۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » گفتار های حجت الاسلام ناصری
  • 28 فوریه 2016 - 10:52
  • 4569 بازدید
علم نقطه و علم حروف (۲۰)
علم نقطه و علم حروف (۲۰)

علم نقطه و علم حروف (۲۰)

کد مطلب  :  ۲۰/ ۸۵/ ۹۵ مقدمه شاید از سالیانی پیش، فاصله افراد با بعضی از علوم زیاد شد و در نتیجه بعضی از علوم، جنبی شد؛ در حالی که قرار نبود جنبی شود. بعضی علوم، برزخ بین علوم رسمی و علوم حقیقیِ معرفتی هستند. شناخت مَلَک را اگر ما ندانیم و آگاهی پیدا نکنیم، […]

کد مطلب  :  ۲۰/ ۸۵/ ۹۵

مقدمه

شاید از سالیانی پیش، فاصله افراد با بعضی از علوم زیاد شد و در نتیجه بعضی از علوم، جنبی شد؛ در حالی که قرار نبود جنبی شود. بعضی علوم، برزخ بین علوم رسمی و علوم حقیقیِ معرفتی هستند. شناخت مَلَک را اگر ما ندانیم و آگاهی پیدا نکنیم، خیلی مطالب را نمی‌دانیم. یکی از علوم حقیقی، تجسّم عمل صالح است که خودش یک علم کامل و وسیع است؛ اینکه چه عملی تبدیل به چه چیزی می‌شود؟ ماواری این دنیا چه خبر است؟ ما که می‌خواهیم مردم را به قرآن و اهل بیت علیهم‌ السلام سوق دهیم، حقایق امور چیست؟ شهود یعنی چه؟ چه اتفاقی می‌افتد که غیبت‌کننده در حین غیبت، مشغول خوردن گوشت مرده برادر مؤمنش است؟ رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم مکرّر این‌ مطالب را تذکّر می‌دادند. نقل شده است که دو نفر از اصحاب رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله از سلمان بدگویی کردند. بعد از آن، خدمت رسول خدا آمدند. حضرت به آن‌ها تندی کردند و فرمودند: «هنوز گوشت برادر مؤمنتان به دندان‌های شما آویزان است».[۱]

رسول خدا و اهل بیت علیهم‌ السلام در موقعیت‌های مختلف، مردم را به اینگونه مطالب، سوق می‌دادند تا مردم به آن حقیقت برسند. ما نهایتاً یک روایتی را که برای خودمان یک مقدار از جهت اجتماعی یا بعضی قضایای دیگر، شیرین درآمده است یا نهایتاً مطالعه کرده‌ایم بیان می‌کنیم؛ در حالی که این امور، مطالعه‌ای‌ نیست.

علم نقطه

یکی از علوم از دست‌رفته، علم نقطه است. یک شب تا صبح، امیر المؤمنین علیه‌السلام برای ابن عباس درباره نقطه صحبت می‌کردند. الآن اگر این بحث مطرح شود، می‌گویند نقطه چیست؟! در حالی که واقعاً جا دارد که در این علم، تأمّل و صحبت شود.

نقطه از حیث کتابت، جایگاهی دارد که به مجرّد اشاره قلم بر کاغذ -حتّی برای نوشتن الف- ابتدا نقطه ایجاد خواهد شد. الف، امتداد نقطه و نقاط است؛ ولی این در مقام کتابت است.

در مقام لفظ هم روحِ نقطه سریان دارد؛ یعنی نقطه را به مکتوبش می‌شناسیم، وجود خارجی‌اش را در مکتوبش می‌دانیم؛ در حالی که همه هستی هم از نقطه شروع شده است و نقطه شروع همه هستی به نام خداوند متعال آغاز شده است؛ این نقطه، همان نقطه تحت باء است.

نقطه یک روحی دارد که در حروف، قید می‌شود. خود نقطه را شما نمی‌توانید بیابید.

بالأخره یک شب تا صبح امیرالمؤمنین علیه‌السلام درباره نقطه «بسم الله» صحبت می‌کردند.

وقتی‌ امام باقر ـ علیه السلام ـ می‌فرمایند: اسم اعظم الهی ۷۳ حرف است،[۲] بعضی فکر می‌کنند این حروف حتماً یک حروفی است که مخارج دیگری در دهان دارد؛ در حالی که شاید معنایش چیز دیگری باشد. هیچ یک از این کتاب‌ها را ما نخوانده‌ایم؛ از جمله کتاب خلقت را که نقطه شروع آن جایی است که ایجاد ممکنات است و آن نقطه، همان نقطه باء «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم» است که در تمام حروف، سریان دارد؛ چه در کتابت و چه در غیر کتابت. آن نقطه، وجود مقدس امیرالمؤمنین علیه‌السلام است.

امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: انا النقطه التی تحت الباء[۳] و همچنین فرمودند: انا النقطه و الخط.[۴]

خط به این معناست که رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمودند:

یا علی! کنتَ مع الانبیاء سراً و معی جهراًّ  [۵]

یا علی تو در سرّ و پنهان با پیامبران گذشته بودى و با من در ظاهر و آشکار هستی.

امیرالمؤمنین علیه‌السلام هم نقطه هستند و هم خط. امتداد نقطه، خط را ایجاد می‌کند. خط یعنی امتداد نقطه؛ نقاطِ متصل به هم. به این دلیل که عالم، تجلّی‌ اسماء خدا است، شروع آن باید به اسم خدا باشد. جای دیگری علامت مشخصه‌ای نیست که کسی‌ بخواهد برای تقرّب، آن را دستاویز قرار دهد. خود اهل بیت علیهم‌السلام می‌فرمودند: نحن اسماء الله.[۶]

علم حروف

یکی دیگر از علوم از دست‌رفته، علم حروف است. در این علم، هر یک از حروف، یک دریاست. این‌ها را ما باید در قرآن بیابیم. کلمه به کلمه قرآن را که می‌خوانیم واقعاً باید درک کرد که زمان ما در کجای قرآن قرار دارد؟ روایتی در حروف مقطعه وارد شده که از آن حروف برای تحدید و اندازه‌گیری دولت بنی امیه و بنی عباس استفاده شده است.[۷] وقتی مشخصات یک حکومتی فقط در حروف مقطعه قرآن باشد، اگر بنی امیه باشد، بنی عباس هم هست. ایران و کشورهای دیگر هم هست؛ ولی ما به این ارتباط‌ها علم نداریم و نمی‌دانیم که زمان ما در کجای‌ قرآن است؟

چه بسا هر فصلی، ظهور و تجلّی یکی از آیات قرآن است. اگر جنگ می‌شود و هشت سال طول می‌کشد، شما می‌توانید هشت آیه پیدا کنید که قدم به قدم، قضیه را حکایت کرده است؛ ولی به این دلیل که این قضایا به دست نامحرم نرسد، این قضایا الآن یک جای قرآن است، بعد بر طبق قاعده به جای دیگر قرآن منتقل می‌شود؛ زیرا چه‌بسا یهودی‌ها هم در این علوم کار بکنند و اگر به این علوم پی‌ببرند، حربه‌ای بر ضد مسلمان‌ها می‌شود. همه دولت‌ها، همه صحنه‌ها و همه اتفاق‌ها در قرآن آمده است و حروف در این قضیه، جایگاه خاص خود را دارند. خدای متعال از این‌ها استفاده کرده و طبق قاعده، چینش کرده است که اگر کسی بتواند درک کند، بسیار بهره می‌برد.

———————————————————-

[۱] . در کتاب مجمع البیان در شأن نزول آیه ۱۲ سوره حجرات نقل کرده است: نزل فی رجلین من أصحاب رسول الله اغتابا رفیقهما و هو سلمان بعثاه إلى رسول الله لیأتی لهما بطعام فبعثه إلى أسامه بن زید و کان خازن رسول الله على رحله فقال ما عندی شی‌ء فعاد إلیهما فقالا بخل أسامه و قالا لسلمان لو بعثناه إلى بئر سمیحه لغار ماؤها ثم انطلقا یتجسسان عند أسامه ما أمر لهما به رسول الله فقال لهما رسول الله ما لی أرى خضره اللحم فی أفواهکما قالا یا رسول الله ما تناولنا یومنا هذا لحما قال ظللتم تأکلون لحم سلمان و أسامه فنزلت الآیه (مجمع البیان، ج ۹، ص ۲۰۳).

[۲] . عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ـ علیه السلام ـ قَالَ: إِنَّ اسْمَ اللَّهِ الْأَعْظَمَ عَلَى ثَلَاثَهٍ وَ سَبْعِینَ حَرْفاً … (اصول کافی، ج۱، ص ۲۳۰).

[۳] . مشارق انوار الیقین، ص ۳۱٫

[۴] . بحار الانوار، ج ۴۰، ص ۱۶۵٫

[۵] . زبده التفاسیر، ج۷، ص ۲۶۹٫

[۶] . عن أبی عبد اللّه علیه السلام فی قول اللّه عز و جل: وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‌ فَادْعُوهُ بِها قال: نحن‌ و اللّه‌ الاسماء الحسنى‌ التی‌ لا یقبل‌ اللّه‌ من‌ العباد عملا الا بمعرفتنا.( التعلیقه على أصول الکافی، میرداماد، باب النوادر، ص۳۵۳).

[۷] . بحار الانوار، ج ۵۹، ص ۱۰۶

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*