۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

  • 28 آوریل 2015 - 22:49
  • 445 بازدید
محو دلدار : علت بقای اسلام (خُلُق  ۳۸ )
محو دلدار : علت بقای اسلام (خُلُق  ۳۸ )

محو دلدار : علت بقای اسلام (خُلُق ۳۸ )

محو دلدار : علت بقای اسلام (خُلُق  ۳۸ ) سخنرانی آیت الله ناصری حفظه‌الله اشاره  با توجه به تقارن این ایام، با ماه‌های شریف محرم و صفر، مناسب دیدیم دل‌های خوانندگان و فضای مجله را با بیان گرم و شیوای آیت الله ناصری-حفظه‌الله– به نام مبارک امام حسین علیه السلام مزین کنیم؛ از این رو […]

محو دلدار : علت بقای اسلام (خُلُق  ۳۸ )

سخنرانی آیت الله ناصری حفظه‌الله

اشاره

 با توجه به تقارن این ایام، با ماه‌های شریف محرم و صفر، مناسب دیدیم دل‌های خوانندگان و فضای مجله را با بیان گرم و شیوای آیت الله ناصری-حفظه‌اللهبه نام مبارک امام حسین علیه السلام مزین کنیم؛ از این رو متن حاضر را که برگرفته از سخنان ایشان است به خدمت شما خوانندگان محترم تقدیم می‌نماییم.

 این ایام، روزهای پایانی سال قمری و ایام ابتدایی سال جدید قمری است. هر کاری را که در سال گذشته کرده باشیم خداوند خودش می‌داند؛ چون تمام اعمال و رفتار و گفتار ما پرونده شده است و طبق آیات قرآنی و روایات متواتر، هم فیلم برداری شده و هم شاهد برای آن‌ها گرفته شده است. خداوند، دستگاهی عجیب دارد. دستگاه حضرت حق، خیلی با عظمت و حساب شده است. شاهد کیست؟ زمین، ملائکه، اعضا و جوارح ما شاهد هستند. پیغمبرصلی الله علیه و آله و سلم، امیرالمؤمنین علیه السلام چهارده نور مقدس: همه شاهد هستند.

شهدا  هم شاهد هستند.

برادرها! همه ما وضعمان خراب است. هیچ کدام از ما معصوم نیستیم و اشتباه داریم؛ لکن اشتباهات ما فرق می‌کند.

کدام یک از ما معصوم است؟ همه ما آلوده هستیم و همه، به لطف و عنایت حق احتیاج داریم. خوب، حالا راهی برای بایگانی کردن پرونده یکساله هست؟ بله؛ خودش فرموده است: دو رکعت نماز می‌خوانید و بعد هم می‌گویید: «خدایا! من نفهمیدم، اشتباه کردم؛ ببخش». خدا هم بایگانی می‌کند. خدایا! حساب سال گذشته ما را صاف کن. بیا ما را به حسین علیه السلام ببخش. به‌خصوص، بسیار مناسب است که دعای روز آخر سال و نماز مخصوص آن خوانده شود که در آن، بعد از حمد، یازده بار «اناانزلناه» و یازده بار «قل‌هوالله» و یازده بار آیت‌الکرسی است خوانده می‌شود و در مفاتیح الجنان ذکر شده است.

فضیلت ماه محرم

ماه محرم، ماه عجیبی است. ماه جلوه‌گری حسین علیه السلام است. ماه جلوه‌گری ولایت است؛ مخصوصاً دهه اول محرم، که چه خبر است در آن؟!

یکی از اساتید اخلاق ما – خدا رحمتش کند – به بنده و شاگردانش سفارش می‌کرد که:

مواظب باشید در این دهه محرم، خودتان را زینت نکنید. به خانم‌هایتان بگوید خودشان را در این دهه زینت نکنند. غذا که می‌خورید، برای لذت نخورید. می‌دانید امام حسین علیه السلام و اهل‌بیتش در چه حالی بودند؟! سزاوار نیست شیعیان و دوستان اهل‌بیت: با لباسی غیر از لباس معمولی‌شان در این دهه خودشان را زینت بکنند، یا اینکه به تفریح و مسافرت و خوش‌گذرانی بروند و یا غذاهای لذیذ بخورند و مهمانی‌های شاد بگیرند. غذا بخورند؛ لکن با تشریفات نباشد.

 این سفارش را آن استاد اخلاق به ما می‌کرد. حالا ما عمل کردیم یا نکردیم، حرف دیگری است. حالات بزرگان هم همین‌طور بوده است.

از حضرت رضا علیه السلام نقل شده که فرمودند:

حقاً که مصیبت امام حسین علیه السلام پلک چشم ما را زخم، و اشک‌هاى ما را جارى، و عزیز ما را در ارض کرب و بلا، ذلیل، و اندوه را تا روز قیامت دچار ما کرد. پس گریه‌کنندگان باید بر شخصى مثل حسین گریه کنند؛ زیرا گریه براى آن حضرت باعث آمرزش گناهان بزرگ خواهد شد.

سپس حضرت رضا علیه السلام فرمودند:

هر گاه ماه محرم فرا می‌رسید، پدرم خندان نبود. تا ده روز از محرم، غم و اندوه بر پدرم غالب بود. هنگامى که روز عاشورا فرا می‌رسید، روز مصیبت و گریه پدرم بود و می‌فرمود: «این، همان روزى است که امام حسین -صلوات الله علیه- در آن شهید شد».۱ 

مرحوم میرزا جواد آقا ملکی تبریزی می‌فرماید: «فرزند من در دهه ‌محرم، فقط نان خالی می‌خورد و خورشت و چیز دیگری نمی‌خورد. این شخص، ولایتش جلوه‌گری کرده و متوجه صحنه کربلا است».

منظور، این است که مؤمنان باید این ایام را بسیار رعایت کنند. برای ورود به این ماه، اعمالی ذکر شده که آقایان به مفاتیح و دیگر کتاب‌های دعا مراجعه می‌کنند و ان شاء الله موفق هستند.

ابعاد مختلف واقعه عاشورا

تاریخچه کربلا از جمیع ابعاد، غنی است. غنی‌ترین تاریخ در دنیا، تاریخ کربلاست و پرشورترین تاریخ هم تاریخ کربلا است. واقعه کربلا و جریان روز عاشورا دارای دو بُعد است؛ یک بُعد ظلمانی و یک بعد نورانی. بعد ظلمانی، عبارت است از: خیانت، جنایت، ظلم، قتل، اسب دواندن بر بدن‌های شهدا، اسارت، شلاق زدن اسیران، بستن اسراء آل محمدصلی الله علیه و آله و سلم به یک ریسمان و سوار کردن آن بزرگوران بر شتران بی‌جهاز و … این بعد ظلمانی و تاریک کربلا است که  در آن، ظلم را به انتها درجه رساندند. فرمانده این بُعد یزید، عبید الله، شمر، عمر سعد، محمد بن اشعث و .. هستند که فرمانده و مجری این بعد از عاشورا بودند.

اما کربلا یک بعد دیگری هم داشت که سراسر زیبایی و نور بود. جلوه‌ای از عدالت، انسانیت،گذشت، فداکاری، بندگی حق، تسلیم بودن در برابر امام و حجت حق، محبت و عشق، فداکردن همه چیز برای حضرت حق و … . تجلی حق‌پرستی، احیای قوانین الهی. احیای اسلام و قرآن، احیای توحید، ابقای نبوت و ولایت بود. فرمانده این بُعد هم حضرت اباعبدالله ‌الحسین علیه السلام و اهل‌بیت و اصحابشان بودند.

مجموعه تاریخ کربلا، در این دو بُعد سیر می‌کند؛ بُعد ظلمانی و بُعد نورانی.

قیام حسینی علیه السلام علت بقای اسلام

دانشمندان می‌گویند: «هر چیزی دارای چهار علت است؛ علت مُحدِثه، علت مُبقیه، علت فاعلی و علت قابلی». هر چیزی  که می‌خواهد موجود بشود و بماند، باید دارای این چهار علت باشد. اسلام هم همین‌طور است. علت مُحدثه که باعث ایجاد و حدوث آن شد، وجود نبی‌اکرمصلی الله علیه و آله و سلم هستند. اما علت مبقیه اسلام که باعث بقا و تداوم آن گردید، قیام حسین ‌بن علی علیه السلام  بود. حسین‌بن علی، علت مُبقیه اسلام هستند. مورخان ثبت کردند که بعد از نبی‌اکرمصلی الله علیه و آله و سلم تا قیام حسین بن علی علیه السلام  حدود پنجاه سال طول کشید. در تاریخ، موجود است که بنی‌امیه از همان ابتدا و به‌ویژه پس از رحلت رسول اکرمصلی الله علیه و آله و سلم ضربه‌های سختی به اسلام و قرآن و ولایت زدند. در زمان خلفا، یک مقداری ظواهر را رعایت می‌کردند؛ چون نزدیک به عهد نبی‌اکرمصلی الله علیه و آله و سلم بودند؛ اما بعد از حکومت امیرالمؤمنین علیه السلام که دوران خلافت معاویه‌ بن ابی‌سفیان بود، بنی‌امیه به سرعت به طرف فساد و نابودی اسلام و قرآن پیش رفتند. چه خیانیت و جنایت‌هایی که معاویه و پسرش، یزید در اسلام به بار آوردند! هزاران مسجد و منبر برای لعن امیرالمؤمنین علیه السلام تشکیل دادند. در یکی از جمعه‌ها، خطیب جمعه فراموش کرد به امیرالمؤمنین علیه السلام لعن بکند و در میان راه یادش آمد؛ لذا مردم را جمع کرد و همانجا خطبه‌اش را اعاده نمود و به امیرالمؤمنین علیه السلام لعن کرد. بعد به همین مناسبت در آنجا مسجد ساختند. ببینید کار به کجا رسید.

یزید -لعنه‌الله علیه- صریحاً در برابر  مردم می‌گفت:

لعبت هاشم بالملک فلا           

خبر جاء و لا وحی نزل۲

یعنی هاشم، جد پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم با مردم و روزگار، بازی کرد، و الا نه خبری از آسمان آمد و نه وحیی نازل شد.

آن ملعون می‌گوید: نه وحی بود و نه جبرییل و نه مبدأ و معاد و … . به نام جانشین و خلیفه پیغمبرصلی الله علیه و آله و سلم و نماینده حق در زمین، این شعر را در اجتماع می‌خواند؛ لذا حسین‌ بن علی علیه السلام  وظیفه خود دید که قیام کند. قیام کرد و با تمام قدرت و نیرویی که داشت، وارد میدان شد و اسلام و قرآن و شجره طیبه توحید، نبوت و ولایت را آبیاری کرد. ان شاء الله با قیام فرزندش، حضرت مهدی علیه السلام این درخت، سبز و خرم خواهد بود. البته ممکن است در برهه‌ای از زمان، پژمرده شود؛ لکن از بین نمی‌رود. قطعاً در هر سال، محرم که فرا می‌رسد، اسلام و قرآن، تجدید می‌شود و پژمردگی‌اش به واسطه خون حسین علیه السلام برطرف می‌گردد؛ لذا پیغمبرصلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:

‏ حُسَیْنٌ‏ مِنِّی‏ وَ أَنَا مِنْ حُسَیْنٍ أَحَبَّ اللَّهُ مَنْ أَحَبَّ حُسَیْنا؛ سلام الله علیها

حسین از من است و من از حسین. خدا دوست بدارد هر کس که حسین را دوست دارد.

این مطلب خیلی مهم است. یکی از معانی این حدیث نورانی، این است که من، علت مُحدثه و ایجاد اسلام و تکامل و سعادت  بشر هستم و  حسین علیه السلام علت مبقیه و علت بقاء اسلام و سعادت و تکامل بشر است

معنایی برای «حُسَیْنٌ‏ مِنّی»

معانی دیگری هم برای این حدیث ذکر شده است. یکی از آن معانی این است که حسین ‌بن علی علیه السلام از وجود مبارک نبی‌مکرّمصلی الله علیه و آله و سلم نشو و نما یافتند. برای توضیح این مطلب به این روایت توجه کنید: موقع تولد امام حسین علیه السلام، پیغمبرصلی الله علیه و آله و سلم به حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند: «دخترم! موقعی که فرزندم متولد شد، به او شیر نده تا من بیایم». روز دوم بود یا سوم تولد امام حسین علیه السلام بود و پیغمبرصلی الله علیه و آله و سلم در مدینه تشریف نداشتند و حضرت زهرا سلام الله علیها هم ابداً به امام حسین  علیه السلام شیر ندادند.

پیغمبر پس از بازگشت از سفر، مستقیم منزل حضرت زهرا سلام الله علیها آمدند. وقتی فرزند را به دست حضرت دادند، ایشان شروع به گریه کردن نمودند. حضرت زهرا سؤال کردند: «پدر جان مگر فرزند من عیبی دارد؟» فرمودند: «نه دخترم. فرزندت عیبی ندارد». سپس پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم به گوش امام حسین علیه السلام اذان گفتند. جبریل نازل شد و عرض کرد: «یا رسول‌الله! حضرت حق سلامت می‌رساند و می‌فرماید: اسمش را چه می‌گذاری؟» حضرت فرمودند: «من سبقت بر حق نمی‌گیرم. آنچه او دستور بدهد». جبریل رفت و برگشت و عرض کرد: «حضرت حق سلام می‌رساند و می‌فرماید: اسمش را حسین بگذار». حضرت، زبان مبارک را به دهان امام حسین علیه السلام گذاشتند  ایشان هم شروع به مکیدن کردند.

بعد از آن، یک روز در میان،  پیغمبرصلی الله علیه و آله و سلم به منزل حضرت زهرا سلام الله علیها می‌آمدند و انگشت سبابه مبارکشان یا زبان مبارکشان را  دهان امام حسین علیه السلام می‌گذاشتند. امام حسین علیه السلام هم می‌مکیدند و سیر می‌شدند.۴ 

یگانه فرزندی که شیر مادر نخورد و زنده ماند، حضرت اباعبدالله علیه السلام بودند؛ لذا پوست و خون و گوشت امام حسین علیه السلام از پیغمبرصلی الله علیه و آله و سلم است. اینجا است که کلامِ نورانیِ «حسین منی» یک معنای جدید پیدا می‌کند و آن، اینکه رشد و نمو امام حسین علیه السلام از وجود پیغمبر اکرمصلی الله علیه و آله و سلم بوده نه از شیر مادر بزرگوارشان.

اهمیت  عزاداری در محرم

عزیزان! در این دهه‌، مجالس امام حسین علیه السلام را اهمیت بدهید. امام حسین علیه السلام در پیشگاه خدا خیلی آبرو دارند. این مجالسی که می‌روید، هر جایی که باشد، بدانید صاحب عزا حضرت زهرا سلام الله علیها و امام زمان علیه السلام هستند.

گریه برای آن حضرت، سختیهای زمان احتضار را از بین میبرد؛ زیرا امام صادق علیه السلام به مسمع بن عبد الملک فرمودند:

«آیا مصائبى را که براى آن جناب فراهم کردند و آزار و اذیت‏هایى که به حضرتش روا داشتند یاد مى‏کنى؟»

عرض کردم: «بلى». حضرت فرمودند: «آیا به جزع و فزع مى‏آیى؟» عرض کردم: «بلى به خدا قسم! به سبب یاد کردن مصائب آن بزرگوار چنان غمگین و حزین مى‏شوم که اهل و عیالم اثر آن را در من مشاهده مى‏کنند، و حالم چنان دگرگون مى‏شود که از خوردن غذا امتناع می‌کنم و به وضوح، علائم حزن و اندوه در صورتم نمایان مى‏شود».

حضرت فرمودند: «خداوند، اشک‏هاى تو را مورد رحمتش قرار دهد. بدان که قطعا تو از کسانى محسوب مى‏شوى که به سبب ما جزع نموده و به واسطه سرور ما مسرور شده و به دلیل حزن ما محزون گردیده و به جهت خوف ما خائف بوده و در هنگام امنیت ما [در قیامت] در امان هستند. آگاه باش که حتما و به زودی هنگام مرگ، اجدادم را بالاى سرت خواهى دید که به ملک الموت، سفارش تو را خواهند کرد. بشارتى که آنان به تو خواهند داد برتر و بالاتر از هر چیزى است و خواهى دید که ملک الموت از مادر مهربان به فرزندش به تو مهربان‏تر و دلسوز‏تر خواهد بود».

مسمع مى‏گوید:

سپس حضرت گریستند و اشک‌هاى مبارکشان جارى شد و من نیز با آن جناب اشک ریختم. پس از آن حضرت فرمودند:

ستایش خدا را که با رحمتش ما را بر مخلوقاتش برتری داد و رحمت ویژه‌اش را به ما اهل بیت اختصاص داد. اى مسمع از هنگامى که امیر المؤمنین علیه السلام شهید شدند زمین و آسمان بر ما ترحم نموده و مى‏گریند و موجودى بیشتر از فرشتگان بر ما گریه نکرده است، ایشان اشک‏هایشان پیوسته جارى است و هرگز قطع نمى‏شود.

توجّه داشته باش احدى به سبب ترحم به ما و به دلیل مصائبى که بر ما وارد شده نمى‏گرید، مگر آنکه قبل از آمدن اشک از چشمش حق تعالى او را رحمت خواهد کرد. و وقتى اشک‏ها بر گونه‏هایش جارى شد، در صورتى که یک قطره از آن‌ها در جهنّم بیفتد حرارت و آتش آن را خاموش و آرام مى‏کند که دیگر براى آن حرارتى پیدا نمى‏شود.

بدان کسى که قلبش برای ما دردناک شود، در روزى که مرگش فرا برسد و ما را مشاهده کند، سرور و نشاطى برایش پیدا شود که پیوسته این سرور در او خواهد بود، تا در کنار حوض بر ما وارد شود.۵

طبق برخی روایات، گریه‌کننده بر امام حسین علیه السلام در بهشت با ایشان و هم درجه ایشان خواهد بود.صلی الله علیه و آله و سلم

لذا در این جلسات شرکت کنید و مؤدب باشید و بدانید که هم امام زمان علیه السلام نظر دارند و هم حضرت زهرا سلام الله علیها. برای خشنودی این دو بزرگوار شرکت کنید. من معتقدم این خیمه‌های عزایی که در خانه‌ها و جاهای دیگر می‌زنند، حکم حرم امام حسین علیه السلام را دارد. این جلسات هم همان حکم را دارد. همان‌طور که حرم امام حسین علیه السلام جای استجابت دعا است این مجالس هم جای استجابت دعاست، ملائکه در این جلسات حاضرند و دعاها را آمین می‌گویند. حضرت زهرا سلام الله علیها تشریف دارند، امام زمان علیه السلام نظر لطف دارند؛ لذا ممکن نیست کسی در این جلسات وارد بشود و محروم از

این مجلس بیرون بیاید.

خدا می‌داند گریه و عزاداری برای امام حسین، چقدر فضیلت دارد. از ریان بن شبیب روایت شده که گفت روز اول محرم به خدمت امام رضا علیه السلام رسیدم. حضرت فرمودند:

 … ای پسر شبیب! اگر بر حسین علیه السلام

گریه کنی و آب دیدگان تو بر رویت جاری شود، حق تعالی جمیع گناهان صغیره و کبیره تو را می‌آمرزد؛ خواه اندک باشد و خواه بسیار.

ای پسر شبیب! اگر می‌خواهی خدا را ملاقات کنی، در حالی که هیچ گناهی نداشته باشی، حسین علیه السلام را زیارت کن.

ای پسر شبیب! اگر می‌خواهی که در غرفه‌ای از بهشت با رسول خدا و ائمه طاهرین محشور شوی، قاتلان حسین علیه السلامرا لعنت کن.

ای پسر شبیب! اگر بخواهی مانند شهدای کربلا باشی و ثواب آن‌ها را داشته باشی، هر گاه مصیبت آن حضرت را یاد کردی، بگو: «یا لَیتَنی کُنتُ مَعَهُم فَاَفُوزَ فَوزًا عَظیماً» [ای کاش من با ایشان بودم و رستگاری عظیمی می‌یافتم].

ای پسر شبیب! اگر می‌خواهی در درجات عالی بهشت با ما باشی، برای اندوه ما اندوهناک باش و در شادی ما شاد. بر تو باد ولایت و محبت ما که اگر کسی سنگی را دوست داشته باشد، حق تعالی او را در قیامت با آن محشور می‌کند‌. علیه السلام

در روایت دیگری دارد موقعی که کسی بر امام حسین علیه السلام گریه نماید حضرت به او نظر می‌کند و و برایشان طلب آمرزش کرده و از پدرانشان میخواهند که برای آن‌ها استغفار کنند و به او می فرمایند:

ای گریه کننده بر من! اگر بدانی خدا چه چیزی از ثوابها برای تو مهیا کرده، هر آینه شادی تو زیادتر از اندوه تو خواهد شد.

آن بزرگوار از حق تعالی درخواست میکند که هر گناه و خطا که گریه کننده بر او کرده است بیامرزد. علیه السلام  

این، اثر فوق‌العاده گریه کردن بر امام حسین علیه السلام است. انسان باید خودش را از این مجالس محروم نکند؛ هر چند کارهایش زیاد و گرفتاری‌هایش بسیار است؛ لکن برادرها و خواهرها! شبانه‌روزی یک جلسه، ده دقیقه، ربع ساعت، برای خدا در این جلسات شرکت کنید. برای بزرگداشت عظمت امام حسین علیه السلام و اهل‌بیتش شرکت کنید. برای اینکه قطره اشکی بر مظلومیتشان بریزید، شرکت کنید. اگر گریه‌ات  گرفت که چه بهتر؛ اگر گریه‌ات هم نگرفت، ناراحت نباش؛ خودت را شبیه گریه کننده‌ها در بیاور. در روایت معتبر  است که حضرت حق می‌فرماید:

مَنْ بَکَى عَلَیْهِ أَوْ أَبْکَى أَوْ تَبَاکَى‏ حَرَّمْتُ جَسَدَهُ عَلَى النَّار؛۹  

کسی که بر امام حسین علیه السلام گریه کند یا کسی را بگریاند یا خودش را شبیه گریه‌کننده درآورد، جسدش را بر آتش جهنم حرام می‌کنم.

لذا بسیار مناسب است که انسان در این جلسات شرکت بکند. حیف است که چنین فیوضاتی در دسترسی ما باشد و ما خودمان را محروم بکنیم.

پی‌نوشت‌ها

  1. بحار الأنوار، علامه محمدباقر مجلسى، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، دوم، ۱۴۰ سلام الله علیها ق، ج‏۴۴، ص ۲ علیه السلام سلام الله علیها.

  2. وقعه الطفّ، ابومخنف کوفى، قم، سوم، ۱۴۱ علیه السلام ق، ص ۲صلی الله علیه و آله و سلم علیه السلام ؛ اللهوف سید بن طاووس، تهران، اول، ۱ سلام الله علیها۴ علیه السلام ش، ص ۱ علیه السلام ۱.

  3. کامل الزیارات، جعفر بن محمد ابن قولویه، دار المرتضویه، نجف اشرف، اول، ۱ سلام الله علیها۵صلی الله علیه و آله و سلمش، ص۵۲.

  4. کافی، محمد بن یعقوب کلینى، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چهارم، ۱۴۰ علیه السلام ق، ج‏۱، ص ۴صلی الله علیه و آله و سلم۵.

  5. کامل الزیارات باب سلام الله علیها۲، ص۱۰۱.

  6. بحار الأنوار، ج‏۴۴، ص ۲ علیه السلام علیه السلام .

  7. امالی، شیخ صدوق، کتابچى، تهران، ششم، ۱ سلام الله علیها علیه السلامصلی الله علیه و آله و سلمش، ص ۱ سلام الله علیها۰.

  8. کامل الزیارات، ص ۱۰ سلام الله علیها.

  9. بحار الأنوار، ج‏۴۴، ص سلام الله علیها۰ علیه السلام .

 

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*