۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

  • 05 سپتامبر 2016 - 11:34
  • 472 بازدید
عظمت حضرت ابوالفضل علیه السلام (۵۸)
عظمت حضرت ابوالفضل علیه السلام (۵۸)

عظمت حضرت ابوالفضل علیه السلام (۵۸)

کد مطلب :  ۹۵/۸۵/۵۸ والد گرامی (آیه الله ناصری حفظه‌الله‌تعالی) مى‌فرمودند: در ایامی که در نجف بودیم، روزی پیاده از نجف به سمت کربلا می‌رفتیم. در مکانی برای خوردن غذا توقف کردیم. بعد از غذا به سمت کربلا حرکت کردیم که ناگهان دیدیم یک نفر عرب با یک چوب به دنبال ما مى‌دود و می‌گوید: […]

کد مطلب :  ۹۵/۸۵/۵۸

والد گرامی (آیه الله ناصری حفظه‌الله‌تعالی) مى‌فرمودند:

در ایامی که در نجف بودیم، روزی پیاده از نجف به سمت کربلا می‌رفتیم. در مکانی برای خوردن غذا توقف کردیم. بعد از غذا به سمت کربلا حرکت کردیم که ناگهان دیدیم یک نفر عرب با یک چوب به دنبال ما مى‌دود و می‌گوید: «بایستید». آن عرب گفت: «آن نخ، نزد کدام یک از شما است؟» والد می‌فرمودند: من اصلاً اطلاع نداشتم؛ ولی یکى از رفقا به آن عرب گفت: «نزد من است». مرد عرب گفت: «نخ را به من بده». چوب را هم بالا برده بود تا ما را در این بیابان بترساند. آن شخص، یک نخ از جیب خود بیرون آورد و به آن عرب داد.

والد فرمودند: «از دوست خود پرسیدم که این چه چیزی بود؟» او در جواب گفت: «این مرد با زن خود اختلاف داشت، زن او نزد من آمد و گفت: یک نخ به تو مى‌‌دهم. آن را به ضریح حضرت ابوالفضل علیه‌السلام ببندید، تا این مرد مرا اذیت نکند».

این زن به شوهر خود جریان نخ را گفته بود و شوهر آن زن، مطمئن بود که اگر این نخ به حرم حضرت عباس علیه‌السلام برسد، بیچاره مى‌‌شود. به خاطر همین، خود را با صدمه، رسانده بود که نخ را پس بگیرد. واقعیت همین است.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*