شعر : خاتم بینگین ***** می آیم از رهی که خطرها در او گم است از هفت منزلی که سفرها در او گم است —– از لا به لای آتش و خون جمع کردهام اوراق مقتلی که خبرها در او گم است —– دردی کشیدهام که دلم داغدار اوست داغی چشیدهام که جگرها در او […]
این مطلب بدون برچسب می باشد.