل نکن. حالا راحت بیان می‌‌‌‌‌کند و شعار می‌‌‌‌‌دهد؛ فردا شب، آن توفیق برای او نمی‌ماند و بیدار نمی‌شود، شب بعد هم بیدار نمی‌‌‌‌‌شود و در نهایت، آن توفیق از دست می‌‌‌‌‌رود. چه چیزی را به خاطر چه چیزی از دست داد!

———————————————————-

[۱] . همان گونه که در شأن نزول آیه «و ان یکاد» نقل شده است: عَنْ حَسَّانَ الْجَمَّالِ، قَالَ: حَمَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ مِنَ الْمَدِینَهِ إِلى‌‌‌‌‌ مَکَّهَ، فَلَمَّا انْتَهَیْنَا إِلى‌‌‌‌‌ مَسْجِدِ الْغَدِیرِ، نَظَرَ إِلى‌‌‌‌‌ مَیْسَرَهِ الْمَسْجِدِ، فَقَالَ: «ذلِکَ‌‌‌‌‌ مَوْضِعُ قَدَمِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ حَیْثُ قَالَ: مَنْ کُنْتُ‌‌‌‌‌ مَوْلَاهُ، فَعَلِیٌّ مَوْلَاهُ‌‌‌‌‌» ثُمَّ نَظَرَ إِلَى الْجَانِبِ الْآخَرِ، فَقَالَ: «ذلِکَ‌‌‌‌‌ مَوْضِعُ فُسْطَاطِ أَبِی فُلَانٍ وَ فُلَانٍ‌‌‌‌‌، وَ سَالِمٍ مَوْلى‌‌‌‌‌ أَبِی حُذَیْفَهَ وَ أَبِی عُبَیْدَهَ بْنِ‌‌‌‌‌ الْجَرَّاحِ، فَلَمَّا أَنْ رَأَوْهُ رَافِعاً یَدَیْهِ‌‌‌‌‌، قَالَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ: انْظُرُوا إِلى‌‌‌‌‌ عَیْنَیْهِ تَدُورُ کَأَنَّهُمَا عَیْنَا مَجْنُونٍ، فَنَزَلَ جَبْرَئِیلُ عَلَیْهِ السَّلَامُ بِهذِهِ الْآیَهِ: «وَ إِنْ یَکادُ الَّذِینَ‌‌‌‌‌ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَ یَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ‌‌‌‌‌ وَ ما هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِلْعالَمِینَ» (اصول کافی، ج‌‌‌‌‌۹، ص۲۸۹).

.[۲] سوره یوسف، آیه ۵٫

[۳] . سوره یوسف، آیه ۵٫

[۴]. تحف العقول، ص ۴۸٫

1 دیدگاه

  1. عاالی بود متشکرم از سایت خوبتون

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*